کتاب «متون شرقی، شیوههای غربی» به قلم محمود امیدسالار؛ محقق زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه، به رشته تحریر درآمد. این کتاب به بررسی شاهنامه و ابعاد ایدئولوژیک شاهنامهشناسی در مغرب زمین میپردازد.
مود امیدسالار در کتاب «متون شرقی، شیوههای غربی» پیش از پرداختن به موضوع شاهنامه و ابعاد ایدئولوژیک شاهنامهشناسی در مغرب زمین به مقایسه اوضاع ادبی و اجتماعی اروپای غربی در قرون وسطی با تمدن اسلامی در همان دوران میپردازد.
این شاهنامهپژوه معتقد است تحقیقات علمی، خصوصا آنهایی که به ادب و فرهنگ جامعه وابستهاند، در خلا و خارج از روندها و گرایشهای جامعه صورت نمیگیرند؛ بلکه با جنبههای گوناگون جامعهای که نویسنده و محقق در آن فعال است ارتباط نزدیک دارند.
اگر موضوع تحقیق به هویت قومی یا یکی دیگر از عناصر زیربنایی جامعه مربوط باشد و یا از آن مایه گرفته باشد، تحقیقات مربوط به آن نیز به همان نسبت بار عاطفی سنگینتری را بر دوش میکشند. بنابراین مطالعات مربوط به زبان و ادب، که ستون اصلی هویت فرهنگی و قومی ایرانیان را تشکیل میدهد، سرشار از این نوع احساسات است.
حماسه ملی ایران؛ شاهنامه، که به دست شاعری حماسهسرا سروده شد متنی است که در آن عواطف وطنی، مذهبی و سیاسی در هم آمیخته است. این کتاب نه تنها داستان رویارویی ایرانی و غیر ایرانی، عشق به وطن و فداکاری در دفاع از آب و خاک ایران در مقابل هجوم بیگانگان است، بلکه قصه مظلومیت فردوسی به عنوان نماد ستمکشان و جفای سلطان محمود، سمبل مستکبران، هم هست.
بنابراین تحقیقات، محققان ایرانی درباره شاهنامه و فردوسی خالی از جنبههای عاطفی که گهگاه عنان قلم را از دست نویسنده و نیز از حیطه انصاف خارج میکند، نیست و این تنها یک طرف قضیه است.
امید سالار معتقد است که فرهنگ غرب، در ابتدای قرن بیست و یکم خود را در تعارض با جوامع شرقی و مخصوصا اسلام قرار داده و شرق ستیزی اروپایی و آمریکایی به تدریج جزو گفتمان سیاسی و تحقیقی مغرب زمین شده است. نظر به این که ایران پرچمدار مبارزات اسلامی بر علیه سلطهطلبی غربی است، و از این روی که کشور ما تنها کشور مسلمان است که حماسهای ملی نظیر شاهنامه دارد، ایران در فرهنگ غرب به نماد مبارزات ضد استعماری و مقاومت اسلامی غرب مبدل شده است.
بنابراین، محققان آمریکایی و اروپایی خود را در تعارض با ایران میبینند و خودآگاهانه یا ناخودآگاه با ایران و ایرانی در ضدیتاند. در کتاب «متون شرقی، شیوههای غربی: شاهنامه و ابعاد ایدئولژیک شاهنامه شناسی در مغرب زمین» نویسنده به بررسی برخی از صور بروز ایرانستیزی شرقشناسان میپردازد و پس از بیان مقدمهای کوتاه در باب تاریخ اجتماعی و فرهنگی اروپای غربی پس از فروپاشی امپراطوری روم، آرای شرقشناسانی را که میکوشند تا فرهنگ ایران و مخصوصا حماسه ملی کشور ما را با معیارهای بیگانه مورد بررسی قرار دهند، به نقد میگیرد.
نگارنده معتقد است که تحمیل موازین بیگانه و غربی بر نقد متن و متون فارسی و عربی و خصوصا بر فرهنگ درخشان دوران طلایی تمدن اسلام در خاورمیانه، با آن تصویر ذهنی از ایران و اسلام که تبلیغات شرقستیزانه در میان عوام مغرب زمین شایع کرده است هماهنگی کامل دارد و حتی یک مقایسه اجمالی میان نحوه تحلیل شاهنامهشناسان غربی و نحوه به نمایش گذاشتن ایران و ایرانی در فیلمهایی چون 300، نشان میدهد که این دو جریان اسلامستیزانه و ضد ایرانی از یک آبشخور تغذیه میشوند.
شاهنامهشناسان غربی از بطن فرهنگ ایرانستیز خودشان با حماسه ملی ما روبرو شدهاند و قضاوتشان در باب شاهنامه آکنده از همان کاستیها و دروغهاست که تبلیغات ایران ستیزانه حکومتهایشان در مغرب زمین شایع ساخته است.
امید سالار یادآور میشود که فرهنگ اروپای قرون وسطی هیچ شباهتی به فرهنگ ایران در آن دوران ندارد و اوضاع علم و اجتماع در ممالک اسلامی خاورمیانه به کلی با وضع اسفبار اروپا فرق داشته است. در این دوران دانشمندان مسلمان نه تنها به کتابهای زیادی به زبانهای عربی و فارسی دسترسی داشتند، بلکه از طریق ترجمه متون قدیم ایرانی، هندی، رومی، سریانی و دیگر زبانها قادر بودند که از گنجینه عظیمی از علوم ملل قدیم نیز در تحقیقاتشان استفاده کنند. همچنین درباره شیوه تصحیح متون نگاشته شده در اروپای قرون وسطی و ممالیک اسلامی میبایست تفاوت قایل شد؛ چرا که کاتبان و خوانندگان رویکرد متفاوتی به متون داشتهاند.
وی در این باره به بسط تاریخچه و نظریههای مختلف مطرح شده درباره متون اروپایی در قرون وسطی و متون کلاسیک ایران از جمله شاهنامه میپردازد تا نشان دهد تا چه حد رویکرد افراد به این متون در هر یک از این دو جغرافیا متفاوت بوده و تا چه میزان برخی آرای نظریهپردازان غربی درباره متون کلاسیک ایرانی/ اسلامی به خطا رفته است.
به زعم وی معیار بررسی و تصحیح متون اسلامی باید از بطن خود این متون استخراج شوند و نباید کورکورانه از روشهای غربی استفاده کرد؛ هر چند که این امکان وجود دارد که برخی از روشهای غربی صحیح باشد ولی اکثرشان بی فایدهاند چرا که شرایط تاریخی و فرهنگی نگارش این آثار متفاوت است.
در این اثر همچنین به بررسی بیشتر شاهنامه و ابعاد ایدئولوژیک آن پرداخته شده و بر پیوند میان ایرانیت و تشیع در نگاه شاعر این اثر گرانبها تاکید شده است. در نتیجه ارتباط شاهنامه با بدیههسرایی شفاهی، مربوط ساختن نسخههای شاهنامه با دستنویسهای قرون وسطای اروپایی و پیشنهاد تحمیل شیوههایی که در تصحیح متون اروپای قرون وسطی به کار میرود بر تصحیح حماسه ملی ایران یعنی شاهنامه، از جمله ادعاهایی است که به نظر مولف برآمده از پیش فرضهای باقی مانده از دوران استعمار و عقاید نژادپرستانه و برتریجویانه مستشرقین غربی است.
هفدهمین ضمیمه از ضمایم فصلنامه آینه میراث با عنوان «متون شرقی، شیوه های غربی» به قلم محمود امیدسالار، به بررسی شاهنامه و ابعاد ایدئولوژیک شاهنامهشناسی در مغرب زمین میپردازد. این کتاب به کوشش مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده و در دسترس شاهنامهپژوهان و ادیبان قرار دارد.