مقدمه قضیهی حساس و ظریف جایگاهی که باید به برخی از شکلهای ادبی داده شود که به زبان تودهی مردم بیان شدهاند وسرچشمه در محفلهای ادبی ندارند و به هیچ سبک و مکتبی پیوند نمیخورند، حل ناشده مانده است. و کتابسمک عیار، که وقتی که بخواهیم آن را در چارچوب تاریخ ادبیات فارسی جای دهیم و بررسی کنیم به همان اندازه کهشهرت دارد مایهی سرددرگمی میشود. به خوبی این قضیهی حل ناشده را باز منمایاند. بررسی این اثر در چارچوبتحقیقی بس گستردهتر جای میگیرد که آن تحقیق ما را بدان جا میکشاند که یک بار دیگر مسألهی انواع ادبی را وارسیکنیم، و لذا مقتضی این است که پیش از هر کار معیارهای لاز مبرای هر گونه آنهنگ دسته بندی را روشن و تبیین نماییم. چنان که در ضمن تجزیه و تحلیل داستان تریجا در خواهیم یافت، نخستین تأثیری که این داستان بر خوانندهی امروزینا آگاه میگذارد، از تأثیر ژرفی که هدف راوی آن بوده ،بس دور است. کشش مطالعهی سطحی کتاب تا اندازییی برروایتی که عناصر خاص فرهنگ و جامعهی یک عصر معین وارد آن میشوند پرده میکشد، به ویژه که طنین اخلاقیآن عناصر و استفادهی خاصی که این داستان از آنها میکند اقتضا مینماید که تجه پیوسته به آن عناصر بشود. قبل از هر چیز ببینیم که جز تفریح خاطری که تخیل آدمی با به دیار مبهم پرویز ناتل خانلری بر گرفته شدهاند. در بخشنخست این بررسی فقط به همین منبع ارجاع داده شده است. دلیل این کار این است که اقوال ترجمه شده به سبباهمیتی که در عرضه و تبیین تعاریف مفاهیمی مثل مردی، عیاری و جوانمردی دارند و در زبان فرانسوی هیچ معادلیبرایشان یافت نیم شد، گزیده شدهاند، و لذا صورت لاتینی فارسی آنها حفظ شده است. حال آن که خاصیت ترجمهیخانم فریدریک رضوی که کوشیده است تا این مفاهیم را به کمک تعریضها و استعارههای گوناگون، و در واقع انواعاطناب تبیین کند این است که آنها را به سختی در متن فارنسوی جا میاندازد و مینمایاند. و لذا ضرورتی دیده نشدکه یادداشتهای ارجاعی این بخش و اقوال ترجمه شده در آن را بیشتر از آن چه هست سنگین کنیم. در عوض، در بخش دوم کتاب که این مفاهیم آشکار نمیشوند ارجاع به چاپ خانلری با ارجاع به ترجمهی فردریکرضوی همراه شده است. در نتیجه، کسی که فارسی نمیداند و با ادبیات فارسی و عالم ایرانی آشنایی ندارد میتواندبه ترجمهرضوی مراجعه کند. این ترجمه که خانم مترجم آن را جلد یکی از کلی کار شمرده است، مطابق است باصفحات 1 تا 312 از متن فارسی. 4. از آقای شارل - هانری دوفوشه کور، استاد دانشگاه پاریس، که همواره راهنمای تحصیلم بوده و با دقت و حوصلهشکلگیری و تحول و تدوین این کتاب را دنبال کرده است، و نیز از آقای ژیلبرلازار، عضو انستیتو، که افزون برراهنماییهای بسیرا با چاپ این اثر در مجموعهی کارهای انجمن مطالعات ایرانی، که خود او ریاستش را دارد،موافقت کرد، سپاسگزارم. همچنین از خانم ژیلبرلازار که مرا از اطاعات ژرف خود در زمینهی اروژای قرون میانه بهرهمند کرد، و از آقای روانفرهادی که به سبب انس نامحدود و عمیق خود با ادبیات فارسی کمکی سودمند به تحقیق این بررسی کرد،سپاسگزاری میکنم. و سر انجام سپاس خود را به خانم فرنگیس جبار نژاد که با نهایت دقت و امانت در مباحثات ضروری بسیار دربارهیبسیریا از نکات زبان و تمدن ایرانی مرا همراهی کرد و از آقای رائول کوری یل که با خورسندی کار دشوارمطالعهنسخهی دستنویس این گزارش را پذیرفت، تقدیم میدارم.
|