مقدمه کتاب کلمات قصار حضرت علی (ع) کتابی که امروز به این صورت در آمده نتیجه کاری است که یازده سال قبل آغاز کرده بودم.
در اسفند ماه سال 1322 برای همکاری با نویسندگان نامه هفتگی آیین اسلام، بر آن شدم که سخنان کوتاه حضرت علی بن ابیطالب (ع) را به رباعیات فارسی درآورم و این فکر را نیز جامه عمل پوشاندم چنانکه توانستم هر هفته چهار یا پنج رباعی بسازم و آن را در آن نشریه به چاپ برسانم.
از آنجا که اینگونه کالاها نیز بی خریدار نیست پس از دو سه ماه آن رباعیات دوستدارانی یافت که مرا دلگرم ساختند و با این دلگرمی دو سال یعنی از آغاز سال 1323 تا پایان سال 1324 کار خود را دنبال کردم اما در سال بعد دوری از تهران و پیش آمدهای دیگر باعث شد که نتوانم آن را به پایان برسانم.
در تابستان گذشته که به تهران آمدم گروهی از دوستان و سروران گرامی پیشنهاد نمودند که این کار را تمام کرده، ترجمه انگلیسی نیز بدان بیفزایم و آن را برای چاپ آماده کنم. من هم آنچه را که سابق در روزنامه چاپ شده بود بار دیگر تحت مطالعه قرار دادم و در این تجدید نظر آنچه می توانستم دقت کردم بسیاری از آن اشعار را اصلاح نمودم و بسیاری را قلم کشیدم یا از نو سرودم. مقدار دیگری نیز از کلمات قصار را به رباعی درآورده و بر آن افزودم و کاری را که به نظرم ناتمام می نمود تمام کردم.
البته این مجموعه شامل همه سخنان کوتاه حضرت امیر نیست ولی همه موضوعات اخلاقی که منظور آن راد مرد بزرگ بوده در این مجموعه یافت می شود.
کلمات قصار شاید از دو سه هزار جمله نیز بیشتر باشد ولی چون موضوعات آنها محدود و معین است در هر موضوعی به انتخاب یک یا چند جمله برجسته که در عین حال در قالب رباعی بهتر می گنجید اکتفا گردید.
در ترجمه سخنان کوتاه به انگلیسی و نثر و نظم فارسی، همه جا سعی شده است که ترجمه از لحاظ لفظ و معنی با اصل یکسان باشد. مع ذلک مخصوصا در زبان انگلیسی هرجا که ترجمه تحت اللفظ شیوا و دلپذیر نمی نموده همان معنی با الفاظ دیگری بیان شده به طوریکه اگر لفظ با لفظ مطابقت نداشته باشد معنی با معنی برابری کند.
با اینکه در سرودن این رباعیات تا آخرین حد امکان دقت و ممارست شده، شاید بعضی از آنها از حیله شیوایی و لطافت عاری باشد ولی همچنانکه می گویند «حق تلخ است» پند و اندرز هم اگر صریح و بی پرده باشد در اغلب مذاق ها شیرین واقع نمی شود و این یکی از عللی است که بیشتر سخنوران بزرگ ایرانی نصیحت را در لفافه تمثیل پیچیده و خواسته اند با شیرینی داستان از تلخی پند و اندرز بکاهند.
اگر چه از تهارن دور افتاده ام و دستم از دامن استادان سخن کوتاه است ولی تا آنجا که دسترسی به اهل فن داشتم در این باب از مشورت با آنان خودداری نکردم و به راستی از نکته گیری ها و راهنمایی های سودمندشان سپاسگزارم. با این وصف کار خود را بی نقص نمی دانم و چنانچه بعد نیازی به چاپ مجدد این کتاب افتاد امیدوارم توانایی بیشتری در تکمیل آن داشته باشم. Ostad ابوالقاسم حالت |