بررسی و نقد منابع و تحقیقات جدید بررسی و نقد منابع و تحقیقات جدید
سرچشمه آگاهی ها درباره مشعشعیان کم شمار است ، اما در عین حال تعدد سمت گیری های سیاسی ـ اعتقادی همان اندک مآخذ اصیل ، قابل توجه می نماید. این تعداد از سویی موجب توجه به ابعاد متفاوت موضوع می شود و از سوی دیگر در مواردی اختلاف شگرف روایت ها بر ابهامات موجود می افزاید. افزون بر این برخی منابع اصیل تقریباً دست نخورده و به شکل خطی باقی مانده است. اگرچه به ظاهر بیش از شصت سال از زمان نخستین کند و کاو جدی به شیوه پژوهش های امروزی در موضوع مشعشعیان می گذرد و در این فاصله متونی چون کلام المهدی، و تاریخ مشعشعیان از سوی پژوهشگرانی به شکا ناقص و بدون روش مورد مراجعه قرار گرفته اند، اما از ارائه تبیینی کامل و منسجم و مبتنی بر شیوه های پژوهش علمی بر نیامده اند.
در این بخش ، منابع موضوع مشعشعیان از منظر تبیین ویژگی های فکری ـ اعتقادی ، و سیاسی ـ اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد و برجستگی ها، اشتراکات ، و تفاوت های آنها در چارچوب شرایط تاریخی و سیاسی زمان بازگو می شود. دسته بندی منابع بر اساس دو ویژگی مذکور با توجه به تداخل موضوعات در هر یک از آنها امکان پذیر نیست، به جز کلام المهدی که غالب مطالب آن در تشریح دیدگاه اعتقادی سید محمد بن فلاح است سایر منابع از هر دو موضوع فکری ـ اعتقادی و سیاسی ـ اجتماعی درباره مشعشعیان گزارش هایی ارائه کرده اند. شاید با تسامح بتوان منابع اصیل موجود را در سه گروه زیر جای داد:
1ـ روایت مشعشعیان : کلام المهدی ، تاریخ مشعشعیان.
2ـ روایت محلی: تاریخ غیاثی ، مجالس المومنین ، تذکره شوشتر.
3ـ روایت بیگانه : تاریخ کبیر، وقایع نامه های دوره صفوی.
اما بدیهی است که دسته بندی بالا جامع و مانع نیست و اشکالاتی بر آن وارد است.
دو اثر مهم و کاملا متفاوت تحت عنوان روایت مشعشعیان آمده است. وجه مشترک آن دو از این روست که تنها آثار به جا مانده از رهبران مشعشعی قلمداد می شوند. اما در دو زمان و شرایط متفاوت نوشته شده اند. سید محمد بن فلاح به عنوان مؤسس و رهبر خیزمشعشعیان، در کلام المهدی به تبیین، توجیه ، و تشریح دیدگاه ها و مبانی اعتقادی خود دست می زند و سرسختانه و پرخاشگرانه به مخالفان می تازد اما سید علی خان بن سید عبدالله تاریخ مشعشعیان که در اواخر دوره صفوی
(حدود 1128 ق) به نگارش در آمده به عنوان والی حویزه و تحت نظر و تبعیت حکومت صفوی از مسایل گوناگون مشعشعیان یاد می کند.
در دسته بندی بالا، در زمره« روایت محلی » سه اثر متفاوت جای گرفته اند، که تنها وجه مشترک بعد محلی و منطقه ای آنهاست که در این باره نیز به ویژه در مورد مجالس المومنین تردید وارد است. اگر چه این اثر تراوش قلم قاضی نورالله شوشتری است که به شرایط منطقه ، و روایت های محلی در خصوص مشعشعیان آشناست اما او در این اثر به دنبال ثبت سلسله فرمانروایان ، صاحب منصبان ، و عالمان دینی است که از نظر او در زمره (مومنان ) شیعی مذهب به حساب می آیند. مولف تاریخ غیاثی به دنبال مطرح و تدوین تاریخ عراق ـ که جنوب آن از خاستگاه و مناطق فعالیت و استقرار مشعشعیان بود ـ است و در تذکره شوشتر نیز شرح تاریخ و رجال شوشترـ به عنوان یکی از مراکز مهم شهری مهم خوزستان (منطقه فعالیت مشعشعیان ) ـ هدف اصلی است. به هر روی با وجود تفاوت های بارز سه اثر یاد شده به نظر نمی رسد وجه اشتراک نه چندان دقیق (محلی ) بتواند قالب مناسب باشد.
در (روایت بیگانه) از تاریخ مشعشعیان ، وقایع نگاران وابسته به دو حکومت تیموری و صفوی جای دارند. آن دو حکومت ، تجربه رویارویی نظامی با مشعشعیان داشتند اما با نتایج متفاوت : سید محمد بن فلاح در نخستین اقدامات خود حویزه سپس شوشتر را از فرمانروایی نمایندگان حکومت تیموری ، یعنی شیخ ابوالخیر جزری و پسرش شیخ عبدالله خارج ساخت و پیامد رویارویی با صفویان در سال 914 ق ، پایان دوره استقلال مشعشعیان بود. به هر روی ، منابع وابسته به این دو مرجع قدرت سیاسی در راستای مناسبات آن حکومت ها و مشعشعیان ، به حوادث آن دوره نگریسته اند.
با توجه به آنچه گفته شد در ادامه، منابع به صورت موردی و منفک معرفی و ارزیابی می شود. بدیهی است در این ارزیابی به جایگاه آنها در تشریح مبانی فکری ـ اعتقادی و یا سیاسی ـ اجتماعی ، و هم چنین وابستگی های سیاسی ـ اعتقادی و دلبستگی های محلی و ... توجه خواهد داشت. در ادامه از مطالعاتی که در حوزه مشعشعیان صورت گرفته و گام هایی که در این مسیر برداشته شده و هم چنین جهت گیری ها و داوری های آنها سخن خواهد رفت و بدین ترتیب ، از سویی به چگونگی انجام پژوهش کنونی و نقش منابع اصیل در روند مطالعه پاسخ داده می شود و از سوی دیگر خود به خود ضرورت انجام مطالعه کنونی آشکار می شود.
1ـ کلام المهدی
این اثر را می توان بیانیه اعتقادی جامع و مفصل سید محمد بن فلاح (متوفی 870 ق) ـ رهبر مشعشعیان ـ تلقی کرد که در خلال آن پاره ای موضع گیری های سیاسی و حوادث خیزش مشعشعیان نیز طرح می شود. اما غالب رسایل و قطعات آن در حوزه موضوعات اعتقادی است. به نظر می رسد سید محمد بن فلاح در جایگاه رهبری مشعشعیان به شدت از سوی محافل سیاسی و مذهبی مورد نقد و تخطئه قرار داشته است و از این رو حجم قابل توجهی از متن 370 برگی (740 صفحه ای) آن اثر، در توضیح اصول اعتقادی ، با محوریت جایگاه نیابت وی در اندیشه مهدویت است.
دو نسخه از کلام المهدی باقی مانده است نسخه کتابخانه آیت الله مرعشی در قم به شماره 1211 ، و نسخه موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 10222 ، نسخه مجلس با خط نسخ سده دهم ق ، در 370 برگ سیزده سطری ، مورد استفاده پژوهش حاضر قرار گرفته است.
کلام المهدی (1) ، از لحاظ صرف و نحو عربی ، متنی مستحکم و دقیق محسوب نمی شود و افزون بر این، تشتت و پراکندگی ، و نا انسجامی مفهومی در اجزای آن (رسایل ، قطعات ) دیده می شود . کمتر موضوعی است که به شکل منظم و بدون گسست بیان شده باشد. اشارات کوتاه و پراکنده جای تفصیل منسجم را گرفته است گویی نویسنده به جای اثبات اصول فکری خود قصد انکار سریع و کوتاه تلقی های دیگران از اعتقادات خود را داشته است.
در واقع ، در غالب رسایل کلام المهدی، لحن پرخاشگر و خشم آلود سید محمد بن فلاح امکان نگرشی آرام و تبیین کامل از دیدگاههای او را نداده است. اما این موارد راه را بر دستیابی به طرحی تقریبا کامل از منظومه اندیشه های او نمی بندد و با روش استقرایی از متن مفصل کلام المهدی می توان چارچوب فکری ـ اعتقادی او را به دست داد.
از خلال متن مذکور آشکار است که سید محمد بن فلاح سرسختانه به نگرشی شیعی از روند تاریخ اسلام باور داشته است. سقیفه و گزینش نخستین خلیفه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) آغاز انحرافی بزرگ و ستمی نابخشودنی است که پیاپی بر سنگینی آن افزوده می شود. حادثه سال 61 ق . و فرجام رویا رویی حسین بن علی (ع)، سومین پیشوای شیعیان با حکمرانان اموی یزید بن معاویه و دیگر رویارویی های پیشوایان شیعه با خلفای زمان ، در ادامه همان انحراف نخستین است. نمونه های تاریخی سید محمد بن فلاح در کلام المهدی به دوره پیش از غیبت صغری(260ق) محدود می شود و از خیزش های پس از آن نامی به میان نمی آورد. اما از فقیهان شیعه در مواردی نام می برد و با بزرگ بینی ویژه ای خود را از میراث فقهی آنها بی نیاز می بیند و در واقع بر انحصاری بودن مقام و مرتبه خود اصرار می کند. مقامی که آموزش رسمی علوم دینی به تنهایی قادر نیست. برای کسی فراهم کند باید ضمیری صیقل خورده و مهبط الهام باشد که به آن مرتبه برسد(2).
رویا رویی شیعه و سنی در کلام المهدی به سقیفه و بحث های اعتقادی جانشینی پیامبر (ص) ، که اتفاقا کمتربه آن پرداخته شده محدود نمی شود. از موقعیت حضرت علی(ع) پس از صدور رای شورای سقیفه، به ویژه داستان حضرت فاطمه (س) و خلیفه دوم و هم چنین موضوع فدک ، به کرات یاد می شود و از موضع شیعی متعصب و پر احساس به عاملان و مجریان حوادث بالا یورش می برد (3)گویی رهبری خیزش مشعشعیان انباشته از مطالبات تاریخی است که تا کنون فرصت پیگیری آن نبوده و اکنون زمان کسب آن فرا رسیده است.
آنچه از مباحث فکری ـ اعتقادی در کلام المهدی و در اندیشه سید محمد بن فلاح نو می نماید و بر همین میزان پیچیده و بغرنج است دو بحث مهدویت و الوهیت می باشد که در فصل ماهیت فکری این نوشتار به آن پرداخته شده و در این جا تنها به این نکته اشاره می رود که کلام المهدی ماخذی بنیادی در بحث ماهیت فکری ـ اعتقادی مشعشعیان محسوب می شود.
کلام المهدی به عنوان یگانه متن موجود از رهبری مشعشعیان ـ و اساسا مشعشعیان مقدم ـ در این پژوهش مورد توجه جدی و کامل قرار گرفته است. پس از ترجمه، مطالب این مجموعه برگرد موضوعات و عناوین مشخص و جزیی جمع بندی شد و با بهره گیری از سایر متون اصیل در حوزه فکری ـ اعتقادی مورد استفاده قرار گرفت. اما بی تردید اگر متن کلام المهدی در اختیار نبود، هیچ گاه امکان ارائه تصویری واقع گرا از ماهیت فکری مشعشعیان وجود نداشت. ذکر این نکته ضروری است که در مباحث تاریخ اقدامات مشعشعیان و سید محمد بن فلاح و حتی مناسبات سیاسی آنها با دیگران نیز می توان از کلام المهدی بهره برد.
سید محمد بن فلاح در کلام المهدی به سیر فعالیت های خود از آغاز دعوت اشاره کرده است و هم چنین از اقدامات پسرش مولی علی یاد کرده و درصدد توجیه تبیین ، و در مواردی رد آنها بر آمده است.(4)
افزون بر این، ویژگی های اجتماعی و طرحی از جامعه مشعشعیان را به طور کلی از خلال متن مذکور می توان به دست آورد، موردی که در بخش ماهیت اجتماعی به آن پرداخته و از اقدامات سید محمد بن فلاح و برخی حوادث و اتفاقات داخلی جامعه مشعشعی یاد شده است. در مواردی او به عنوان فقیهی نکته سنج دستور العملی دقیق در باب مناسبات فردی و اجتماعی اعضای جامعه و کیفر و پاداش اعمال آنها تدوین می کند(5)
که در فهم ویژگی های جامعه مشعشعی بسیار مهم است.
در بهره گیری از کلام المهدی ، نگارنده غافل از نکته مهم نبوده که علی رغم اهمیت و تفصیل آن در موضوعاتی که در دیگر منابع کمتر از آنها سخن به میان آمده است این اثر به قلم سید محمد بن فلاح رهبر مشعشعیان تالیف شده است. در این جا این پرسش به میان می آید که تا چه اندازه می توان بدون دغدغه از آن استفاده کرد و بر مبنای آن داوری نمود؟ برخی رسایل کلام المهدی به طور مشخص در پاسخ به پرسش و طرح اشکالی است که از سوی مراجع مذهبی وابسته به مراجع سیاسی مخالف مشعشعیان بیان شده است. در یکی دو مورد این مرجع سیاسی جهانشاه قراقویونلو (حکومت 872 ـ 841 ق) است. که در زمان دستیابی به عراق عرب و بغداد در اوج قدرت سیاسی قرار داشت و بالقوه تهدیدی جدی برای مشعشعیان تلقی می شد. از این رو پاسخ های سید محمد بن فلاح می تواند تحت تاثیر موقعیت سیاسی مشعشعیان ابزار شده باشد.
به طوری که آن متنها نشان می دهد سید محمد با تواضع و با احتیاط به رد شبهات وارده می پردازد و هم چنان که در صحنه اقدامات سیاسی ـ در فصل رهبری مشعشعیان آمده است ـ به راحتی موضع گیری های متناسب با شرایط زمان اتخاذ می کند. چرا در چنین مکاتبات سیاسی ـ اعتقادی که پیامد آن می تواند پر اهمیت باشد به هوشمندی رفتار نکند و هم چون یک چهره سیاسی عمل ننماید؟در واقع سید محمد بن فلاح از سویی در موقعیت رهبر فکری و نظریه پرداز مشعشعیان است و از سوی دیگر رهبر سیاسی و حتی نظامی حکومت مشعشعیان است. این دو موقعیت به ظاهر دو نوع شیوه عمل را شایسته است. اصول گرایی در موردی و واقع گرایی در مورد دیگر لازمه موفقیت است. اما آن جا که واقع گرایی و مصلحت اندیشی رهبر سیاسی لازم می آید چون همو در مسند ارشاد فکری و رهبری اعتقادی است می تواند آسیب رسان باشد و به مجموعه اعتقادی و باور مندان به آن خدشه وارد سازد، مگر این که در همه جا اولویت با زیر ساخت فکری ـ اعتقادی باشد که اقدامات و رفتار سیاسی برآیندی از آن تلقی شود، مسیری که در فرآیند قدرت گیری و تشکیل حکومت مشکل و خطرناک می نماید و سید محمد بن فلاح نیز در مجموع نشان داد که قایل به چنین جزمیتی در موقعیت رهبر سیاسی نیست. به هر حال، سخن بر سر این نکته است که کلام المهدی یگانه روایتی است که به دست ما رسیده است. روایتی که راوی آن رهبر مشعشعیان است.
2 ـ تاریخ غیاثی:
عبدالله بن فتح الله بغدادی ملقب به غیاث مولف تاریخ غیاثی است . از اصل نسب و زادگاه و مقاطعی از حیات وی آگاهی در دست نیست، جز این که مدتی از بغداد دور شد و در حلب زیست این مهاجرت ناشی از ستمی بود که در ایام حکومت پیر بوداق و پدرش جهانشاه قراقویونلو در آن جا روا داشته می شد . او در حلب شاهد انتقال سر جهانشاه به مصر بود( 7 جمادی الاولی 872 ). تصحیح کنندگان این اثر بر این باورند که به احتمال زیاد غیاثی در دهه نخست قرن دهم هجری یا مدت کوتاهی پس از آن زنده بود. چنان که در فهرست کتاب وی عنوان فصلی درباره سید محمد و مشعشعیان با تاریخ سال 901 آمده: « ظهور سید محمد بن فلاح مشعشعی و من تبعه من المشعشعین و ذکر اخبارهم فی الجزائر الی سنة احدی و سبعمائة ».(6)
که به احتمال قریب به یقین به جای کلمه تسعمائه ناسخ سبعمائه نوشته چنان که در مواردی دیگر نیز این اشتباهات زمانی روی داده است.(7)
عزاوی ، مورخ عراقی، از نسخه ای خطی یاد می کند به نام الانوار که در آن غیاثی از زمره رجال شیعه قلمداد شده است. در این اثر نیز آگاهی های بسنده ای از زندگانی غیاثی به دست نمی آید و حتی شیعه بودن او نیز قطعی نمی نماید. در ادامه عزاوی او را کاتب دیوان انشاء در بغداد دانسته است.(8)
به هر روی ، تاریخ غیاثی آگاهی های مهمی از مقطع زمانی سقوط بغداد تا سال 891 ق . به دست می دهد. هدف مولف در این اثر بیان تاریخ (ارض العراق) است و ذکر حوادث مناطق دیگری چون عراق عجم ، سوریه ، مصر و عثمانی در حاشیه مطلب اصلی است. در این میان ، از دوره جلایریان و از روابط آنها با قراقویولونها و آمد و شد فرمانروایان سلسله اخیر در عراق عرب و به ویژه بغداد به تفصیل یاد می کند. و بنا بر نظر تصحیح کنندگان این اثر، به اطمینان می توان گفت که غیاثی به شیوه انحصاری وقایع عراق را در خلال حکومت شاه محمد (837 ـ 814 ق) ، و اسپند (848 ـ 837 ق) فرزندان قرایوسف قراقویونلو می آورد و گفته های وی در هیچ ماخذ دیگری نیست . قابل ذکر است که اسپند قراقویونلو بیشترین درگیری ها را با مشعشعیان داشت.(9)
اثر غیاثی از تاریخ های عمومی است که از خلقت انسان شروع می شود و به عصر مولف (تا 891 ق) پایان می گیرد. از شش فصل مندرج در فهرست کتاب فصل پنجم در (اخبار ترک و مغول ) و فصل ششم (در ذکر سید محمد مشهور به مشعشع ) است . در دو نسخه خطی موجود این اثر، افتادگی هایی وجود دارد و فصل ششم دیده نمی شود.(10)
اما در فصل پنجم و در خلال حوادث دوره قراقویونلو ها و آق قویونلوها، اخبار مناسبات مشعشعیان با این دو حکومت آمده است . چنان چه از یورشهای مولی علی پسر سید محمد بن فلاح به نجف و دست درازی او به آرامگاه علی(ع) یاد می کند. اما از دوره آغازین فعالیت های سید محمد بن فلاح و مسائل اعتقادی مشعشعیان خبری نمی دهد. به احتمال زیاد این اخبار در فصل ششم اثر وی آمده که به دست ما نرسیده است.
غیاثی مورخی است که سرزمین عراق را در کانون توجه او قرار دارد و انگیزه تالیف این اثر را چنین می آورد: « از فراوانی فتنه و استمرار رنج و مشقتی که در سرزمین عراق جاری بود، کسی به فکر ثبت تاریخ آن ایام .... (نیفتاد و این) در مرتبه نخست به علت فقدان اهل علمی است که بتواند در حوادث نظر کند».(11)
اما در مجموع در میان حکومت های هم زمان نگرشی مثبت به حکومت آق قویونلوها دارد. در مرگ حسن بیگ آق قویونلو (اوزون حسن) در 27 رمضان سال 882 می آورد:
عادل و نیکوکار بود و اراده کرد که تغما را ... باطل کند اما از بین نرفتپس آن را به میزان 20 درهم قرار داد و این کمترین مقداری بود که نسبت به سلاطین قبل دریافت می شد و بیت اللطف را ممنوع کرد و مسائل جنبی آن را از خمر و قمار .... و قانون نامه نوشت در مورد درگیری ها و شکایاتی که میان مردم روی می داد و آن چه را که در هر امری از تعزیز و جرم ها و غیره فرض بود، و آن را به تمام شهرها ارسال کرد که بر اساس آن عمل کنند.(12)
و یا درباره آغاز حکومت یعقوب آق قویونلو در سال 883 ق . در تبریز می آورد: ( به قدم مبارک وی در عالم امن و امان ظاهر شد و عدل و احسان منتشر شد)(13) و بر خلاف این ، از (ذم و شتم ) سلاطین قراقویونلو روی بر نمی تابد،(14) و می توان امیدوار بود که اخبار وی از درگیری های قراقویونلو با مشعشعیان آلوده به شائبه جانبداری از هیچ یک نیست.
تاریخ نگاری غیاثی را شاید بتوان تقدیر گرایانه ذکر کرد که حصول (قران ) مهم ترین شیوه تبیین و ریشه یابی حوادث است. بر این اساس (علم جفر) ، (علم حروف ) (اکسیر) مقبول و معتبرند و به کار می آیند. در واقع می توان غیاثی را نماینده فضای فکری ـ اعتقادی عصر خود دانست که به شدت تحت تاثیر نیروهای غیبی و پنهان قرار داشتند. این نیروهای نادیدنی خوشبختی یا بدبختی می آوردند. سلسله ای را کنار می گذاشتند و حکومتی نو مسلط می ساختند. راه پی بردن به رمز وراز این نیروها، آگاهی از علم حروف جفر بود ، در واقع به واسطه این فنون امکان پیش بینی برخی حوادث میسر می شد و گرنه آغاز و انجام حوادث جبری بود. در این راستا زمانی که جهانشاه قراقویونلو در سال 870 ق بغداد را گشود و برادرش پیر بوداق را کشت غیاثی واقعه را (از تاثر قران ثانی با سرطان می داند... که طالع جهانشاه جوزا و طالع بغداد قوس و آن دو ضد هستند اما طالع پیر بوداق عقرب بود(15).
. (علم حروف و تکسیر) چنان بر اذهان عمومی چیرگی دارد که شکست جهانشاه و پیروزی اوزون حسن بر اساس قواعد آن فنون که (حکیم ارسطاطالیس برای اسکندر استخراج کرد) قابل پیش بینی بود و این از (خواص اعداد ) است. که فیثاغورس نیز درباره آن سخن گفته است.(16)
ویژگی دیگری که می توان در تاریخ نگاری غیاثی دید، مبالغه آمیز بودن برخی روایت های اوست در یورش تیمور به بغداد (803 ق) می نویسد، (اهل بغداد این قتل عام منقرض شدند) و در خبر وبای سال 841 ق می آورد( از ساکنان بغداد کسی باقی نماند).(17)
در مجموع غیاثی به لحاظ نزدیکی زمان به حوادث خیزش مشعشعیان و به ویژه در پیوند با قراقویونلو ها و سپس آق قویونلوها گزارش های منحصر به فردی ارائه می دهد. و می توان گفت اطلاعات ما از مناسبات مشعشعیان وقراقویونلوها اساسا مبتنی بر تاریخ غیاثی است. افزون بر این با توجه به وجود فصلی مستقل در فهرست غیاثی که به دست ما نرسیده است چه بسا مورد استفاده مآخذی چون مجالس المومنین قاضی نور الله شوشتری قرار گرفته و به این شیوه آگاهی های ارزنده غیاثی به ما رسیده باشد. منظور تردید در استفاده قاضی نورالله از اثر غیاثی نیست که بنابر صراحت قاضی او در زمان تالیف مجالس المومنین اثر غیاثی را در اختیار داشته بلکه پرسش این است که آیا قاضی نورالله از فصل ششم غیاثی که به دست ما نرسیده استفاده کرده است؟
سخن پایانی درباره نحوه استفاده عزاوی از تاریخ غیاثی است . عزاوی به عنوان مورخی مورد توجه کلیه پژوهش هایی قرار گرفته است که بطور کلی درباره عراق و به ویژه دربار مشعشعیان صورت گرفته است. اما سخن در این است آن چه که عزاوی به نقل از غیاثی ارائه می کند و مورد وثوق سایر پژوهشگران قرار می گیرد ، همه از تاریخ غیاثی نیست . در واقع پیش از تصحیح و چاپ بخشی از اثر مذکور ، عزاوی نقش واسطه ای را ایفا می کرد که با دسترسی به نسخه خطی اثر غیاثی مطالب آن را در اختیار پژوهشگران قرارداده است . در این باره در ادامه همین نوشتار توضیح داده خواهد شد.
3ـ مجالس المومنین
قاضی نورالله شوشتری ، مولف مجالس المومنین از سادات مرعشیه شوشتر بود که در زمان میر نجم الدین از آمل به شوشتر مهاجرت کردند و با برقراری قرابت سببی با (نقیب و مقتدای ) شوشتر ، سید عضدالدوله حسینی که پیوند با حاکمیت های زمان نام و نانی به وفور داشت ، از جمله اشرافیت مذهبی این شهر در آمدند. با آغاز دعوت سید محمد بن فلاح ، فرزندان میر نجم الدین (ضعیف الحال شدند و املاک ایشان روی به خرابی نهاد) . از نوادگان نجم الدین ، میر نورالله به شیراز رفت و در زمان حکومت سلطان محسن بن محمد فلاح میر نورالله به شیراز رفت و در زمان حکومت سلطان محسن بن محمد بن فلاح (905 ـ 870 ق) بار دیگر به شوشتر آمد و فرمانروایان مشعشعی (نهایت ارادت و حسن اعتقاد ) را نسبت به او داشتند و او نیز از این فرصت در راهبری فکری مشعشعیان کمال استقاده را برد.(18)
منظور از توضیح بالا اشاره به این نکته است که قاضی نورالله شوشتری یا میر نورالله ثانی مولف مجالس المومنین نوه میر نورالله مرعشی شوشتری فوق لذکر است که چنین تجربیاتی را از مشعشعیان در پیشینه خانوادگی به خاطر دارد.
بیشترین آگاهی های را درباره قاضی نورالله مولف ریاض العلما و حیاض الفضلا میرزا عبدالله افندی (متوفی 1130 ق) به دست می دهد. او را (فقیه محدث بصیر به سیر و تواریخ) معرفی می کند که (جامع فضائل و ناقد در کل علوم ) بود. زادگاه و محل آموزش او در شوشتر بود سپس به هند مهاجرت کردند و در آن جا منصب قضاوت داشت و در لاهور هند نیز کشته شد.
میرزا عبدالله افندی سبب قتل قاضی نورالله را تالیف کتاب احقاق الحق می داند که در پاسخ به کتاب نهج الحق اثر فضل الله روزبهان خنجی نوشت. فضل الله عالم دینی اهل سنت اوایل دوره صفوی بود که با قدرت گیری اسماعیل یکم به دربارازبکان رفت. موضوع این کتاب در امامت بود که از دغدغه های قاضی نورالله به شمار می رفت. میرزا عبدالله افندی او را (متصلب) در تشیع می نامد که (میل) به تصوف داشت و به (شان اهل تصوف) نیز توجه داشت. او در رد نواقض الروافض اثر میرزا مخدوم شریفی ، عالم دینی دوره تهماسب صفوی (حکومت 984 ـ 930 ق) و دوره اسماعیل دوم (حکومت 985 ـ 984 ق ) که متهم به تسنن بود ، کتاب مصائب النواصب را نوشت. این دو هم عصر بودند و قاضی نورالله این اثررا در رجب سال 995 و به مدت هفده روز تالیف کرد.(19)
مجالس المومنین اثری است درباره گروهی از علمای شیعه ، مشاهیر امامیه ، بزرگان صوفیه ، حکما و متکلمان ، و سلاطین و امرا (بنی عباس تا زمان هارون ادریسیان آندلس ، سادات حسنی ، یمن ، آل حمدان ، برخی از ایلخانان ، سربداران ؛ مرعشیان مازندران ، مشعشعیان ، و تعدادی از امیران و وزیران شیعه ) . چنان که از موارد بالا بر می آید و نام کتاب نیز گواهی می دهد هدف قاضی نورالله نگارش تاریخی رسمی و معمول نبوده است او به عنوان عالمی شیعی ، با گرایش های متصوفانه ، درصدد بود که روندی از حضور و حکومت (مومنین ) در چهره بزرگان شیعه و تصوف و یا متمایلان به آن دو ارائه دهد. و شاید از این روست که میرزا عبدالله افندی هدف خود از تالیف ریاض العلماء را رفع نواقص اثر قاضی نورالله ذکر می کند که مخالفان به او (طعنه ) می زدند که بر اساس اثر مذکور ، (مذهب شیعه حادث شده در آغاز ظهور دولت صفوی ) (20) است. به دیده میرزا عبدالله افندی ، قاضی نورالله در نگارش مجالس المومنین ، (افراط ) کرد و شاید منظور از افراط ، وسیع انگاشتن حوزه مومنان و وارد ساختن بسیاری از چهره های اهل تصوف ، فلسفه ، کلام و حتی اهل سیاست و قدرت در اثری مختص به مومنان و شیعیان است . افزون بر این قابل ذکر است ، میرزا عبدالله افندی هم عصر محمد باقر مجلسی عالم پر آوازه اواخر صفوی بود. از (مجلس و مدرس) او هیچ گاه دوری نمی کرد و از (فضای حضور آن جناب ) قلمداد می شد. و در اثر خود نیز زندگی و آثار و اقدامات عالمانه شیعه از عصر غیبت تا زمان خودش (1119 ق ) را به تحریر کشید از این رو او نه تنها تمایل به تصوف نداشت که در مکتب تصوف ستیز و فقه مدار مجلسی آموزش دیده بود و علاوه بر این تمایز ، چون قاضی نورالله سینه ای انباشته از کینه اهل سنت را نداشت ، به طوری که در یکی از مسافرت های متعدد خود به قسطنطنیه (استانبول ) رفت و به سلطان سنی عثمانی (تقربی ) جست و از آن جا نیز ملقب به افندی شد.(21)
در حالی که قاضی نورالله گذشته از آثار جدی که در رد متون عالمان سنی نگاشت و حتی منجر به قتل او شد ، از اثری از او بنام (فضل یوم عید بابا شجاع الدین ) نام می برند که آن یوم عید همان روز قتل عمر بن خطاب (خلیفه دوم) است.(22)
با توجه به آنچه آمد اثر قاضی نورالله اهمیت ویژه ای در موضوع مشعشعیان دارد این اهمیت از دو منظر است : اعتقادی و تاریخی.
پیش از این و در بحث از تاریخ غیاثی گفته شد که قاضی نورالله از آن اثر به تصریح خودش استفاده کرده است و نیز اشاره شد که فصل ششم اثر غیاثی که در موضوع مشعشعیان بوده و به دست ما رسیده است و جزء دو نسخه خطی موجود تاریخ غیاثی نیست. و این پرسش طرح شد که آیا قاضی نورالله از اثر غیاثی به شکل کامل خود (دارای شش فصل)استفاده کرده است. و پس از دو خلال حوادثی که بر ما پوشیده است این بخش از تاریغ غیاثی که به لحاظ فهرست کتاب و توالی زمانی مطالب جز واپسین آن بوده از بین رفته است. از این رو می توان این گمان را برد که روایت قاضی نورالله از مشعشعیان بر اساس نخستین و مهمترین منبع آگاهی از مشعشعیان است (تاریخ غیاثی ) است و از آن جا که بخش های مورد نظر اثر غیاثی به دست ما نرسیده قاضی نورالله نزدک ترین و موثرترین ماخذ تلقی می شود . افزون بر این قاضی نورالله قلم به دستی از خطه خوزستان (قلمرو مشعشعیان بود که پیشینیان او در اصطکاک و پیوند با آمد و شد مشعشعیان بودند و از این رو علاوه بر آگاهی او به روایت های شفاهی از دوره آغازین مشعشعیان موجود در افواه محلی چه بسا به مآخذی مکتوب نیز دسترسی داشته است. اما باید توجه داشت که آن چه گفته شد همه شاهدی بر اشراف و آگاهی او بر فکر و عمل مشعشعیان است و در این میان نباید از مجموع ویژگی های و گرایش های وی در چارچوب مذهب شیعه غافل بود که او هم چون همه نویسندگان دیگر از منظر باورها و تمایلات فکرذی و اعتقادی خود بر اندبیشه و عمل مشعشیان نگریسته است.
آگاهی های تاریخی قاضی نورالله از مشعشعیان تا دوره سجادبن بدران (متوفی 992 ق) را در بر می گیرد. و علی رغم اختصار که بنای قاضی نورالله بر تاریخ نگاری نیست در هم سنجی با سایر منابع ارزشمند و راهگشاست.
از مجالس المومنین بیشترین اقتباس را در حوزه مشعشعیان سید علی خان مولف تاریخ مشعشعیان و سید عبدالله جزائری مولف تذکرة شوشتر داشته اند.
4ـ تاریخ مشعشعیان
سید علی خان بن سید عبدالله خان بن سید علی موسوی از والیان حویزه بود که برای بار نخست در سال 1112ق . از دربار صفوی فرمان والی گری دریافت کرد و پس از هشت ماه و به دنبال کشمکش های داخلی سرکردگان مشعشعی فرمانروایی او به پایان رسید و حتی در مدتی را در زندان گذرانید. تا این که بار دیگر و در سال 1127 ق به این سمت منصوب شد. این زمان قلمرو مشعشعیان پر از اغتشاش بود . درگیری های قبایل اعراب و جنگ و ستیز آنها با والیان مشعشعی و اختلاف درونی مشعشعیان همه حکایت از شرایط بغرنج و دشواری داشت. از آن جا که مطالب کتاب تاریخ مشعشعیان تا سال 1128 ق به پایان می رسد آگاهی از ادامه فرمانروایی سید علی خان و فرجام او در دست نیست اما می دانیم که در سال 1132 ق . (تنها سه سال پیش از فروپاشی حکومت صفوی ) از شخصی به نام سید محمد پسر عبدالله خان به عنوان والی حویزه نام برده شده است.
اثر سید علی خان بیش از آن که منظر فکری ـ اعتقادی مهم بنماید از حیث تاریخ مشعشعیان(23)
و به ویژه در واپسین ایام دوران حکومت صفوی اهیت دارد . سید علی خان به عنوان یکی از سرکرگان و والیان مشعشعی به طور طبیعی به روایت مقبول خاندان مشعشعیان از پیشینه فکری و تاریخی آنها آگاه بوده است و دست کم اثر او را می توان دیدگاه مشعشعیان متاخر درباره خودشان دانست اگر چهدر این زمینه نیز او به عنوان صاحب منصب حکومت صفوی (منصب والی گری) در اثری که به قلم می آورد نمی تواند بی احتیاطی کند به هر حال حکومت مشعشعی به دست اسماعیل یکم صفوی ساقط شده و اکثر مآخذ رسمی صفوی به توجیه نظری این اقدام نظامی و سیاسی پرداختند و به کرات سخن از غلو و مبالغه به میان آوردند و آن هم در هم سنجی با اسماعیل یکم و قزلباش. به هر تاریخ مشعشعیان به قلم یکی از بزرگان و والیان مشعشعی و بدون بسیاری از شوائب تاریخ نگاری رسمی تالیف شده است . و مطالب آن در مورد دوران سید محمد بن فلاح و آغاز مشعشعیان می تواند به عنوان نگرش کنونی (آخرین تاریخ به کار رفته 1128 ق است ) آنها به وضعیت دو سده و نیم پیش (دوره آغازین ) باشد.
آنچه از اهمیت این اثر می کاهد افزون بر نثر عربی محلی و مغلوط آن بی نظمی و تکرار متناقض برخی از مطالب است. گویی نویسنده فراموش می کرده که چه موضوعی را با چه نظری ارائه کرده است و در جای دیگر و به شیوه ای متفاوت از آن سخن به میان می آورد . سید علی خان به صراحت از اثر غیاثی و اثر قاضی نورالله استفاده کرده است و شاید یکی از دلایل تکرار مطالب همین نکته باشد که روایت هر یک از آنها را به صورت مستقل می آورد.
به هر روی اهمیت تاریخ مشعشعیان از منظر اعتقادی سیاسی تاریخی دوره مشعشعیان (از آغاز تا سال 1128ق) قابل انکار نیست. اگر در بخش اعتقادی آن را دنباله رو روایت غیاثی و قاضی نورالله بدانیم اما در بخش تاریخ مشعشعیان به ویژه در ایام والی گری مشعشعیان از آگاهی های یگانه و پر اهمیتی برخوردار است. در این جا باید به این نکته مهم اشاره کرد که به احتمال زیاد اثر غیاثی که مورد استفاده سید علی خان قرار گرفته در بردارنده فصل ششم (درباره ظهور سید محمد بن فلاح تا سال 901 ق) نیز بوده است. دلیل این سخن اشاره سید علی خان به مطلبی از غیاثی است که در تاریخ غیاثی رسیده و به دست ما موجود نیست. او در صفحات آغازین تاریخ مشعشعیان می نویسد آگاهی های درباره سید محمد بن فلاح را نخست از تاریخ غیاثی می آوریم و می افزاید غیاثی دلیل ظهور و خروج سید محمد بن فلاح را به لحاظ قرآنی می داند که در سال 828 ق . روی داد.(24)
در صورتی که در نسخه موجود غیاثی اساسا موضوع مشعشعیان از زمان درگیری های آن ها با اسپند قراقویونلو (پس از سال 840 ق) و در فصل تاریخ آن حکومت طرح می شود. از جنبه ای دیگر نیز شایسته است به محتوای اثر سید علی خان نگریسته شود و آن نگرش قومی به موضوع مشعشعیان است. علی رغم انکار و ردی که سید علی خان هم چون قاضی نورالله به اندیشه های اولیه مشعشعیان در زمان رهبری سید محمد بن فلاح و پسرش مولی علی وارد میکند همه جا از (حمیت عربی) و خصال ارزشمند فرمانروایان مشعشعی در حوزه هنجارهای اعراب یاد می کند.
اهمیت تاریخی اثر مذکور زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم یگانه منبع موجود درباره بسیاری از حوادث و رخدادهای دوره والی گری و به ویژه از زمان عباس یکم صفوی (آغاز حکومت 996ق) به بعد همین اثر است و میزان و ارزش اطلاعا آن در دوره منتهی به والی گری نویسنده بیشتر و ارزشمند تر است در این بخش اسناد مهمی از مکاتبات میان صفویان و مشعشعیان به طور کامل ثبت شده است و افزون بر مناسبات صفویان با مشعشعیان (والیان حویزه) از مسایل داخلی حکومت صفوی نیز آگاهی های در خور توجهی آشکار می شود. تنها نسخه موجود از تاریخ مشعشعیان اثر سید علی خان در کتبخانه سپهسالار (مطهری فعلی) موجود است. اما از این اثر ترجمه ای کوتاه و به زبان فارسی و به قلم نورالدین محمد بن نعمت الله موسوی شوشتری در سال 1236 ق به فرمان شاهزاده قاجار محمد علی میرزا صورت گرفته است. یکی از نسخ این ترجمه در 98 برگ 20 سطری اکنون در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگاهداری می شود(25) .
. در آغاز این ترجمه و تلخیص نویسنده در چگونگی انجام این کار می نویسد:
مولی عبد علی خان که منجمله سادات مذکورین (مشعشعیان ) در حاکم بلده مذکوره کتابی از مولفات یکی از اجداد خود (سید علی خان) را به رسم پیشکش و ارمغان آورده است .... کتاب (تاریخ مشعشعیان ) به لغت عربی تالیف شده و مولف آن به علوم عربیت و قواعد اعراب و ابنیه ربطی و انسی نداشت و مطلب را به عبارات غیر مانوسه ملحونه غیر فصیحه تادیه نموده ... (از سوی محمد علی میرزا امر شد ) به لغت فارسی ترجمه نماید .... و فرمودند حشور و زواید آن را مانند احوال خود مولف در دیار و اسفار و سواد بعضی مناشیر و ارقام ملوک که به آباء مولف و خود او فرستاده بودند و بعضی قصاید و اشعار عربیه و فارسیه چون فایده در ضمن آنها نیست اسقاط و خلاصه معاش و وضع سلوک و امارت و ایالت مشاهیر و اولی الامر ایشان را ترجمه و تدوین نماید... (و اعتراف می کند ) و شاید که بعض سیرت و حالات این سادات را که در کتب دیگر به نظر مترجم رسیده .... در موضع مناسب الحاق نماید.(26)
یکی از این کتبی که از آن در جریان ترجمه استفاده کرده تذکره شوشتر است.(27)
در مجموع باید گفت در جایی که ما به اصل نوشته سید علی خان دسترسی داریم ترجمه تاریخ مشعشعیان فاقد اعتبار است و متاسفانه تعدادی از پژوهشگران در موضوع مشعشعیان به جای استفاده از اثرنخست به سهولت سراغ ترجمه فارسی و به شدت دستکاری شده آن رفته اند.
5ـ تذکره شوشتر
سید عبدالله جزائری شوشتری متخاص به (1173 ـ 1112 ق) در شوشتر زاده شد و در شهرهای مختلف اصفهان ، خراسان اذربایجان ، فارس و بعضی بلاد روم به سیاحت پرداخت و دانش اندوخت. در سال 1148 ق که نادرشاه افشار تجمع بزرگ دشت مغان را راه انداخت مولف نیز در زمره عالمان دینی بود که شرکت داشت و خطبه سلطنت نادرشاه را (در نهایت فصاحت و بلاغت ) انشا نمود. در انجمنی که نادر از علمای شیعه و سنی از اسلامبول و بخارا و بغداد (جهت توحید مذاهب اسلام و رفع اختلاف میان شیعه و سنی ) در نجف بر پا کرد سید عبدالله نیز حضور داشت.(28)
تذکره شوشتر که در سال 1164 ق تالیف آن آغاز می شود . درباره تاریخ جغرافیا و رجال شوشتر است و به طور کامل فرمانروایان شوشتر را از سال 932 تا 1166 ق . ذکر می کند و از مهم ترین حوادث حکومت آنها یاد می شود. در این میان به تفصیل و در بخش های متعدد از رجال آن شهر بود به ویژه سادات سخن به میان آورد. اهمیت این اثر در موضوع مشعشعیان از این روست که شوشتر یکی از مراکز مهم شهری و موثر خوزستان با والی نشیسن حویزه همجوار بوده است . در واقع شوشتر در سالهای استقلال حکومت مشعشعیان در حوزه قلمرو آنها بود اما پس از سقوط آن حکومت آن شهر را تحت نظارت مشعشعیان بیرون آمد. در عین حال به لحاظ درگیری ها و تاخت و تازهایی که گاه به گاه نیان این مراکز فرمانروایی صورت می گرفت آگاهی های مولف مفید است و در مجموع در ارائه فضای کلی سیاسی ، اجتماعی ، و فرهنگی منطقه مشعشعیان نیز جزیی از آن بودند مهم می باشند. بنا بر آنچه آمد اهمیت این اثر بیشتر تاریخی و مربوط به دوران والی گری مشعشعیان است و گرنه در اطلاعات اولیه که از سید محمد بن فلاح و مشعشعیان ارائه می شود به طور کامل از اثر قاضی نورالله شوشتری نقل می کند.
6ـ تاریخ کبیر
تاریخ عمومی از آفرینش تا روزگار امیر تیمور و فرزندان او تا سال 845 ق. را در بر می گیرد. جعفر بن محمد جعفری سه تالیف به نام های تاریخ کبیر تاریخ واسط و تاریخ یزد دارد (29) تنها نسخه دست نوشته تاریخ کبیر دریکی از کتابخانه های روسیه نگهداری می شود اما میکرو فیلم این اثر به شماره 4775 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. این اثر را می توان در زمره تاریخ های دوره تیموری قلمداد کرد که چون دیگر وقایع نامه نویسان وابسته به مراجع قدرت تاریخ نگار درباری محسوب می شود. اما اطلاعات کوتاه جعفری از مشعشعیان در مجموعه منابع موجود بسیار اهمیت دارد ، زیرا از یک سو تنها ماخذ از مجموعه منابع دوره تیوری است که از مشعشعیان خبر می دهد و از سوی دیگر از لحاظ زمانی نزدیک به واقعه مورد مطالعه است. در واقع اگر غیاثی از موضع وقایع نگار محلی و متمایل به آق قویونلوها به خیزش مشعشعیان می نگرد ، جعفری از موضوع وقایع نگار وابسته به حکومت تیموری سخن می راند.
آگاهی های جعفری در سه حوزه اعتقادی ، درگیری های اسپند و مشعشعیان ، و شرایط اجتماعی در آستانه خیزش مشعشعیان اهمیت دارد . او تنها کسی است که مشعشعیان را به فلاسفه و اسماعیلیان منسوب می کند و از موضع تیموریان به یورش های اسپند در حوزه واسط و حویزه یعنی منطقه میانی قلمرو تیموریان و قراقویونلوها می نگرد و از پیام اسپند به فرمانروایان تیموری ، مبنی بر پذیرش حاکمیت آنها بر این مناطق خبر می دهد.
7ـ منابع دوره صفوی
ارزیابی نگرشی منابع رسمی دوره صفوی به موضوع مشعشعیان ساده است : صفویان در روزگار اسماعیل یکم و به سال 914 ق حکومت مستقل مشعشعیان را ساقط کردند و از روی ناچار ـ در ادامه در این باره سخن به میان خواهد آمد ـ منصب والی گری آنها را تحت نظارت حکومت مرکزی پذیرفتند. بر این اساس منابع رسمی و درباری صفوی به موازات اقدام صفویان ، راهی جز توجیه این براندازی نداشتند و از این روست که تقریبا یکسان به بر شمردن اتهامات مشعشعیان به ویژه در باور به الوهیت علی (ع) پرداخته اند و سخنی در چند و چون آن به میان نیاورده اند. از سوی دیگر قدرت گیری سید محمد بن فلاح از رهگذر انجام (امور غریبه (در میان ) اجلاف اعراب ) نشان داده اند که موجب (اعتقاد غلطی ) (الوهیت) درباره او شد.
به طور کلی با یورش اسماعیل یکم (914 ق) به حویزه مشعشعیان در افق دید وقایع نگاران رسمی صفوی قرار می گیرند از این رو ، آگاهی های ارزشمندی از دوره آغازین (دوره جنبش و حکومت مستقل) مشعشعیان از منابع دوره صفویه به دست نمی آید. اما بخش قابل توجهی از آگاهی های موجود از دوره فرمانروایی محلی و تحت تابعیت (والی گری) مشعشعیان بر اساس آن منابع شکل گرفته است.
در این میان تاریخ جهان آرا اثر قاضی احمد غفاری آگاهی های ارزشمندی از دوره فترت میان مرگ سلطان محسن تا یورش اسماعیل یکم (914 ـ 905 ق) به دست می دهد و ابعادی از درگیری های داخلی فرزندان و نوادگان سید محمد بن فلاح را آشکار می کند که در دیگر منابع موجود نیست و از سوی اطلاعات مسکوکات موجود نیز تایید می شود. هم چنین عبدی بیگ شیرازی در تکلمة الاخبار فصل کوتاهی را به موضوع مشعشعیان اختصاص داده است.
دوره عباس یکم و تاکا÷وها و سرکشی های سید مبارک بن مطلب ، والی حویزه به خوبی در اثر اسکندر بیگ منشی تاریخ عالم آرای عباسی به رشته تحریر در آمده است و به همین میزان کم و بیش روابط و پیوندهای فرمانروایان مشعشعی با حکومت صفوی در دیگر منابع دوره صفوی طرح شده است. اما شایسته است از بحث مهم رویارویی نافرجام حکومت صفوی با افغان ها و نقشی که والی حویزه (سید عبدالله ) در این میان ایفا کرد یاد شود. در این باره علی رغم منابع فارسی اواخر دوره صفوی گزارش های به جا مانده از اروپاییان (شرکت های بازرگانی و مبلغان مذهبی ) حکایت از خیانت والی حویزه به صفویان دارد داوری که از سوی منابع فارسی دوره صفوی بازتاب زیادی ندارد. در این باره در بخشی مستقل در این نوشتار سخن به میان آمده است.
در مجموع منابع دوره صفوی در تکمیل آگاهی های دوره والی گری مشعشعیان و به ویژه در پیوند با روابط آنها با حکومت صفوی اطلاعات ارزشمندی ارائه می دهند که با در نظر داشتن جانبداری وقایع نگاران درباری و رسمی حکومت صفوی قابل استفاده است. درباره چهره های علمی و دینی مشعشعیان در این زمان از تواریخ رجال مذهبی در دوره صفوی و پس از آن استفاده زیدی شده است.
در فصل یکم در این نوشتار و در راستای روش و هدف این پژوهش از جنبش های چون سربداران ، حروفیان ، نوربخشیان، صفویان و اهل حق سخن به میان آمده است. هدف از این بخش ارائه مهم ترین ابعاد مالهیت فکری و اجتماعی جنبش های مذکور در جهت تطبیق و هم سنجی با خیزش مشعشعیان بوده است. از این رو سعی شده است از دستاوردهای پژوهش های علمی و روشمند در مورد هر یک از موضوعات مذکور استفاده شود. افزون بر این نگارنده کوشیده است ماحصل فصل یکم گزارش و تلخیص ساده پژوهش دیگرا نباشد ، بر این اساس افزون بر نگرش متفاوت و هم سو با اهداف این نوشتار به هر یک از خیزش های مذکور از مهم ترین منابع درباره هر یک از آنها استفاده شده است. به طوری که دستاوردها و نتایج موضوعات فصل مذکور مبتنی بر داده های منابع اصیل و اولیه است. جهت پرهیز از تفصیل مطلب در این جا به آنها اشاره نمی شود اما در پی نوشت ها عناوین بالا به صورت کوتاه به جایگاه آن منابع و پژوهش ها اشاره رفته است.
8ـ تحقیقات جدید
احمد کسروی آغازگر مطالعه در موضوع مشعشعیان است است. او از سال 1302 ش. پیرامون موضوع مذکور به مطالعه و گردآوری اطلاعات دست زد و موفق شد اثر مهم کلام المهدی را شناسایی کند و بخش هایی کوتاه از آن را برای نخستین بار همراه ضمیمه اثرش بیاورد. (30)
اما به همان میزان که او نقشی مهم و موثر در معرفی موضوع داشت و نخستین گام های اساسی را در روند پژوهش مذکور برداشت باید از برخی جانبداری های غیر علمی او سخن به میان آورد که موجب دیگر موضع گیری های ناصواب در این زمینه شد.
داوری های احمد کسری درباره مشعشعیان ریشه در آموزه های اعتقادی او دارد . او (شیعی گری ) نزد سید محمد بن فلاح را آمیخته یا (باطنی گری) می بیند و از این رو موجب (بد آموزی نوی ) می شود(31) جمله این بد آموزش ها (مهدی گری) است که به طور اساسی در اندیشه کسروی (افسانه) می نماید و (سمردی) (خیالی) بیش نیست و خلباف (آیینی ) است که خداوند در اداره جهان تعیین کرده.(32) بر ایان اساس ، در اندیشه کسروی چارچوب و بنیادی که سید محمد بن فلاح برگزیده محل پرسش است ، از این رو او هیچ گاه در صدد طرح طرح و تبیین علمی و مبتنی بر پیشینه این نظرات بر نیامده است و از آغاز سید محمد بن فلاح را (بدآموزان بزرگ ) دانسته است (که برای پیشرفت دعوی و حکومت خود یک رشته بد آموزی هایی پدید آورده ) است. (33) البته علی رغم این دیدگاه آگاهی هایی که برای نخستین بار کسروی ارائه کرد راهگشای پژوهش های پس از او شد اما به همان میزان جانبداری و جهت گیری او نیز و حجم داوری های غیر علمی افزود. در مجموع ، در اندیشه کسروی رهبر مشعشعیان در اندیشه و عمل پرونده ای سیاه دارد ادعاهای او بنیاد پایداری نداشته و هر زمان عوض شده ، از مقام حجاب و نیابت امام غایب (ع) آغاز کرد اما خود را مهدی نیز نامید و حتی دعوی جانشینی از همه پیغمبران و امامان (ع) داشت. او در کلام المهدی (مشق قرآن سازی) کرد و برای خود زیارت نامه نوشت و خود را (ولی الله ) نامید و علی رغم ادعایش ، (بسیار نادان و کودن) بود و به ظاهر در مدرسه ابن فهد جز (مشق مهدی گری) ، کار دیگری نکرد و دانشی نیاموخت.(34)
جاسم حسن شبر از پرکارترین پژوهشگران در موضوع مشعشعیان است. او که خود از این خاندان است در دو اثر(35) رسالت دفاع از اصول اعتقادی مطلوب مشعشعیان را به دوش دارد و چه بسا در این زمینه برخی واقعیت های تاریخی را نادیده می گیرند.
موضوع رد دعوی مهدویت سید محمد بن فلاح ، بخش مهمی از آن دو اثر را شامل می شود. شبر با اشاره به جهت گیری سیاسی مورخینی چون غیاثی، در بی طرفی سرچشمه های آگاهی ما از مشعشعیان تردید می کند و بر سخنان احمد کسروی که هم از دعوت نیابت سید محمد بن فلاح ، و هم از دعوی مهدویت او یاد می کند ، ایراد گرفته و آن را (متناقض ) می داند.(36)
و اشاره می کند که (المهدی) لقب سید محمد بن فلاح بوده و نه عنوانی با مفاهیم ادعای مهدویت .(37)
. او با بیان اشعار و اقوالی از قول ائمه (ع) و برخی عالمان دینی بر این نکته پای می فشارند که این گونه تعابیر قابل تاویل و تفسیر است و نباید به صرف ظاهر به غلو تعبیر شود. وی گرایش به غلو را در مورد برخی یاران سید محمد بن فلاح رد نمی کند اما او را قایل به غلو نمی داند. از جمله از مولی علی پسر سید محمد بن فلاح یاد می کند که علی رغم میل و نظر پدر به غلو اقرار داشت (38) و جالب است که شبر در اثر نخست خود مولی علی را نیز از غالی گری مبرا می کند و با اشاره به ویژگی هایی چون جنگجویی ، شجاعت ، و توانایی که در او بود چیرگی (39) او را در حوزه مشعشعیان توجیه می کند و می افزاید این ویژگی های شخصی ، در (عقول عامه ) مشعشعیان موجب اعتقاد به حلول روح علی (ع) در او شد و جهل پیروان عرب در انتشار این نوع عقاید موثر افتاد.(40)
در مجموع شبر در توصیف مبانی فکری سید محمد بن فلاح از تصوف یاد می کند اما این نکته را توضیح می دهد که شاخه ای از تصوف اسلامی تحت تاثیرو نفوذ آرای غیر اسلامی قرار گرفت و اصولی چون حلول ، اتحاد و اسقاط تکلیف شرعی را پذیرفت. در حالی که صوفیه اسلامی که غالب آنها از عالمان دینی بودند در همان مفاهیم اسلامی تصوف چون کسب فضایل الهی و رد شهوات و هواهای نفسانی ماندند و سید محمد نیز چون استادش ابن فهد حلی به این گونه تصوف اسلامی گرایش داشت و آن چه از غلو به او منتسب کرده اند از اقدامات سیاسی ترکمانان ، و صفویان است(41 ) ، اما بر این جنیه از شخصیت او نیز اشاره می کند که به دنبال (ریاست و سلطه) بود و شرایط سیاسی و جغرافیایی منطقه فعالیت نیز به یاری او آمد.(42) . در واقع به نظر شبر اندیشه و خصلت های متصوفانه اسلامی با طبع و انگیزه قدرت گیری چند و چون خیزش سید محمد بن فلاح را شکل می دهد.
در نقد دیدگاه شبر و ضعف آثارش به این مورد اشاره می شود که او هیچ گاه دو اثر مهم کلام المهدی و تاریخ مشعشعیان (اثر سید علی خان) را به طور کامل مطالعه نکرده است. او فقط به بخشهایی از اثر نخست دسترسی داشته که احمد کسروی به طبع رسانده و اثر دوم را به طور گذرا ملاحظه کرده است (43) و گرنه صراحت بخش هایی از این دو اثر و به ویژه کلام المهدی در موضوع الوهیت برای رد بخشی از سخنان شبر کافی است.
کامل مصطفی شیبی ، پژوهش روشمندی را در خصوص تشیع و تصوف انجام داده است و در این اثر مشعشعیان را بخشی از روند طولانی چهره ها و خیزش های متاثر از تصوف و تشیع معرفی کرده است . از این رو دو مبنای مذکور کم و بیش و با ویژگی های از بنیان هایی اعتقادی سید محمد بن فلاح به شمار می روند و در واقع مشعشعیان برآیندی از (آمیزش تشیع و تصوف) قلمداد شده اند.(44) از نظر شیبی دو چهره تاثیر گذار، یعنی ابن فهد حلی و حافظ رجب برسی (متوفی پس از 813 ق) غشر مستقیم طراح ماهیت فکری مشعشعیان هستند. تصوف ابن فهد نزد سید محمد بن فلاح با تمرکز بر خلق (کرامت های ظاهری) همراه می شود. دعوی مهدویت وی نیز نتیجه طبیعی آگاهی از موقعیت خود به عنوان (وارث ائمه) می باشد(45) این تعبیر از وراثت بی تاثیر از این دیدگاه نیست که (انبیا و اولیا یک منشا اند و ولایت در حد ذات خود می تواند بالاتر از نبوت نیز باشد.(46 ) اندیشه ای که خاستگاه آن به تصوف ابن عربی باز می گردد اما در ترکیب با آموزه های فقهی شیعه که جز آموخته های سید محمد بن فلاح بود ـ و به ویژه مهدویت هیئت نوی می یابد ، و همین موضوع نیز مورد قبول ابن فهد قرار نمی گیرد. لفزون بر این او با هر قیام مسلحانه به جز قیام امام غایب (ع) مخالفت می ورزد ، و به این ترتیب فتوای قتل سید محمد بن فلاح صادر می شود.
قابل ذکر است که شیبی به بخش هایی از کلام المهدی که از سوی کسروی نشر داده شده است دسترسی داشته است و هیچ گاه به همه منابع اصیل در موضوع مشعشعیان دسترسی نداشته است.
و کسکل از پیشگامان مطالعه درباره مشعشعیان است . مقاله او در این موضوع در سال 1931 م به چاپ رسیده است. (47) نکته مهم در اثر کسکل ، جست و جوی او در منابع تاریخ عثمانی است و به این ترتیب نشان می دهد که آگاهی های آن منابع درباره مشعشعیان اندک و غیر قابل توجه است. البته اشارات وی به پیوندهای برخی والیان مشعشعی با حکومت عثمانی ، و حتی پناهندگی والی زادگانی از مشعشعیان به آن حکومت در بررسی تاریخ مشعشعیان ارزشمند است. او در سخنی کوتاه از ماهیت فکری مشعشعیان آنها را در پیوند با علی اللهیان می انگارد و سید محمد نوربخش را که در محضر ابن فهد حلی بود و مدتی را در بخش هایی از مناطق غربی ایران و عراق گذراند ، پیوند دهنده این دو گروه می داند کسکل در توضیح ابعاد این نظر بغرنج گامی برنداشته است. او در کل مشعشعیان را در زمره گروه هایی چون اهل حق ، نصیریه ، و حتی رفاعیه قلمداد می کند . گفته شد که اهمیت پژوهش کسکل در استفاده او از منابع و آرشیو عثمانی است و گرنه او نیز از دو اثر مهم مشعشعیان (کلام المهدی و تاریخ مشعشعیان ) استفاده نکرده است.
اثر عباس عزاوی در بردارنده بیشترین آگاهی ها از منابع اولیه درباره مشعشعیان است که با کمتر دخل و تصرفی نقل شده است. در نگرش اعتقادی ، او مشعشعیان را از جمله گروههای غالی می پندارد که در موضوع الوهیت علی (ع) همانندی های بسیاری با اهل حق دارند.
عزاوی هم چون شبر از اثر مهم کلام المهدی به جز بخش های کوتاهی که به ضمیمه دو اثر کسروی به طبع رسیده (48) استفاده نکرده است. و افزون بر این مآخذ نه چندان اصیل و معتبری را مبنای سخن قرار داده است. برای نمونه از نسخه خطی شخصی موسوم به الانوار استفاده کرده اما هیچ گاه جایگاه و درجه اعتبار آن مشخص نکرده است و به نظر نمی رسد جهت قرار دادن اثر مذکور در زمره منابع اصیل و اولیه مشعشعیان دلیلی وجود داشته باشد.
شگفت این که عزاوی مطالبی را از قول غیاثی (مولف تاریخ غیاثی ) نقل می کند که در این اثر نیامده است . تا پیش از تصحیح و نشر تاریخ غیاثی بر مبنای دو نسخه خطی موجود در عراق (سال 1975 م) اثر عزاوی نقش واسطه ای را داشت که مطالب این اثر مهم را در اختیار برخی از پژوهشگران قرار می داد. از این رو افرادی چون شیبی (49) به جای رجوع به نسخه خطی اثر غیاثی ـ به نقل قولهای عزاوی بسنده کرده اند در حالی که بخش های قابل توجهی از آن ها در اثر طبع شده تاریخ غیاثی نیست.
دو جلدپژوهش جدید محمد علی سلطانی در تاریخ علویان زاگرس (اهل حق ) ، چنان انباشته از داوری ها و نظرات جسورانه است که کمتر می توان بدون دغدغه از آن سود برد. سلطانی با دلبستگی زیاد چتر فراگیر اهل حق را بس وسیع و مستحکم پنداشته طوری که تقریبا همه جنبش های دوره میانه ایران را به ویژه در نواحی غرب زاگرس برآمده متاثر و شعبه ای از آن دانسته است. این اثر با استفاده زیاد از متون (کلام ها ) منتشر نشده اهل حق آگاهی های ارزشمندی ارائه می دهد و در صورتی که دستاوردهای آن باسایرمنابع و آگاهی های تاریخی هم سنجی و تعدیل و بر مبنای روشمند تدوین شود گامی موثر و بنیادی در حوزه جنبش های ایرانی قلمداد خواهد شد.
در پایان بایسته است از مقاله مهم مینورسکی در دایرة المعارف اسلامی(50) یاد کرد که از جمله نخستین نوشتارهای علمی و موثر در معرفی و تبیین موضوع مشعشعیان است. در ویرایش و چاپ دوم همان اثر لوفت (51) مقاله ای تحت عنوان (مشعشعیان ) به رشته تحریر کشیده که حاوی مطلب جدید و مهمی نیست . به زبان فارسی مقالات آقایان مدرسی چهاردهی و حمید طرفی گامی جدی در پژوهش های علمی محسوب نمی شود. علی رغم آن دو ، مقاله جهانگیر قائم مقامی در بر دارنده مطالب مهم و معتبری از حیات مشعشعیان پس از دوران صفوی است.
با توجه به آن چه درباره منابع و مطالعات مشعشعیان آمده به نظر می رسد هنوز نیازمند اذهانی جست و جو گر و پرسش مند در دو حوزه شناسایی منابع اصیل و تالیف در جهت پاسخگویی به ابهامات موجود در ابعاد فکری ـ اعتقادی و سیاسی ـ اجتماعی هستیم.
پاورقی:
1 ـ در متن کلام المهدی از سال های 865 و 862 و 855 ق. در تاریخ نگارش یاد شده است ر.ک . همان برگ 331 و 112 ـ 111 و 4 میکروفیلم نسخه مجلس به شماره 3032 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
2 ـ کلام المهدی ، برگ 233.
3ـ کلام المهدی ، برگ 243 و 141 ـ 139 و 133 و 126.
4ـ همان برگ 338 ـ 336 ـ 288 ـ 287.
5 ـ همان ، برگ 86 ـ 281 ـ 277.
6 ـ عبدالله بن فتح الله بغدادی (غیاثی) التاریخ الغیاثی ، الفصل الخامس من سنة 891656 / 1258 ـ 1486 م . تصحیح و تحقیق طارق نافع الحمدانی ، بغداد ، مطبعة اسعد ، 1975 م . ص 17 ـ 18 .
7ـ برای نمونه در تاریخ حکومت سلطان حسین باینقرا در هرات نیز تاریخ 907 ، 807 نوشته شده همان ص 9.
8 ـ عباس العزاوی ، تاریخ العراق بین احتلالین ، عراق 1357 ق / 1939 م . ج 3 ص 7.
9 ـ تاریخ غیاثی ، ص 32 ـ 33.
10 ـ همان ، ص 17 ـ 18.
11 ـ همان ، ص 8.
12 ـ تاریخ غیاثی ص 2 ـ 391.
13 ـ همان ، ص 393 .
14 ـ همان ص 22.
15 ـ همان ص 292 ، غیاثی مرگ جهانشاه را نیز تحت تاثیر (قرآن حوت) می بیند که در سال 872 روی داد همان ، ص 360.
16 ـ همان ، ص 304 ـ 302.
17 ـ همان ص 20.
18 ـ سید عبدالله جزایری تذکره شوشتر تهران کتابخانه صدر ، بدون تاریخ ، ص 35 ـ 33. در بخش دوم همین نوشتار درباره میرنورالله شوشتری سخن به میان خواهد آمد. هم چنین برای آگاهی او از ر. ک. آغا بزرگ طهرانی ، طبقات اعلام الشیعه ، احیاء التراث من القرن العاشر ، تحقیق علی نقی منزوی ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1366 ش . ص 271 ـ 270.
19 ـ میرزا عبدالله افندی ، ریاض العلما و حیاض الفضلا، به کوشش سید محمود مرعشی ، قم ، 1401 ق . ج 5 ص 68 ـ 265.
20 ـ همان . ج 5 . ص 270 ـ 269.
21 ـ محمد باقر خوانساری ، روضات الجنات فی احوال العلما و سادات. ترجمه محمد باقر ساعد خراسانی ، تهران ، کتابفروشی اسلامیه ، 1360 ج 5 ص 67 ـ 66.
22 ـ ریاض العلماء و حیاض الفضلا ، ج 5 ص 270 ـ 269.
23 ـ بخشی از اثر مذکور سفرنامه حج نگارنده است.
24 ـ سید علی خان نتاریخ مشعشعیان ، نسخه دست نوشته موجود در کتابخانه سپهسالار (مطهری) به شماره 1513 ص 2 ؛ نسخه مذکور صفحه شماری شده از این رو به جای برگ از کلمه صفحه (ص) استفاده می شود.
25 ـ برای آگاهی بیشتر ر.ک . محمد تقی دانش پژوه ایرج افشار ، نسخه های خطی دانشگاه تهران ، ج 7 ص 45 ـ 244 ، احمد منزوی ، فهرستواره کتاب های فارسی ، تهران انجمن آثار و مفاخر فرهنگی 1375 ، ج 2 ص 903 . میکرو فیلم این اثر به شماره 3034 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است . ر.ک . محمد تقی دانش پژوه فهرست میکروفیلم های کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ، 1353 ، ش ج 2 ص 37 ـ 36.
26 ـ نورالدین محمد بن نعمت الله موسوی شوشتری ، ترجمه تاریخ مشعشعیان میکرو فیلم شماره 3034 موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بدون صفحه شماری.
27 ـ سید عبدالله جزائری ، تذکره شوشتر ، تهران ، بدون تاریخ ، ص 33 به بعد.
28 ـ سید عبدالله جزائری ، تذکره شوشتر ، ص 10 ـ 1.
29 ـ ر. ک. ایرج افشار ، یزد نامه ، تهران ، 1371 ، ش ، ج 1 ، ص 60ـ50 .
30ـ برای نخستین بار به ضمیمه ماهنامه پیمان در سال 1312 ش. به طبع رسید سپس به عنوان بخشی از کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان و پس از آن به شکل مستقل و با عنوان مشعشعیان به چاپ رسید ، مشعشعیان ، تهران انتشارات فردوس ، 1378 ش.
31 ـ مشعشعیان ص 21.
32 ـ احمد کسروی ، شیعی گری ، تهران ، بدون تاریخ ، ص 51.
33 ـ مشعشعیان ، ص 21.
34 ـ همان ، ص 65 و 20 .
35 ـ این دو اثر عبارتند از : تاریخ المشعشعین و تراجم اعلامهم ، عراق 1385 ق / 1965 م ، موسس الدولة المشعشعیة و اعقابه فی عربستان و خارجها ، عراق 1392 ق / 1972 م.
36 ـ شبر ، موسس الدولة المشعشعیة ص 59.
37 ـ همان ص 60 .
38 ـ همان ، ص 94 ـ 86.
39 ـ مولی علیدر زمان حیات پدرش سید محمد بن فلاح برای مدتی عملا رهبری مشعشعیان را به دست گرفته بود و پدر تحت الشعاع چیرگی او بود ، ر.ک . مشعشعیان ص 40.
40 ـ تاریخ المشعشعین ، و تراجم اعلامهم ، ص 64 ـ 63.
41 ـ موسس الدولة المشعشعیة ، ص 86.
42 ـ همان ، ص 57 ـ 55.
43ـ همان ، ص 12.
44 ـ مصطفی کامل شیبی ، تشیع و تصوف ، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ، تهران ، امیر کبیر، 1359 ش ، ص 286.
45ـ مصطفی کامل شیبی تشیع و تصوف ، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، تهران ، امیر کبیر ، 1359 ش ، ص 288 ـ 287 .
46 ـ همان ص 290.
47 ـ مقاله مفصل کسکل با یاری آقای علی عبداللهی ـ از آلمان به فارسی برگردانده شد:
w.caskel , ein mahdi des i5 . jahrunderts saijid muhammad ibn falah und seine nachkommen , islamica, 1931 , vol , 4.
48ـ این دو اثر عیارتند از: تاریخ پانصد ساله خوزستان ، تهران ، 1356 ، ش و مشعشعیان.
49 ـ شیبی به صراحت به این موضوع اشاره می کند ، تشیع و تصوف ، ص 286.
50 ـ v.minorsky , musha, sha , Encyclopaedia of Islam.(1913_63)vol. IX leiden , New york , koln , 1987.
51ـ p.luft , musha , sha , Encyclopaedia of Islam , New edition , vol . VII , leiden – New York, 1993. |