دیباچه در قرن اخیر، تحقیق درباره تعیین محل دقیق میمون دژ یا همایون دژـ آخرین جایگاه و کرسی فرمانروایی اسماعیلیان ایران در منطقه الموت ـ ادامه داشته است . به رغم علاقه و اهتمام بسیاری که جمعی از نامبردارترین محققان داخلی و خارجی ، در یافتن مکان واقعی این قلعه از خود نشان داده اند ، در این موضوع به نظر واحد و مشخصی دست نیافته اند. به عبارت دیگر مشتاقان تحقیقات ایرانی و اسماعیلی برای یافتن این دژ ، همه قلعه های مشهور و مهم اسماعیلی را در منطقه الموت بررسی کرده اند. به این امید که شاید یکی از آنها همان (میمون دژ گمشده ) باشد.
پیترویلی ، محقق نامدار انگلیسی ، به اعتبار تحقیقات خود در سه سفر به الموت (1) ، (غار شمس کلایه) نزدیک معلم کلایه را ، میمون دژ دانسته است (2)، منوچهر ستوده که پردامنه ترین تحقیقات را درباره قلعه های اسماعیلیان انجام داده (قلعه نویزرشاه) را، بر فراز کوه های گرما رود و سراج محله الموت ، میمون دژ پیشنهاد کرده است(3)، ولادیمیر ایوانف ، محقق روسی ، که کوشش هایش در باب اسماعیلیان چشمگیر است، ضمن رد (شیر کوه) به عنوان میمون دژ ، نخست با تردید قلعه مشهور (الموت ) ـ نزدیک آبادی گازرخان ـ و بعد نویزرشاه را میمون دژ تصور کرده است (4). به گفته ایوانف ، برخی از اهالی الموت خرابه های شهرک الموت را میمون دژ می دانند(5)، لودمیلا ولادیمیرونا ـ استرویوا ـ هیچ یک از این نظریات را قانع کننده ندانسته ، و معتقد است جای میمون دژ معلوم نیست.(6) چنگیز شیخ علی در قضاوتی متعادل ، حل مسئله را در گرو بررسی های بیشتر و به دست آمدن منابع دیگر می بیند. (7) اما به رغم این آراء ، جایگاه میمون دژ همچنان (نهفته رخ از دیده سیمرغ وار) (8) مانده و بنابراین شاید بتوان گفت : میمون دژ ، هنوز هم از مباحث مبهم ، ناشناخته و از مسائل حل نشده در تاریخ اسماعیلیان الموت است.
اهمیت مطلب از یک سو ، و به دست آمدن مآخذ ارزشمند دیگری متعلق به قرن هفتم و هشتم ق و ضرورت بازنگری در متن های قبلی از سوی دیگر ، نگارنده این گفتار را بر آن داشت او هم به تحقیق میدانی وسیعی در این باره دست بزند. حاصل این کوشش ، که از هفت سال پیش آغاز شد، تالیف کتاب حاضر است که پیش روی شماست.
مؤلف در این کتاب کوشیده است همه موضوعهایی را که به نحوی می تواند دریافتن مکان واقعی میمون دژ موثر و مفید باشد ، در محل تحقیق کند، و نتیجه بدست آمده این است که هیچ یک از نظریاتی که تا کنون از سوی محققان داخلی و خارجی درباره محل دقیق میمون دژ ارائه شده است ـ که به برخی از آنان اشاره شد ـ با نشانه هایی که عطاملک جوینی (623ـ 681 ق) و بعضی از مورخان قرون هفتم و هشتم ق از این قلعه داده اند ، انطباق کامل ندارد. به عبارت دیگر ، قلعه الموت ، نویزرشاه ، شیر کوه ، شهرک ، غار شمس کلایه و ... هیچ کدام میمون دژ نیست.
شاید این مدعا در نگاه نخست گزافه گویی به نظر برسد ، اما به برکت مدارک به دست آمده ـ مدارکی که بسیاری از صاحب نظران به آنها دسترسی نداشته اند ـ و مطالعه دقیق تر متون تاریخی اسماعیلیان در پرتو آگاهی های جدید ، درباره محل این قلعه عظیم نظر دیگری پیشنهاد می شود که در صفحات آینده خواهید دید.
شاید به جا باشد که خواننده پیش از ورود به بحث با برخی از مآخذ اساسی و عمده این تحقیق آشنا شود . در پایان کتاب اخباری که درباره چگونگی حمله به میمون دژ است و از دل تاریخ جهانگا جنگ شماره 286 کتابخانه مجلس سنای سابق و چند ماخذ کهن دیگر بیرون کشیده است. در اختیار قرار می گیرد. نگارنده از نقل عین نوشته این دو مورخ در این پژوهش که معمولا در آثار نحقیقی مرسوم نیست ، مقصودی دارد: نخست آنکه خواننده این متن رااز رجوع به آثار پر حجمی که دسترسی به آنها چندان آسان نیست بی نیاز کند ، دوم با مطالعه و تطبیق برداشت های گوناگونی که در جای این تحقیق می بینید با عین مطالب تاریخی قضاوت خواننده به سهولت و آسانی میسر گردد سوم آنکه یکی از مآخذ مهم این اثر یعنی (بخشی از تاریخ اسماعیلیان الموت) به همان صورتی که نگارنده دریافته است ، در معر ض قضاوت قرار گیرد تا او نیز حکم کند که آیا نتیجه گیری های مولف صحت دارد یا نه. خواننده خود خواهد دید که پیش از این در بازخوانی و استنساخ این متن دقت لازم نشده است . در ضمن مولف برای مراعات اختصار از آوردن توضیحات غیر لازم و ذکر نسخه بدلها که در اینجا چندان مفید به نظر نمی آید ، پرهیز کرده است. اما باید توجه داشت ارجاعات متن این تحقیق به جلد و صفحه همان چاپ اصلی تاریخ جهانگشاست. نه متن انتخابی ما که در پایان کتاب آمده است. و اینک معرفی چند اثر کهن در باب میمون دژ:
1- تاریخ جهانگا (تالیف علاء الدین عطا ملک جوینی 623ـ681 ق)(9) این کتاب گرانقدر در 658 ق ر سه جلد تالیف شده و نخستین و قدیم ترین ماخذ فارسی موجود در باب اسماعیلیان الموت به شمار می آید. (10) جوینی نویسنده این اثر در 654 ق همراه هلاگو خان مغول در راه تسخیر قلعه های اسماعیلیان از جمله میمون دژ در منطقه الموت حضور داشته است. او علاوه بر آنکه خود شاهد صحنه کارزار این جنگها بوده پس از فتح قلعه الموت به منابع ارزشمند ر کتابخانه عظیم آن قلعه دسترسی پیدا کرده و در نوشتن تاریخ خود از بعض این آثار سود بسیار برده است. کتاب سرگذشت سیدنا (= حسن صباح) و تاریخ جیل و دیلم که دومی به نام فخر الدوله (علی بن رکن الدوله الحسن بن بویه دیلمی ) تالیف شده از جمله این کتابهاست.
2ـ جامع التواریخ ، قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان . تالیف رید الدین فضل الله همدانی (648 ـ 718 ق) وزیر غازان و الجاتیو.(11) این اثر مهم فارسی بین 700 ـ 714 ق تالیف شده است. بدون تردید رشید الدین فضل الله در نوشتن تاریخ اسماعیلیان خود از کتاب جوینی استفاده کرده و در بعضی از جاها قول او را راحتی لفظ به لفظ نقل کرده است. گذشته از این به نظر می رسد که به خود منابع مورد استفاده جوینی بعضی دیگر از نوشته های فرقه اسماعیلیه که از آنها نام می برد ، دسترسی مستقیم داشته و در عین حال از منابع موجود اهل سنت در آن زمان استفاده بیشتری کرده است . لازم به یادآوری است که موفق الدوله علی ، جد رشید الدین فضل الله ، پیش از تسلیم شدن نزاریان به هلاگو ، مدتی به عنوان میهمان در قلعه الموت و میمون دژ به سر می برده است . بنابراین نا محتمل نیست موفق الدوله که به خدمت هلاگو پذیرفته شد علاوه بر داشتن روابط دوستانه با نزاریان به چند کتاب اسماعیلی دست یافته باشد کتابهایی که اید رشید الدین فضل الله از آنها بهره برده باشد.(12)
3ـ زبدة التواریخ ، بخش فاطمیان و نزاریان . ساخته 700ق تالیف جمال الدین ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی / القاشانی ، مورخی تقریبا گمنام از خانواده معروف ابو طاهر که در کان به کوزه گری اشتغال داشته است. از زندگی این مورخ ایرانی شیعی که در دستگاه ادارای ایلخانان نیز مقاماتی داشته است ، اطلاعات چندانی در دست نیست. (13) کاانی در دستگاه الجاتیو خدمت کرده بود ، در دربار پسر و جانشین الجاتیو سلطان ابوسعید (717 ـ 732)ق آخرین فرد موثر سلسله ایلخانی که به قتل رشید الدین فضل الله فرمان داد به سمت کاتب و دبیر به کار اشتغال ورزید. او با رشید الدین فضل الله همکاری داشته و به احتمال قوی زیر نظر او بخش هایی از جامع التواریخ را می نوشته است. (14) کاشانی مدعی است که مولف واقعی آن تاریخ خود اوست . وی حدود 738 ق درگذشت ).(15)
اما کتاب زبدة التواریخ در 700ق ساخته و پرداخته شده است. غالب مطالب و شیوه نگارش آن به جامع التواریخ بسیار نزدیک و مطالب گاه بی کم و کاست عین هم است. (16) این کتاب اصل آن فارسی است اثری بسیار ارزشمند درباره تاریخ نزاریان است. (17) غیر از زبدة التواریخ ، دو اثر دیگر از کاشانی به چاپ رسیده است : تاریخ الجاتیو (18) و عرایس الجواهر و نفایس الاطایب.(19)
پس از معرفی اجمالی این سه ماخذ شایان ذکر است که کاشانی و رشید الدین فضل الله از منابع موجود اسماعیلیان بهتر از جوینی سود برده اند. سبب آن را علامه محمد قزوینی چنین بیان می کند : (رشید الدین فضل الله نیز این کتاب را (یعنی (سرگذشت سیدنا)) به دست داشته و خلاصه ای از آن را ( نه عین را به تصریح خود او ) در جامع التواریخ درج نموده است ، ولی منقولات او از آن کتاب ، به مراتب مفصل تر است از منقولات جوینی و گویا جوینی به واسطه فرط تدین و تصلب او در عقیده این کتاب را که بالطبع در نظر او از کتب کفر و ضلال محسوب می شده ، با کمال کراهیت و تنفر قلب به کار برده است و لهذا می بینیم که به حد افراط به تلخیص و اختصاربه آن کوشیده و حتی المقدور به اقل ما یمکن از آن که برای فهم تاریخ (ملاحده) ضروری بوده اقتصار کرده است.(20)
4ـ بخشی از تاریخ اسماعیلیان الموت) اثری کوتاه و بسیار ارزشمند که در جنگی کهن متعلق به مرحوم مهدی بیانی (21) آمده است.
به نوشته محمد تقی دانش پژوه این اثر را علی بن الحسین بن الرضی الحسنی الحافظ و به دستور مولانا مس الدین آوی در ساتل 738 ق در شهر سلطانیه (قزوین) گردآوری کرده است.(22) این فصل کوتاه که متاسفانه ناتمام به نظر می رسد ، به قلم مورخی غیر اسماعیلی نوشته شده است ، اطلاع مولف از محل حکومت آخرین حاکم اسماعیلیان الموت ذکر شمار حمله های مغولان به منطقه الموت از 636 تا 654 ق (23) شناسایی دقیق مسیر این حمله ها ، ضبط نام بعضی مکانهای گمنام جغرافیایی و نام های فدائیان و اسفهسالاران همگی حکایت از این می کند که مولف به متونی از نیمه قرن هفتم ق به نزدیک به حمله هلاگو خان به الموت دسترسی داشته که هیچ کدام به دست ما نرسیده است. نیز احتمال دارد که این مطالب اطلاعات شخصی خود او بوده باشد. به هر صورت این اطلاعات بسیار با ارزش و منحصر به فرد است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد محمد دبیر سیاقی نخستین کسی است که ارز این نوته را دریافته است ایشان همین فصل را ر 1337 ش با عنوان (فصلی از تاریخ اسماعیلیه) در پایان کتاب فصلی از جامع التواریخ به چاپ رساند.(24) محمد تقی دانش پژوه رساله و بخشهایی از آن جنگ را از جمله همین بند را با عنوان (مغول و خورشاه ) چاپ کرد (25). بعضی نکات ظریف و مهم این نوشته ظاهرا از نظر پژوهشگران این گونه مباحث دور مانده و بررسٍی و تحلیل نشده است. اما آنچه را از این متن که اجمالا شرحی از آن در بالا گذشت. و در فصل آتی می خوانید بازخوانی نسخه دست نوشته این جنگ گرانبها (26) از سوی نگارنده است . از آنجا که در این متن حروف ( د و ذ و ب و پ و ک و گ ج و چ ز و ژ ) به یک صورت نوشته شده است ، برای سهولت در خواندن شیوه کتابت امروزین در نگارش آنها مراعات شده است نکته خاص قابل ذکر دیگر در این متن علامت (تشدید) است که روی حرف (را) گذاشته شده است به شکل (رَ) .
5 ـ رساله (ابتدای دولت مغول تا خروج چنگیز خان) ، منسوب به قطب الدین شیرازی . این رساله کوچک 34 صفحه ای دومین رساله از مجموعه شماره 12868 کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی است و تاریخ تحریر آن به 685 ق باز می گردد. شیوه کتابت آن با جنگ 286 (بخشی از تاریخ اسماعیلیان الموت ) که پیش از این معرفی شد یکی است . نظر به اهمیت این رساله بخشهایی از آن را که به حمله هلاگوخان به میمون دژ اختصاص دارد بازخوانی شده و در پیوست کتاب از نظر خواننده این پژوهش خواهد گذشت.
6ـ ظفر نامه ، تالیف حمدالله مستوفی (زاده 680 ـ در گذشته حدود 750 ق) مولف ظفرنامه از هواداران و متابعان خواجه رشید الدین فضل همدانی بود و در 711ق از جانب همین خواجه ، به پیشکاری امور مالی قزوین زنجان ، ابهر ، و طارمین منصوب شد. ظفرنامه که اثری است منظوم سرودن آن ظاهرا 15 سال به طول انجامید (720 ـ 735 ق) و در زمان آخرین ایلخان قابل ذکر مغولان ، یعنی ابوسعید بهادرخان (در گذشته 736 ق) پایان پذیرفت. بنابر تصریح خود مولف اطلاعات او غالبا از جد اعلای وی ، امین السلطان مستوفی است که در آن تاریخ 93 سال داشته است. بخش سوم ظفرنامه که به وقایع دوره مغول در ایران اختصاص دارد به جهتن اشتمال بر ضبط وقایع نام های تاریخی و مکان های جغرافیایی در مجموع برای روشن شدن وقایع تاریخی آن دوره منبعی بسیار ارزشمند است.(27) در این کتاب اطلاعات یگانه و منحصری در باب چگونگی بنا و عمارت های دژهای اسماعیلیان در منطقه الموت و خارج از آن ذکر شده است که در هیچ منبع دیگری دیده نمی شود.
برای مزید فایده در این تحقیق بخشی از شرح منظوم حمالله مستوفی به همراه یک روایت منظوم دیگر از شمس الدین کاشانی ـ از رفتن قاضی مس الدین قزوینی نزد منگوقاآن تا سقوط دژهای الموت ـ در پیوست کتاب آمده است. این شرح ها همگی پرداخته مورخان سنی مذهب در آغاز قرن هشتم ق است و از اهمیت موضوع از دیدگاه مغولان و جامعه سنی مذهب آن عصر حکایت دارد.(28)
علاوه بر پنج ماخذ یاد شده منابع دیگری اعم از قدیم و تحقیقات جدید محل استناد قرار گرفته است ، که ضمن مباحث کتاب با آنها آشنا خواهید شد. با وجود این علاقه مندم در این مقدمه به رسم حق شناسی و حق گذاری نام برخی از نام آوران و پیشگامان پژوهش در باب دژهای منطقه رودبار الموت را با رعایت ترتیب تاریخی یاد کنم: سرهنگ مونتت ، (29) سرهنگ جاستس شیل ، (30) آ. الوی (31) ، استوارت (32) ، آ . هاتم . شیدلنر(33) سی . جی . ادمونث (34) ارنست امیل هرتسلفد (35) سروان جی . جی اکلس (36) جی تی مندرسن (37) ، لارنس لکهارت (38) ولادیمیر ایوانف (39) فریا استارک(40) ، عین السلطنه قهرمان میرزا سالور ، محمد قزوینی ، منوچهر ستوده ، محمد علی گلریز، پیترویلی (41) کولین ولک (42) هـ. بوبک (43) پرفسور مینوبو هوندا (44) مانیک کروان (45) ولفرام کلایس (46) چنگیر شیخ علی ، فرهاد دفتری ، یوسف مجید زاده ، فاطمه کریمی و حمیده چوبک.
و پیش از ورود به بحث اصلی کتاب ، برخود فرض می بینم که در همین جا از همه عزیزانی که در شکل گرفتن و تالیف این اثر بر من حقی دارند یاد کنم:
نخست از همسرم که در حقیقت مشوق اصلی من در این تحقیق بوده و فرصت انجام این کار را برایم فراهم ساخته است.
دوم ، از کسانی که در سفرهایم به مناطق صعب العبور الموت و طالقان ، نظیر نویزرشاه ، شاتان کوه ، لانه سر ، قلعه تاش ، شیر کوه ، غار شمس کلایه ، سرگر معلم کلایه ، هودکان ، تارولات ، طاق سر ، سلمبار، سیالان ، پیچه بن، ارتفاعات هنیز ، اندج رود ، و راه هزار چم طالقان، همسفر و راهنمای آگاه محلی من بوده اند : امان الله ، ناصر و آقاسی مجیدی ، ایوب اوجانی ابوالفضل حسینی ، عزت الله و رضا کیائی ، ناصر و نادر مقیمی، یاسر قربانی ، صادق قبادی ، حمید مرادی ، علی یونسی ، سید جعفر حسینی ، خسرو طاهری ، کاوه صادقی ، نادر مظفری زوارکی و علی ممتاز قلی پور ، سید مولا افتخاری طالقانی (فرزند سید میر هدی) نظر علی احمدی گازرخانی ، بختیار عزیزی (از اهالی پیچه بن ) سبحان قلی فلاح ( از اهالی گازرخان ) ابوالفضل اندجی ، محمد تقی قورچی بیگی و حسن باقری (از اهالی گرمارود ) و صاحب صفری.
سوم ، از دکتر منوچهر ستوده ، پیشگام در پژوهش های الموت شناسی ، به خاطر راهنمایی های بیدریغ و نوشتن مقدمه بر این کتاب،
چهارم ، از همکار فرزانه ای که آغاز تا پایان این پژوهش را در مطالعه گرفت و در یوه نگارش آن را کمال بخشید ،
پنجم ، استادانی که در روشنی بخشیدن به برخی از عبارات مبهم نوشته های کهن و مورد اختلاف ، چراغ هدایتم بوده اند. استاد ایرج افشار ، مهندس محمد علی مولوی ، دکتر فتح الله مجتبایی ، دکتر شفیعی کدکنی.
ششم، از دکتر سید محممود مرعشی که با بزرگواری رساله تاریخ مغول را در اختیار من نهادند.
هفتم ، از هیئت گزینش کتاب بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار که چاپ این اثر را در ردیف انتشارات موقوفات قرار داد.
هشتم ، از سرکار خانم زهره رمضان پور که با دقت و حوصله بسیار تایپ و صفحه آرایی این متن را به پایان بردند سپاسگذارم. (دی ماه 1383)
(پاورقی ها)
(1) سال 1959 ، 1960 ، 1961 ق.
(2).Willy , Peter The Castles of sscssins , London , 1963 , p:158- 192 , 227 -233.
(3) ستوده، قلاع اسماعیلیه در رشته کوههای البرز ، 1345 ، ص 120.
(4)4. Ivanow , W . Some Ismaili Strongholds in Persia. Islamic Culture , Vol : XII No .4oct 1938 p:391-387:Alamut and Lamasar , Tehran , 1960 , p:76.
(5) همان، ص 387.
(6) استرویوا، تاریخ اسماعیلیان در ایران... ترجمه پروین منزوِ ی، تهران ، 1371 ،ص 177) متن اصلی ص 140).
(7) شیخلی ، ( توضیحاتی درباره شمس کلایه ) ضمیمه کتاب قلاع حشاشین ، ترجمه علی محمد ساکی ، 399 ـ 410.
(8) از تعبیرات استاد بدیع الزمان فروزانفر.
(9) سالهایی که به قول صاحب کتاب روح الارواح (از سنگ و گل بوی دل حس کردم) (ص بیست و چهار).
(10) در باب احوال مولف جهانگشا ، ر. ک . تاریخ جهانگشا ، چاپ لیدن ، ج 1 ، ص یا عو.
(11) تاریخ جهانگشای جوینی ، به اهتمام محمد قزوینی ، لیدن ، بریل ، 1355 ق 3 جلد.
(12) جامع التواریخ ، قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان ، به کوشش محمد تقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی ، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1338 ، 241 ص.
(13) دفتری ، فرهاد ، تاریخ و عقاید اسماعیلیه ، ترجمه فریدون بدره ای ، ص375، نیز ر.ک :ابو جمال ، نادیا ، اسماعیلیان پس از مغول ...، ترجمه محمود رفیعی . تهران 1382 ص 29.
(14) نیز ر.ک : دالوند ، حمیدرضا )زبدة التواریخ ...( مجله آئینه میراث ، دوره جدید ، س 1 ، ش 2 (تابستان 1382 ) ص 72 ، اقبال آشتیانی ، عرایس الجواهر (ضمائم) ص 357.
(15) همان ، ص 72 ، اقبال آشتیانی ، عرایس الجواهر (ضمائم) ص 357 ، نیز ر. ک. مقدمه و ضمائم کتاب عرایس الجواهر ، به قلم ایرج افار و عباس اقبال آشتیانی (سیزده ـ شانزده و 356ـ 358).
(16) دفترِی ، همان ، 375.
(17) مقصود قسمت نزاریان و اسماعیلیان است.
(18) کتاب زبدة التواریخ ، به اهتمام محمد تقی دانش پژوه ، تهران ، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، 1366 و 31+ 326 + متن عکسی.
(19) این کتاب به اهتمام میهن همبلی در تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1348 ، 287 ص چاپ ده.
(20) کتاب عرایس الجواهر ، به کوشش ایرج افشار ، تهران ، انجمن آثار ملی ، 1345 ، بیست و چهار + 405 ص انتشار یافته.
(21)تاریخ جهانگشا ، ج 3 ، ص 187 ح.
(22) این جنگ خطی ، اکنون تحت شماره 286 در کتابخانه سنای سابق (مجلس
شورای اسلامی) نگهداری می شود ، ورق 69-70.
(23) دانش پژوه ، محمد تقی ،(تعلیقات بر ) جامع التواریخ ، تهران ، 1356 ، ص 219 ، مقدمه بر اخلاق محتشمی ، صفحه سی و یک ـ سی و دو.
(24) این تنها ماخذی است که شرح جنگ های مغولان با اسماعیلیان درعهد علاء الدین خلیفه هفتم بیان کرده است.
(25) فصلی از جامع التواریخ ، تاریخ فرقه رفیقان و اسماعیلیان الموت یا سرگذشت سیدنا حسن صباح و جانشینان او. تهران ، طهوری ، 1337 ، ش ، دوازده +6+160 ص . )زبان و فرهنگ ایران ، ش 22).
(26) ذیل بر تاریخ اسماعیلیه در نشریه دانشکده ادبیات تبریز ، س 18 ، 2(1345) ص 221ـ 224.
(27) نگارنده با راهنمائی استاد ایرج افشار به نسخه اصلی این جنگ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی دست یافت و استاد عبدالحسین حائری آن را در اختیار نهاد. از این دو بزرگوار سپاسگذارم.
(28) در باب مولف و کتاب ظفرنامه . نیز نک:
(29) اقبال آشتیانی ، عباس ، تاریخ مغول ، تهران ، امیر کبیر ، 1347 ، ص 524.
(30) دبیر سیاقی ، محمد (مقدمه) نزهة القلوب ، قزوین ، طه 1378 ، ص 21.
(31) نوائی ، عبدالحسین (مقدمه) تاریخ گزیده ، تالیف حمدالله مستوفی ، تهران ، امیر کبیر ، 1381 ص ، یب.
(32) از آنجا که شرح منظوم احمد تبریزی از نظر تاریخی کم اهمیت به نظر رسید از نقل آن پرهیز شد.
(33) Colonel Monteith.
Lieut . Colonel Justus Shie (34
A. Eloy.35
(36) Stewart.
(37)A.Houtum – Schindler.
(38) C.J.Edmonds.
(39)Ernst Emil Herzfeld.
(40) G.J.Eccles.
(41) J.Menderson.
(42) Lawrence Lockhart.
(43) Vladimir Ivanow.
(44)Freya Stark.
(45) Peter Willey.
(46)Colin Volk.
(47) H.Bobek.
(48) در باب کارهای هوندا ، ر.ک . )مقدمه ایرج افشار بر کتاب ) قلاع حشاشین ، تالیف پیتر ویلی ، ترجمه علی محمد ساکی ، ص 1374.
Manique Kervan .
Wolfram Kleiss. عنايت الله مجيدى |