Shopping Card | Check Out


Powered by Persian-Culture.com
Tazkerat al-Uliya`
Bestsellers | Recently Published | Subjects | Special Order | Publishers Home | Authors Home | Main Page
Search:  (Advanced Search)
Books Prices have been Presented with no price of mail costs - The costs of mail would be determined by the Price in the destination country and buyer should pay the price of that.

 

Faridoddin Attar-e Neishaboori
  • Johar al-Zat،

  • Reynold Alleyne Nicholson
  • `Erfan-e `Arefan-e Mosalman، Publishing Daneshgah-e Ferdosi
  •  Texts 

  •   -  Siyahatnameyeh Ebrahim Byig
      -  Managhebo Al- Sofiyeh

  •  Biographical Memoir 

  •   -  Tazker-e- Sho`araye Yazd
      -  Tazkere-ye Anjoman-e Khaqan

  •  Account books 

  •   -  Mahtab-e Sham-e Sharq
      -  Tarikhe Neyshaboor

  •  Account books 

  •   -  Tohfat-al-'alam
      -  .Manzar - al -‭ auliya

  •  Theosophy and mysticism 

  •   -  Rasael jamea ‎Khwadja Abdullah Ansari heravi
      -  Alchimie et mystiqve en terre d'islam

     
    Latayef-ol Amthal
    Rashidoddin Watwat



    Kimiya-ye Sa'adat
    `Abu Hamed Mohammad GHazali


    Tazkerat al-Uliya`
    Authors : Faridoddin Attar-e Neishaboori
    تصحیح و تحشیه : Reynold Alleyne Nicholson
    Publisher : Asatir - Tehran
    Third Printing، 2008 A.D.
    Cover Type : Hardcover
    Size : foolscap
    Pages 984
    Printing type : Printed
    Language : Persian
    Weight : 1530 gr.
    LOC : 4ت6ع/278 BP
    ISBN : 964-331-035-3
    Price: $35.55




     

    پیشگفتار ناشر (انگلیسی) مجموعه

    همان گونه که در پیشگفتار آخرین جلد از مجموعه متون تاریخی فارسی (بخش یکم از لباب الالباب عوفی، 1906، ص 10) گفته ام، قصد دارم که این مجموعه را با این پنجمین جلد تمام کنم (هر سرزنشی هم که در حال حاضر در دنبال داشته باشد، مهم نیست). این جلد حاوی بخش دوم تدکره الاولیای شیخ فریدالدین عطار است(1) که دوست و همکارم رینولد نیکلسون تصحیح کرده است. دلیل اصلی من برای این کار، چنانکه در همانجا توضیح داده ام این است که موسسه اوقاف گیب که بر اساس پارسایی و پرهیزگاری بنیاد نهده شده است و هزینه آن از راه دهش و آزاده واری خانم جین گیب فقید تامین می شود، آن قدر آزادمنش و جامع الاطراف هست که هر کاری را که بتواند کمابیش به وجهی در این مجموعه جای گیرد، هر چند که هزینه چاپ آن سنگین باشد، در حیطه کار خود، بس وسیع تر از آنچه من در شش سال پیش با چاپ تذکره الشعرای دولتشاه آغاز کردم، جای دهد. از دیدگاه مالی نمی توان این تجربه را موفق دانست: من تصور می کنم که هزینه تولید پنج جلد در حدود 750 پاوند بوده است که یک دهم آن هم برنگشته است. البته، اگر این کتابها مفید فایده بوده اند و مطالعاتی را که برای رونق و گسترش آنها تالیف شده اند، پیش برده باشند، موضوع هزینه ملی در مقام مقایسه چندان اهمیتی نخواهد داشت. اما این امر نشان می دهد که در حال حاضر کار انتشار مکتوبات شرقی بدون حمایت فوق العاده ای نظیر دهش آزاده وار خانم جین گیب فقید ـ که اکنون از متون عربی گرفته تا فارسی و ترکی در برمی گیرد ـ نمی تواند در اروپا شکوفا گردد. من در پایان کار این مجموعه علاقمندم که از همه کسانی که مرا در انجام این کار یاری دادند، به ویژه از همکارانم آقای نیکلسون ومیرزا محمد (قزوینی) و دانشمندان دیگر نظیر استاد دوخویه و پلاتون ملییورانسکی فقید و شیخ حسن توفیق فقید که مرا در قرائت موارد مبهم و نامفهوم متون چاپ شده یاری دادند، و نیز از کتابخانه هایی که با نهایت دست و دلبازی متون نفیس خود را در اختیارم قرار دادند ـ کتابخانه های ایندیاآفیس، انجمن سلطنتی آسیایی، دانشگاههای لیدن و برلین، بریتیش مییوزیم و کتابخانه جان رایلندز منچستر، ـ و در موفیقت این طرح سهیم هستند، و بالاخره از هیات امنای کتابخانه بریل در لیدن، که کار دقیق و هنرمندانه شان به ویژه در تعیین قطع مجلدات در خور ستایش است، سپاسگزاری می کنم. در مو رد کتابخانه ها چند کلمه دیگر هم باید گفته شود آن دسته از کتابخانه ها که به دستاویز حفظ آثارشان از امانت دادن گنجینه هایشان به دانشمندان مسوول و معتبر خودداری می کنند، آن گنجینه ها را از نیمی از ارزشی که دارند مرحوم می نمایند. کسانی که علاقه مندند که در راه توسعه دانش هرگونه نسخه خطی ارزشمند را که در ملکیت کتابخانه هایی نظیر ایندیاآفیس، انجمن سلطنتی آسیایی، دانشگاه کمبریج هستند و بر آنها اشراف دارند، و آمادگی دارند که آنها را به امانت دهند، نباید از هیچ کوششی در این راه خودداری ورزند. من برای پیشگیری از تمایلات تنگ نظرانه و مخالف تحقیق در آینده، پیشنهاد می کنم که دیگر دارندگان نسخه های خطی، آنها را، به ضمیمه عباراتی نظیر آنچه ذیلا نقل می شود، و بخشی از وصیتنامه خود من است، به کتابخانه مورد علاقه یا منتخب خود به ارث واگذارند:
    (من در مجموعه نسخ شرقی خودم را به کتابخانه دانشگاه کیمبریج به ارث می گذارم به این شرط که کتابخانه فوق الذکر موافقت کند و قول دهد که آنها را در خود کتابخانه به آسانی در دسترس دانشجویان زبانهای شرقی قرار دهد، و در بیرون از کتابخانه آنها را به دانشمندان معتبر امانت دهد، البته تحت شرایط و تضمینهایی که هرچندگاه یک بار وضع یا اصلاح آنها ضروری می نماید. اگر این شرط به وسیله کتابخانه دانشگاه (کیمبریج) پذیرفته نشود و اعمال نگردد، یا اگر روزی مقررات کتابخانه چنان تغییر کند که مانع از امانت دادن کتابها به دانشمندان در خارج از کتابخانه شوند و یا در کار امانت دادن کتاب تاخیر و تعلل ایجاد کنند، این نسخه ها باید به کتابخانه دانشگاه لیدن در کشور هلند فرستاده شوند.)
    وصیت کننده تنها با تنظیم یک چنین وصیت تبدل پذیر می تواند نیت خود را عملی کند، یعنی با تعیین یک وارث قانونی دیگر برای آن موسسه یا آن شخص که ابتدائا باید از حاصل نیت او بهره مند گردد. این روش تازگی ندارد. من این نکته را از کتابخانه مدرسه پیکره مسیح در کیمبریج آموختم. در انجا متاسفانه این کتابخانه در جهتی خلاف جهت اصلی به کار می رفت و نتیجه آن شد که نسخه های خطی در مخزنی که دو قفل داشت و کلید هر قفل در دست یک نفر بود، قرار گرفتند، اما مناسب است این نکته را هم بیفزایم که اخیرا، و به هر قیمتی که بوده است مقامات کتابخانه تا آنجا که ممکن بوده کوشیده اند تا از شدت این مقررات بکاهند.
    ادوارد براون
    کیمبریج، 3 اوت 1907
    پاورقی
    1- دلیل انتقال این پیشگفتار را از ابتدای بخش دوم به ابتدای کتاب در مقدمه خود توضیح داده ایم (انتشارات اساطیر)

    ادوارد براون


     

    دیباچه

    تصوف آن چنان مطلوب و سازگار خلق و خوی قوم ایرانی افتاده است و تاثیر آن در تقریبا هر یک از وجوه زندگی و اندیشه این قوم چندان ژرف و دامنه دار است که شناخت نسبی تاریخ و آرای صوفیان، نامی که عارفان مسلمان برخود نهاده اند، برای دانشجویان زبان و ادب فارسی بدون تردید امری کاملا ضروری است. گنجانیده شدن تذکره الاولیاء در ضمن انتشارات مجموعه حاضر (متون فارسی) صرف نظر از این توجیه کلی به واسطه این امر توجیه می شود که این کتاب کهن ترین متن فارسی در نوع خود به شمار است (1) و نیز اینکه، هر چند که دارای کاستیهایی در ذکر جزئیات تاریخی و زندگینامه هاست، حاوی مقداری انبوه از اطلاعاتی است که در تذکره های بعد یافت نمی شوند و تا آنجا که من دانسته ام در هیچ منبعی دیگر به دیده نمی آیند. ارزش یک کتاب، در مقام یک منبع تاریخی تصوف، به سختی می تواند افزون از آنچه هست برآورد شود. اگر با نفحات الانس جامی مقایسه گردد معلوم می شود که مقالات آن، هرچند که از نظر تعداد خیلی از مقالات این کتابند اما از آنها بسی جامع و مانع ترند، هرجا که جامی فقط یک طرح کلی و فشرده به دست می دهد عطار تصویری کامل و تمام ترسیم می کند: چنان که (و در اینجا سه تن از مهم ترین مشایخ مذکور در این اثر را در نظر می گیریم) مقاله های مربوط به ذوالنون، بایزید بسطامی و سری سقطی ـ که جامی سر و ته مطالب به آنان را در شش و نیم صفحه به هم آورده است ـ در چاپ کنونی تدکرة الاولیاء سر به هفتاد و پنج صفحه می زنند. خواننده می تواند به آسانی دریابد که بدون یک چنین بررسی کامل و سرشار از اطلاعات، کار ترسیم تحول و تکامل مکتب تصوف و تعیین سهم انفرادی هر یک از عارفان، اگر به هر حال غیرعملی نباشد حداقل بی نهایت دشوار و نامطمئن خواهد بود. افزون بر این، تذکرة الاولیاء از دیدگاه ادبی نیز، در مقام یک نمونه والای نثر کهن فارسی ساده، موجز، متین و باصلابت، نمی تواند مورد توجه قرار نگیرد. این ویژگیها بیگمان منبعث از منابع عربی یی هستند که همانگونه که خود عطار اذعان کرده است، پیکره اصلی این اثر را تشکیل می دهند. این اثر بسیاری از صورتهای قدیمی و مهجور کلمات فارسی را حفظ کرده است و من بر آن سرم که در مقدمه جلد دوم فهرستی از آنها به دست دهم (ما ترجمه این مقدمه را هم در ابتدای کتاب و پس از مقدمه های جلد اول جای داده ایم) اما آنچه پس از این می آید مخصوصا درخور توجه است:
    1) در وجه ماضی شرطی، به جای صورت رایج کردی(دوم شخص مفرد)، کردیمی و کردیدی، صورتهای کردتی، کردمانی و کردتانی را باز می یابیم.
    ریشه این صورتها را باید در ساخت زمان گذشته در زبان پهلوی (که هنوز هم در برخی از گویشهای فارسی یافت می شود(1)) جست و جو کرد که به وسیله بن فعل و پسوندهای ضمیری ساخته می شود، مثل...ت کرد(تو کردی)،...مان کرد(ماکردیم)، الخ. در صورتهایی که اکنون مورد نظر ما هستند، پسوند ضمیری به بن فعل پیوسته است ـ نه، چنان که در پهلوی رایج است و به هر کلمه پیش از خود می پیوندد ـ و یای استمراری به آخر آنها افزوده شده است. صورتهایی که به مانی ختم می شوند رایج ترین و عمومی ترین صورتهایند و تقریبا با بسامدی متغیر در همه نسخه های خطی یی که به کار برده ام، ظاهر می شوند. در یک نسخه (استانبول)، مگر در مواردی که دچار اشتباه شده باشم، آن صورتها جملگی به صورت کردتی درآمده اند و گاه به جای آن صورت کردئی را می یابیم که نسبتا نادر است، اما نتوانسته ام جز یک مورد صورت دوم شخص جمع را در سراسر کتاب پیدا کنم.
    2) یت به جای ید در دوم شخص جمع. و این، که فقط در نسخه خطی موجود در لیدن مشاهده میشود، ممکن است یک ویژگی گویشی باشد(1)
    3) همی، که به گمان من صورت گویشی همین است، گاه در مقام قید و به معنای (درست، دقیقا، عینا) به کار رفته است، مانند: همی جون درماند(ص 79) همی وقت سحر(ص225) من، از آنجا که این استعمال را درنیافته بودم، آن را اشتباها در یکی دو مورد حذف کردم، اما این اشتباه را در فهرست نسخه بدلها اصلاح کرده ام.
    اغلب نسخه های تذکره الاولیاء که با آنها سرو کار داشته ام حاوی هفتاد و دو زندگینامه یا کمتر هستند(2) اما برخی از نسخه های نیز دارای یک تکلمه یا ذیل هستند که معمولا حاوی بیست تا بیست و پنج مقاله اضافی درباره شیوخ نامدار یا مشایخ متاخرند. از آنجا که این تکلمه بی تردید قدیمی و حاوی مطالب جالب توجه است، بر آن شدم که آن را بر چاپ حاضر بیفزایم و بنابراین اکنون از مساله بررسی اصالت آن درمی گذرم زیرا که موضوع نسخه هایی که متن در آنها یافت می شود و نکات دیگری که ممکن است در این مورد مطرح شوند، در مقدمه بخش دوم بررسی خواهد شد . در عین حال برای انکه موضوع روشن باشد عنوان تذکرة الاولیاء را منحصرا در مورد پیکره اصلی اثر یعنی هفتاد و دو ترجمه ای که با جعفر صادق علیه السلام آغاز می شوند و به حسین منصور حلاج پایان می پذیرند، به کار می برم.
    برای تدارک این چاپ شش نسخه خطی به کار گرفته شده اند:
    1) نسخه شمار 929 (با شماره رمز 281.Warn) در فهرست کتابخانه دانشگاه لیدن (ج 3، ص 17 تا 19) که در اینجا با حرف ل نشان داده شده می شود.
    از مساعدتهای مهربانانه استاد دوخویه، سپاسگزارم که در پرتو آن، این نسخه قدیمی و شکوهمند، که نسخه اساس چاپ حاضر را تشکیل می دهد، در پاییز 1900 برایم به لندن فرستاده شد و من اجازه یافتم که تا پایان تحریر متن در 25 ژانویه 1901 آن را نزد خود نگاهدارم.
    2) نسخه شماره 19806 بریتیش مییوزیم که در صفحه 344 فهرست ری یو توصیف شده است و در چاپ حاضر با نشانه م ره آن ارجاع داده می شود(ما در همه جا آن را با علامت بم نشان داده ایم) این اثر یک نسخه خطی تمیز و متکلفانه قرن چهاردهم است. آشنایی و انس من با آن به ماه مه 1899 ـ که در آن تاریخ کار بر روی تذکرة الاولیاء را آغاز کردم ـ می رسد. رونوشتی که از آن به منظور در دست داشتن متنی برای مقابله، تهیه کردم در ماه دسامبر همان سال به پایان رسید.
    3) نسخه شماره 578 مندرج در فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه برلین، تالیف پرچ که در صفحه 548 توصیف شده است و در اینجا با حرب ب نشان داده می شود. من در طی سفری که در تابستان 19000 به برلن کردم، این نسخه قدیمی اما کمابیش ناقص را با متن نسخه بریتیش مییوزیم مقابله کردم.
    4) یک نسخه خطی در (کتابخانه ملی) فرانسه که در حال حاضر در مجموعه فهرست تکمیلی به شماره 1108 نگاهداری می شود و در فهرست بلوشه/Blochet (که زیر چاپ است) با عنوان 403 فارسی توصیف شده است، و در اینجا با حرف پ از آن نام می برم(1) این نسخه در ژوئن 1901 به منظور استفاده من به کتابخانه کالج سلطنتی آبردین Aberdeen سپرده شد که در انجا قریب نیمی از آن را با نسخه لیدن مقابله کردم. سپاس صمیمانه ام نثار آقای لئوپولد دلیل و مقامات کتابخانه ملی پاریس باد، به خاطر سرعت عمل احترام انگیزی که در امانت دادن کتاب به کار بستند، و نیز آقای اندرسن، مسؤول کتابخانه کالج سلطنتی را سپاس می گویم که برای کار در کتابخانه، در هر زمان که ممکن بود و مناسب تر می دانستم، همه تسهیلات ضروری را فراهم آورد. همه نسخه هایی که تا اینجا برشمردم قدیمی هستند، با این استثنا در مورد نسخه بریتیش مییوزیم که در آن در آخر هجای کلماتی که ریشه فارسی دارند به جای د، حرف ذ ثبت شده است.
    5) نسخه شماره 1051 در فهرست اته/Ethe (چاپ 1903) به نام فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه ایند یا آفیس (ادراه امور هند) که برای نشان دادن آن حرف آ را انتخاب کرده ام. این نسخه ارجمند و گرانقدر، که مقامات ایندیاآفیس با آزاده واری و سعه صدر معمول خود به من اجازه دادند تا مدتی دراز آن را در امانت داشته باشم، حاوی تذکرة الاولیاء و تکلمه آن است(جمعا 97 ترجمه احوال). و نسبتا جدید التحریر است(تاریخ اتمام کتابت آن 25 جمادی الثانی 1901 ه.ق، برابر با 23 ژوئیه 1680 است)، و شخصی دیگر ، غیر از کاتب اصلی، غالب کلمات قدیمی آن را اصلاح کرده است.
    6) یک نسخه خطی زیبا که به وسیله دوست و همکارم، استاد براون، سخاوتمندانه در اختیارم گذاشته شد، به وسیله عبدالحسین کرمانی در استانبول برای او تحریر شده است و تاریخ اتمام کتابت آن اول ذوالحجه 1309 ه. ق است. این نسخه با حرف ا نشان داده می شود. در مجموع باید گفت که این نسخه بهترین همه نسخه هایی است که وارسی کرده ام. از نسخه لیدن دقیقتر و صحیح تر است، و چنان که گویی قاعده ای در میان است، با آن بسیار مطابقت دارد تا بدانجا که کار مقابله متن اساس با آن ـ که فقط اندک مدتی بعد از آن که اولین نمونه های متن حروفچینی شده را دریافت داشتم، به دستم رسید ـ با سرعت تمام انجام گرفت. افزون بر این شش نسخه، توانستم یک نسخه دیگر را از کتابخانه ایندیاآفیس به امانت بگیرم و سر فرصت بدان مراجعه کنم:
    7) چاپ سنگی تذکرة الاولیاء (لاهور، 1889) که آن را با حرف ه نشان می دهم(1)
    نسخه چاپ لاهور با آن که قرائتش همواره آسان نیست متنی کامل و کمابیش دقیق به دست می دهد که شامل تکلمه ای که از آن سخن رفت، نیز هست. صرف نظر از فقدان فهرست و نمایه، نقص عمده آن وجود ویژگی امروزی زبان در مقایسه با نسخه های قدیمی است، و این نکته ای است که این اثر را از ارزش فقه اللغوی آن و نیز به میزان فراوان از جذابیت ادبی آن محروم میکند. مقابله این نسخه با متن مصحح و همچنین تصحیح نهایی متن در 12ژوئن1902 پایان یافت. بی انکه بر سر تعریف و تبیین دقیق رابطه هر یک از این متنها با متنهای دیگر درنگ کنم، باید نتایج کلی یی را که در پایان وارسی هر متن به دست آورده ام، در اینجا بیان کنم. نسخه ها را می توان در دو خانواده دسته بندی کرد، یعنی نسخه های لیدن، استانبول و برلن در یک رده، و نسخه های پاریس، بریتیش مییوزیم و کتابخانه ایندیا آفیس را در یک دره دیگر. در میان رده اول که احتمالا قدیمی تر است، نسخه های لیدن و استانبول بر نسخه برلن، به سبب اشتباهات و کاستیهای بسیار تحریف شده است، رجحان دارند. اما وسیله تمایز و انتخاب میان نسخه های لیدن و استانبول بسیار اندک است. زبان نسخه لیدن اندکی کهنه تر می نماید، اما اختلاف آن چندان مشخص، که رسم الخط امروزی نسخه استانبول (که به جای ب، ج، د، حروف پ، چ، ذ را ضبط کرده است) باید نشان دهد، نیست. و دانستن این نکته جالب است که این حروف در کدام موارد در نمونه قدیم مشخص شده اند و برجا مانده اند و در چه مواردی کاتب نسخه جدید یعنی عبدالحسین کرمانی آنها را متمایز کرده و نشان داده است. همانگونه که گفتم نسخه استانبول از لحاظ صحت و دقت امتیاز قابل ملاحظه ای بر نسخه لیدن دارد. در مورد دسته دوم نسخه ها، یعنی نسخه های پاریس، بریتیش مییوزیم و کتابخانه ایندیاآفیس باید گفت که نسخه اول با توجه به رسم الخط و زبانش، قدیمی تر از همه است. نسخه بریتیش مییوزیم، که آن نیز قدیمی است، میان د و ذ تفاوت می گذارد و شمار واژه های کهن در آن کم است، و نسخه کتابخانه ایندیا آفیس از لحاظ متن به گمان ما متعلق به قرن هفدهم است. نسخه های پاریس و کتابخانه ایندیا آفیس، از لحاظ متن به گونه ای درخور توجه شبیه به هم هستند و به طور کامل بیشتر از نسخه بریتیش مییوزیم به نسخه های دسته اول نزدیکند. نسخه بریتیش مییوزیم چنان می نماید که روایتی مستقل است و به راستی نمی دانم که آن را باید در یک رده جداگانه جای داد یا نه. متن نسخه چاپی لاهور را می توان همچون آمیزه ای از دو دسته مذکور در بالا دانست، اما از آنجا که چندان در بطن موضوع غور نکرده ام نمی توانم بگویم که به کدام رده بیشتر نزدیک است. با آنکه در فهرست لیدن (3/17) تذکرة الاولیاء یک کتاب کمیاب توصیف شده است، نسخه های بسیار از آن، افزون بر آنچه من وارسی کرده ا م، در کتابخانه های انگلیسی و اروپایی یافت میشوند. بریتیش مییوزیم سه نسخه در اختیار دارد(فهرست ری یو، ص 344) کتابخانه ایدیا آفیس، چهارنسخه که یکی از آنها ناتمام مانده است(شماره های 1051 تا 1054 فهرست اته) بودلیان(کتابخانه اکسفورد) چهار نسخه (شماره های 622 تا 625 فهرست اته)که سه نسخه آن شامل تکمله اند، کتابخانه سلطنتی برلن شش نسخه (شماره های 578 تا 583 پرچ) و مجموعه خصوصی شارل شه فر که اخیرا به تملک کتابخانه ملی پاریس در آمده است، دو نسخه(شماره های 381 تا 1466 فهرست بلوشه) که اولی به قرن سیزدهم م تعلق دارد. این نسخه ها را بدان رو برشمردم تا اگر کسی بیشتر از من به نتایج احتمالی مقابله های دیگر علاقه مند باشد ، از آنها سود برد. من شخصا اعتقاد دارم که اگر متنی که اکنون به این صورت چاپ میشود، در خور تغییر و اصلاح قابل ملاحظه و مهمی باشد، این کار فقط در پرتو مراجعه به منابع عربی تذکرة الاولیاء انجام پذیر خواهد بود. عطار از آثاری که در تدوین کتاب خود مورد استفاده قرار داده است، نام نمی برد و مراجعی را هم که ذکر می کند، احتمالا در اغلب موارد منابع دست دوم هستند، اما تردیدی نیست که بسیاری از اقوال و حکایات تذکرة الاولیاء را می توان در آثار عربی مثل حلیلة الاولیای ابونعیم اصفهانی(بنگرید به فهرست لیدن، 5/209 و بعد از آن) بازیافت. کوشش من در زمینه یافتن منابع عربی تذکرة الاولیاء به رساله معروف ابوالقاسم قشیری(متوفی در 465) و لواقح الانوار عبدالوهاب الشعرانی(متوفی در 973 (1)) محدود بوده است. من در حال حاضر برای پژوهش بیشتر و گسترده تر نه وقت دارم و نه رغبت(2).
    درباره مولف و انگیزه هایی که او را به تالیف یادنامه قدیسین(3)واداشتند نیز چند کلمه ای باید گفته شود. محمد بن ابراهیم فرید الدین عطار در سال 513 ه.ق(1)/20-1119 در کدکن(و به قولی در شادیاخ) که روستایی در نزدیکی نیشابور است، زاده شد. پدرش ابراهیم بن اسحاق کدکنی، عطاری بس معتبر و محترم بود، و فریدالدین نیز، پس از مرگ پدر، در ابتدا همان پیشه را دنبال کرد، و لقب عطار که بدان باز شناخته شده و شهرت یافته است از همان گرفته شده است. داستان گروش او به تصوف، بدانسان که جامی و دولتشاه روایت کرده اند، ممکن است که راست یا نادرست باشد: داستانهایی نظیر توبه ای که به عطار نسبت داده می شود تقریبا در همه زندگینامه هایی که از عطار نقل شده اند، به چشم می خورند(2). به هر حال این نکته مسلم است که او به زندگی آکنده از تفکر و تامل (سیر و سلوک) روی آورد، در محضر شیخ رکن الدین اکاف و شیخ مجد الدین بغدادی شاگردی کرد و درمطالعات صوفیانه عمیقا تبحر یافت. عطار، دومین شاعر بزرگ متصوفه است: دنباله رو سنایی و پیرو جلال الدین رومی است. آثار شاعرانه او حاوی یک دیوان و چندین مثنوی است، که در این میان شناخته ترین آنها منطق الطیر یا گفتار پرندگان و پندنامه یا کتاب اندرزهاست. دولتشاه نوشته است که عطار در سالهای آخر عمر دست از شعرسرایی برداشت و جز رباعی شعری دیگر نگفت. و این قول را این امر تایید می کند که تعدادی بس اندک شعر فارسی در تذکرة الاولیاء دیده می شود. و من گمان می کنم که در میان این اشعار از همه متقن تر همان رباعیات هستند. گفته میشود که عطار در سال 627 ه.ق/1229 م به دست مغولان کشته شده است. مولف در دیباچه کتاب می گوید که پس از قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هیچ سخنی برتر از اقوال قدیسین و اولیا نیست و به همین سبب او این مجموعه را برای خودش و دوستانش و هرکس دیگر که قصد خواندن آن را دارد، فراهم آورده است. او قصد توضیح و تشریح اقوال را ندارد زیراکه اولا این سخنان کوتاه هستند و ثانیا نمی خواهد که سخنان خودش را با سخنان اولیا درهم آمیزد، که این کار را از ادب دور می دیده است، (مگر جایی اندک اشارت کرده آمد برای دفع خیال نامحرمان و نااهلان(3)) و ثالثا به سبب آنکه سخنان مشایخ توضیح کننده خود هستند، و رابعا مشایخ گوناگونند به طریقتهای متفاوت، و گفتگو از این اختلاف موجب درازسخنی می شد. و اما انگیزه های زیر او را به تالیف تذکرة الاولیاء برانگیختند:
    1- برادران دینی از او خواسته بودند که این کار را بکند.
    2- مولف امیدوار بود که برخی از کسانی که کتاب را می خوانند، او را دعا کنند تا بدینسان سعادتش پس از مرگ تامین گردد.
    3- او معتقد است که کلمات اولیا، حتی برای کسانی هم که نمی توانند به آن کلمات و اقوال عمل کنند، سودمند هستند، زیراکه حداقل اشتیاق را تقویت می کنند و خودپسندی را نابود می کنند.
    4- جنید گفت:(سخن ایشان لشکری است از لشکرهای خذای، تعالی، که بدان مرید را اگر دل شکسته بوذ، قوی گردذ، و از آن لشکر مدد یابد)
    5- حسب قول پیغمبر(رحمت خدا با یاد صالحان فرود می آید) اگر کسی مایده نهد که بر آن مایده رحمت بارذ، توانذ بوذ که او را از آن مایده بی فایده باز نگردانند.
    6- عطار اطمینان دارد که تاثیر نفس میمون اولیا ممکن است به خود او هم برسد و پیش از مرگ، او را سعادتمند(عاقبت به خیر) کند.
    7- عطار به این امید به کار گردآوری سخنان اولیا پرداخته است که بلکه از این رهگذر خودش نیز به آنان همانندی یابد که: من تشبه بقوم فهو منهم.
    8- قرآن و حدیث بدون آشنایی به زبان عربی فهمیده نمی شوند و بیشتر مردمان از بهره گیری از آنها به سبب ندانستن زبان عربی، محروم بودند و سخنان اولیا هم که تفسیر قرآن و حدیثند، و عام و خاص را سود می رسانند، غالبا به عربی بودند. لذا مولف آنها را به فارسی درآورده است تا مگر همه را سودمند افتند.
    9- همان گونه که بیهوده گویی(سخن باطل) غالبا زودخشمی و تندخویی پدید می آورد، سخن حق نیز می تواند هزاران اثر نیکو به بار آورد، حتی اگر که گوینده یا شنونده (خود از آن خبر نیابد). چنانکه عبدالرحمن اسکاف گفت قرائت قرآن اثر نیک دارد، حتی اگر خوانند قرآن آن را درنیابد، همچنان که اثر دارویی که بیمار می خورد نامشهود است.
    10- فقط اقوال روحانی توجه مولف را به خود جذب می کنند. و لذا او این گردآوری را به صورت یک وظیفه روزانه برای همعصران خود انجام می دهد مگر کسانی پیدا شوند که از (مایده)ای که او تهیه دیده است، بهره گیرند.
    11- امام یوسف همدانی، در پاسخ کسانی که از او پرسیدند: چون که اولیا از روی زمین رخت بربستند چه کنیم تا سلامت مانیم؟ گفت: هر روز هشت ورق از سخنان ایشان را می باید خواند. و عطار چون این سخن شنید برخود فرض دانست که این آرزو را برآورده سازد و آن سخنان را فراهم آورد.
    12- عطار از کودکی به صوفیان دلبستگی داشت و از شنیدن شخنان ایشان خوشحال می شد. اکنون که می دید آن سخنان فقط برزبان مدعیان و شیادان جاری می شدند و روحانیان حقیقی همچون کبریت احمر نایاب شده اند برآن شد تا سخنان و اقوال اینان را تا آنجا که در توان دارد، به زبان آسان و عامه فهم درآورد.
    13- در روزگار او بهترین آدمیان بدان بودند و نیکمردان از میان رفته بودند، و تذکرة الاولیاء تالیف می شود تا این وضع را اصلاح کند و کارها را به سامان آورد.
    14- سخنان اولیاء آدمی را بر آن می دارند تا دست از دنیا بشوید، به زندگی آخرت بیندیشد، خدا را دوست داشته باشد و به کار تدارک سفر آخرت بپردازد، و لذا (جمع کردن چنین سخنها از جمله واجبات بوذ. و توان گفتن که در آفرینش به از این کتاب نیست از آنک سخن ایشان شرح قرآن و اخبار است که بهترین جمله سخنهاست.... هر که این کتاب را، چنان که شرط است، برخوانذ آگاه گردذ که آن چه درد بوذه است در جانهای ایشان که یان جنین کارها و این جنین شیوه سخنها از دل ایشان به صحرا آمذه است)
    15- و انگیزه دیگر امید آن بوده است که در عالم دیگر از شفاعت ایشان برخوردار شود و بخشوده گردد و همچون سگ اصحاب کهف، اگر همه به استخوانی بوذ او را نومید نگردانند مگر در بهشت پذیرفته آید.
    کتاب(1) پس از دیباچه با ذکر احوال امام جعفر صادق علیه السلام و اویس قرنی آغاز می شود ولی درازترین تراجم احوال از آن رابعه، ابراهیم ادهم، ذوالنون مصری، بایزید بسطامی، سهل ابن عبدالله التستری، سری القسطی و یحیی بن معاذالرازی هستند. ترتیب قرار گرفتن ترجمه ها برحسب تاریخی نیست ـ یا حداقل می توان گفت که همواره چنین نیست ـ و اگر معیار دیگری در مدنظر مولف بوده است، من نتوانستم آن را دریابم. در مورد مطالب مندرج در متن هم باید گفت که خواننده اطلاعات بیشتری در یادداشت مقدمه واری که بر فهرست نسخه بدلها نگاشته می آید، خواهد یافت.
    سرانجام، این امر را وظیفه ای دلپذیر می دانم که با گرمترین عبارات مراتب سپاس خود را نسبت به دوست و همکارم، استاد ادوارد براون، ابراز دارم، چه که با یاری او بود که پای در راه سخت و دشوار تصوف نهادم، و تشویقهای بزرگوارانه و حمایت او مرا قادر ساخت تا حاصل کارم را در مجموعه (متون تاریخی فارسی) که نیروی خستگی ناپذیر و شور و دلبستگیش بنیان آن را موفقانه نهاده است، به چاپ برسانم. من در این امید بودم که او بر این کتاب مقدمه ای به فارسی بنویسد آکنده از نکات جالب، و شیوا از لحاظ سبک نگارش، همانگونه که برکتابهایی که پیش از این در این مجموعه چاپ شده اند، نوشته است. اما اطلاعات ما از داستان زندگی عطار چندان اندک است که مناسب می نمود برای دستیابی به نکات تازه ای که ممکن است از بررسی دقیق آثار شاعرانه او به دست آیند، کوشش شود، زیرا که تذکرة الاولیاء از این وجه عاری است. به پیشنهاد استاد براون اینکار را یکی از دانشمندان ایرانی که در دانش و داوری بیمانند است، یعنی میرزا محمد بن عبدالوهاب قزوینی برعهده گرفت، که خود مقدمه انتقادی او به تنهایی نمایانگر ژرفای دانش او، و دلیلی قاطع در درستی قول اوست. کاش درباره مولفان بزرگ فارسی، مولفان ناشناخته جای خود دارند، تعداد خیلی بیشتری از این دست تک نگاریها می داشتیم.
    12 اکتبر 1904 کیمبریج
    پاورقی
    1- کشف المحجوب، که در حدود یک قرن ونیم زودتر به وسیله علی بن عثمان الجلابی الهجویری تالیف شده است(بنگرید به فهرست فارسی ری یو، ص 343) به دلیل شکل و ترتیبی که دارد نمی تواند در زمره تذکره ها دسته بندی شود. کتاب دیگری هم که همزمان با عصر کشف المحجوب تالیف شده، طبقات الصوفیه خواجه عبدالله بن محمد الانصاری الهروی(متوفی در 481 ه ق) است که بر جای نمانده است، لکن روایت تازه و تجدید نظر شده و کامل شده یی از آن را در نفحات الانس جامی باز می یابیم. من این کتاب را سهوا در ضمن آثار عربی یی که عطار از آنها بهره گرفته است، ذکر کرده ام (صفحه 45 ترجمه فارسی که بعدا نقل می شود) حقیقت این است که این کتاب از طبقات الصوفیه عربی اثر ابوعبدالرحمن سلمی (متوفی در 412) برگرفته شده است اما خود کتاب چنان که جامی تصریح کرده است، به گویش قدیمی هرات یعنی فارسی کهن نوشته شده بوده است.
    1- مثلا بنگرید به شعری از سعدی که ادوارد براون در (یادداشتهایی درباره شعر گویشهای فارسی)(Notes on the Poetry….) در ژورنال آزیاتیک (1895) ص 795 به بعد چاپ کرده است، خصوصا بیت ششم و تفسیر آن.
    1- این صورت در نسخه بریتیش مییوزیم (مخزن شرقی، 249 بنگرید به فهرست ری یو، 342) هم مستعمل است و به طوری که ادوارد براون به من آگاهی داد، ژوکوفسکی در حالات و سخنان شیخ ابوسعید (سن پترزبورگ 1899 ص 8) به آن اشاره کرده است.
    2- حاجی خلیفه (کتاب دوم، ص 258 در چاپ فلوگل) نوشته شده است که این کتاب حاوی ترجمه احوال هفتاد شیخ است.
    1- چونکه یادداشتی که درباره شماره و توصیف نسخه پاریس فراهم آورده بودم گم شده بود از آقای الیس در بریتیش مییوزیم پرسیدم که آیا می تواند مشخصات آنرا برایم تهیه کند؟ و او گفت که این نسخه ممکن است همان شماره 1108 فهرست تکمیلی باشد که پاوه دو کورتی در مقدمه ترجمه فرانسوی تذکرة الاولیاء از روی نسخه اویغوری کتابخانه ملی(پاریس، 1889) به آن اشاره کرده است. او همچنین به من خبر داد که آقای بلوشه در حال حاضر در زمینه تهیه فهرستی از نسخه های خطی کتابخانه ملی کار می کند. لذا با آقای بلوشه تماس گرفتم و او با مهربانی بسیار نسخه را شناسایی کرد و توصیف کاملی از آن برایم فرستاد، که نکاتی را که در بالا نقل کردم از آن برگرفته ام. آقای بلوشه افزوده است که: خط نسخه نسخ فارسی خوبی برایم است که جداول و سرلوحه ها و عنوانهایی دارد که به پایان قرن هشتم (کذا.ظ: هفتم) هجری و به اقرب احتمال به اولین سالهای این قرن تعلق دارند.
    1- به تازگی یک نسخه چاپ سنگی، که در 1321 ه.ق/1903 در بمبئی چاپ شده، دریافت کرده ام که حاوی 96 زندگینامه است.
    1- چنانکه خواننده خود می تواند داوری کند مصحح در اینجا دچار اشتباه و خبط شده است زیراکه شیخ ابوالمواهب بن احمد بن علی انصاری مصری معروف به شعرانی یا شعراوی، مولف لواقح الانوار فی طبقات السادة الاخبار(معروف به طبقات شعرانی) و لواقح الانوار القدسیه فی العهود المحمدیه، همانگونه که خود مصحح نوشته است در سال 973 یعنی بیش از سه قرن و نیم پس از شهادت عطار درگذشته است وعطار طبعا نمی توانسته است متاثر از او باشد. و اما یک کتاب دیگر هم به نام لواقح الاسرار و لوائح الانوار وجود دارد که تالیف شمس الدین اسماعیل بن سودکین بن عبدالله النوری الحنفی متوفی در 644 ه. ق است(حاجی خلیفه ، کشف الظنون) که تقریبا همعصر عطار بوده است و ای بسا که مصحح به همین کتاب نظر داشته است، هرچند که این هم بعید می نماید.
    2-اثر قشیری حاوِی شمار قابل توجهی قول و حکایت غالبا (کوتاه شده) است که عطار آنها را به فارسی برگردانده است امیدواریم که در بخش دوم جدولی تطبیقی از آنها به دست هم تا در کار مراجعه سودمند افتند.
    3- Memoirs of the Saints عنوانی است که بر ترجمه انگلیسی تذکرة الاولیاء نهاده شده است همچنین است Le memorial des Saints در زبان فرانسوی
    1-این تاریخ که دولتشاه ضبط کرده است قطعا باید خیلی قدیم تر از سال تولد عطار باشد.
    2- جامی نفحات الانس ص 698 دولتشاه، چاپ ادوارد براون، ص 187 و بعد، اوزلی یادداشتهایی درباره شاعران فارسی، ص 236 و بعد. در این زمینه نکته درخور توجه سخنان خود عطار است در همین کتاب ص 72 که می گوید(بی سببی، از کوذکی باذ(باز) دوستی این طایفه در دلم موج می زد)
    3- مؤلف، پس از این فرصت می یابد تا در این زمینه در چند جای کتاب گفت و گو کند.
    1- از آنجا که به صلاحدید ناشر، هر دو بخش کتاب در یک مجلد چاپ می شوند، در این بند اندک تغییری در ترجمه و روایت قول مصحح داده شده است

    رينولد ا. نيكلسون

    فهرست كتاب :

  • سخن ناشر
  • پیشگفتار ناشر انگلیسی
  • دیباچه 1
  • دیباچه 2
  • مقدمه انتقادی در شرح احوال عطار نیشابوری
  • خطبه کتاب
  • آغاز کتاب
  • 1- ذکر ابن محمد جعفر الصادق علیه السلام
  • 2- ذکر اویس القرنی
  • 3- ذکر حسن بصری
  • 4- ذکر مالک دینار
  • 5- ذکر محمد واسع
  • 6- ذکر حبیب عجمی
  • 7- ذکر ابوحازم مکی
  • 8- ذکر عتبة الغلام
  • 9- ذکر رابعه
  • 10- ذکر فضیل عیاض
  • 11- ذکر ابراهیم بن ادهم
  • 12- ذکر بشر حافی
  • 13- ذکر ذوالنون مصری
  • 14- ذکر بایزید بسطامی
  • 15- ذکر عبدالله مبارک
  • 16- ذکر سفیان ثوری
  • 17- ذکر سقیق بلخی
  • 18- ذکر امام ابو حنیفه
  • 19- ذکر امام شافعی
  • 20-ذکر امام احمد حنبل
  • 21- ذکر داوود طایی
  • 22- ذکر حارث محاسبی
  • 23- ذکر ابوسلیمان دارایی
  • 24- ذکر محمد بن سماک
  • 25- ذکر محمد اسلم الطوسی
  • 26- ذکر احمد حرب
  • 27- ذکر حاتم اصم
  • 28- ذکر سهل بن عبدالله التستری
  • 29- ذکر معروف کرخی
  • 30- ذکر سری سقطی
  • 31- ذکر فتح موصلی
  • 32- ذکر احمد حواری
  • 33- ذکر احمد خضرویه
  • 34- ذکر ابوتراب نخشبی
  • 35- ذکر یحیی معاد رازی
  • 36- ذکر شاه شجاع کرمانی
  • 37- ذکر یوسف بن الحسین
  • 38- ذکر ابوحفص حداد
  • 39- ذکر حمدون قصار
  • 40- ذکر منصور عمار
  • 41- ذکر احمد بن عاصم الانطاکی
  • 42- ذکر عبدالله خبیق
  • 43- ذکر جنید بغدادی
  • 44- ذکر عمر و بن عثمان مکی
  • 45- ذکر ابوسعید خراز
  • 46- ذکر ابوالحسین نوری
  • 47- ذکر بوعثمان حیری
  • 48- ذکر ابوعبدالله بن الجلا
  • 49- ذکر ابومحمد رویم
  • 50- ذکر ابن عطا
  • 51- ذکر ابراهیم رقی
  • 52- ذکر یوسف اسباط
  • 53- ذکر ابویوسف النهرجوری
  • 54- ذکر سمنون محب
  • 55- ذکر ابو محمد مرتعش
  • 56- ذکر محمد فضل
  • 57- ذکر ابوالحسن بوشنجی
  • 58- ذکر محمد بن علی الترمذی
  • 59- ذکر ابوالخیر اقطع
  • 60- ذکر عبدالله تروغبدی
  • 61- ذکر ابوبکر وراق
  • 62- ذکر عبدالله منازل
  • 63- ذکر شیخ علی سهل اصفهانی
  • 64- ذکر خیر نساج
  • 65- ذکر ابوحمزه خراسانی
  • 66- ذکر احمد مسروق
  • 67- ذکر عبدالله مغربی
  • 68- ذکر ابوعلی جوزجانی
  • 69- ذکر ابوبکر کتانی
  • 70- ذکر ابوعبدالله محمد بن خفیف
  • 71- ذکر ابومحمد جریری
  • 72- ذکر حسین منصور... [ادامه]


  •  

    Index of the books by this publisher: Asatir

    Just write about this book. Please send us your ideas and your recommendation to be Published in book's Crities part.



    Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
    Ketabname Online -- Copyright 2000-2005