اجمالی در تطور نثر ساده و مرسل و نثر فنی از اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری، تقریبا همدوش با نثر ساده و بی تکلفی که دنباله نثر دوره سامانی وغزنوی بود، شیوهای در نثر فارسی بوجود آمد که بتدریج آن را از صورت ساده و روان و مرسل و دور از تکلفات وپیرایههای لفظی و آرایشهای صوری دور ساخت و در طی قرنهای ششم و هفتم تقریبا جای آن را بگرفت. دلایل عمدهاین تحول را در عوامل ذیل میتوان خلاصه کرد:
گذشتن مدتی بالنسبه مدید از حمله عرب و انقطاع تدریجی رابطه ادبی ایرانیان با گذشته خود.
نفوذ و شیاع و قوت روز افزون دیانت اسلام و علوم متعلق بدان، همچون علم قراءت و تفسیر و فقه و کلام، که خودمتضمن رواج و اشاعه زبان و ادب عرب نیز بود و درک و فهم و تعلم و تعلیم این علوم جز با اطلاع بر دقایق آن زبانامکان نداشت، و ایجاد مدارس متعدد علوم دینی در نقاط مختلف ممالک اسلامی از جمله ایران.
کثرت مؤلفات بدیع در ادب وبلاغت عرب که مدار آن بیشتر بر توجه به بدایع لفظی و ارزش خاص لفظ در کلام بود، ورغبت فراوان نویسندگان و منشیان و مترسلان در فراگرفتن فن انشا و ترسل بدین آثار.
پیمودن نثر فارسی مراحل ابتدایی خود را در شیوه ساده نویسی و رسیدن آن بذروه کمال خود در این طریق، میل و توجّه خاص نویسندگان فارسی زبان بر متوقف نماندن این سیر تکاملی، وتحقق بخشیدن بدان بوسیله سرمشق قرار دادن آثار مصنوع و متکلف ادب عرب، و بوجود آوردن آثاری شبیه بدان درنثر فارسی.
چنانکه نظامی عروضی سمرقندی در (چهار مقاله) ص 22 مقالت اول، که به ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کاملاختصاص دارد، برای تشحیذ خاطر و صقال دماغ دبیر وی را (بخواندن کلام رب العزه و ا خبار مصطفی و آثار صحابه و امثال عرب و کلمات عجم و مطالعه کتب سلف و مناظره صحف خلف چون: ترسل صاحب و صابی و قابوس و...قدامة بن جعفر و مقامات بدیع و حریری و حمید و توقیعات بلعمی و احمد حسن و ابونصر کندری و نامههای محمدعبده...)سفارش و تأکید کرده است. (1)
مراد از نثر مصنوع و فنی نثری است که بنای آن بر آرایش سخن و تناسب الفاظ و معانی نهاده شده است، همچونآوردن سجع و موازنه ترصیع و تضمین مزدوج و ایهام و تضاد و مراعات نظیر و ارسال مثل و حسن تعلیل و مبالغه واغراق و غلو، و نیز اطناب در وصف بطریق استعمال مترادفات لفظی و ایراد جمل متوازن و متقارن و تضمین آیه وحدیث و خبر و شعر و مثل و استشهاد بدآنها، و استفاده از مصطلحات علوم در بیان تعبیرات و اصرار در آوردنتشبیهات و استعارات بدیع و ابداع کنایات جدید و دیگر بدایع لفظی و معنوی کلام.
شاید بتوان نخستین نثر فارسی را که در آن توجه و میل به صنایع لفظی و معنوی، همانند استشهاد به آیات و احادیث واخبار و امثال و حکم و کلمات بزرگان و اشعار تازی و پارسی و آوردن جمل متوازن و جای به جای اسجاع کوتاه وجناس و مراعات نظیر و تضاد، بوضوح مشهود میافتد (کلیله و دمنه) شمرد، که در نیمه اول قرن ششم بهمتابوالمعالی نصر الله بن محمد بن عبد الحمید منشی از عربی بفارسی ترجمه و انشا شده است .
لکن در این کتاب توجه و رغبت به آوردن بدایع لفظی از جهاتی چند محدود است و در پیوستگی آن با نثر ساده قدیم،از جنبههای مختلف لفظی و معنوی، جای انکار نیست، و مترجم آن آب روی سخن در پای صنعت نریخته و بجهترعایت این مهم بر ایراد الفاظ رکیک و کلمات مستنکر اقدام ننموده است.(2)
چنانکه در صدر این مقال اشارت رفت از اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم بود که تحولی در نثر فارسی پدیدار گردید،لکن در آغاز، هنوز سبک ساده و روان و دور از تکلف قدیم نیز ادامه داشت، و پسند خاطر نویسندگان بیشتر نثر ساده ومرسل بود، چنانکه عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس در (قابوس نامه )ص 152، و منتجب الدین بدیع در (عتبة الکتبه) ص 1، سجع را که از عناصر اصلی نثر منصوع است، با روح زبان فارسی ملایم نمیشمردند ومیکوشیدند تا سخن خویش را از آفت تکلف سجع و ترصیع و ایراد قراین، که خود باعث عمده بر اطناب بی فایده وتطویل به لاطائل و بازماندن نویسنده از غرض اصلی و مقصد غایی خویش است، مصون دارند.
بهاءالدین محمد بن مؤید بغدادی در (التوسل الی الترسل) ص 11 - 9،بدین هر دو روش که معمول نویسندگانهمزمان وی بوده است تصریح میکند، و با آنکه سخن مصنوع را محبوب نمیشمردو شیوه مختار سخنوران قادر راکلام عذب فصیح، بیداعیه تکلف و شائبه تعسف، میداند، روش معمول خود را در انشا و ترسل، جمع میان دو شیوه مطبوع و مصنوع فرامینماید.
و نیز علاء الدین عطا ملک جوینی، با آنکه گاه خود در (تاریخ جهانگشای) گرد انواع تکلفات و پیرایههای لفظی ومحسنات بدیعی گشته، در نامهای (3) که ببرادر زاده خود ولی الدین هارون، فرزند شمس الدین محمد جوینی نوشته،وی را در انشا و ترسل از تکلفات و استعارات غیر متناسب و الفاظ نا مستعمل، که ملکه علمای رنج کش باشد و لطافتو ظرافت از طبع ایشان بیگانه بود، بر حذر داشته است.
این طریقه یعنی شیوهای که در آن دو اسلوب ممتاز ساده و مصنوع مشهود میافتد، و در واقع در منزلتی میان این دوطریق مشخص قرار دارد تا اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم نیز ادامه مییابد، از اواخر این قرن و اوایل قرن هشتماست که آثار سبک نثر قدیم تقریبا از میان میرود و اسلوب نثر فارسی تغییر میکند و نثر فنی باوج تکلف و تصنعمیرسد. لکن نباید چنین پنداشت که با قوت و شیاع نثر مصنوع، نثر ساده و مرسل بکلی منسوخ شد، بلکه دنباله آن درقرون بعد نیز، در نثرهای علمی و مناشیر و مکاتیب دیوانی و پارهای از کتب تواریخ و غیر آن، با تفاوتهایی چند - که ذکرآن در این مقام مناسب نمینماید - کمابیش ادامه یافت.
از مؤلفان و مترسلان و مترجمانی که بار این تحول را در آثار خود بدوش کشیدند و هر یک در این تجدید سبک کما بیشسهمی در خور توجه داشتند، پس از نصر الله منشی در (کلیله و دمنه) به نام و آثار نویسندگان ذیل میتوان اشارت کرد:
احمد بن عمر بن علی نظامی عروضی سمرقندی در (چهارمقاله)، قاضی حمید الدین عمر بن محمد بلخی در(مقامات حمیدی)، منتجب الدین بدیع در (عتبة الکتبه)، بهاءالدین محمد بن مؤید بغدادی در (التوسل الی الترسل)،محمد بن علی بن محمد بن حسن ظهیری سمرقندی در (سندباد نامه)، نجم الدین ابوبکر محمد بن علی بن سلیمانراوندی در (راحة الصدور)، ابو الشرف ناصح بن ظفر بن سعد جرباذقانی در (ترجمه تاریخ یمینی)، محمد بن غازیملطیوی در (روضة العقول) و سعد الدین و راوینی در (مرزبان نامه)، شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی در(نفثة المصدور)، کتاب حاضر، علاءالدین عطاملک جوینی در (تاریخ جهانگشای)، ادیب عبدالله بن فضل الله ملقببه وصاف الحضره در (تاریخ وصاف).
از میان این کتب (نفثة المصدور) بی شبهه یکی از شاهکارهای بدیع نثر فنی و از نمونههای عالی نثر مصنوع و مزین ومنشیانه نیمه اول قرن هفتم است که جای بجای نشانهایی از نثر مرسل و ساده دوره سامانی و غزنوی و چاشنی از لغاتو ترکیبات دلانگیز فارسی قدیم نیز در آن مشهود میافتد، و همه مشخصات و امتیازاتی که در صدر این مقال در باباین شیوه از نثر گفته آمد کمابیش در آن مراعات گشته است.
بحثی در باب سبک نثر نفثة المصدور
پیش از بیان سبک انشا و ارزش نثر این کتاب تذکار این نکته ضروریست که بحث و گفت و گو در این باب بسبب دستنیافتن بنسخ معتبر قدیم و نزدیک بزمان مؤلف، چنانکه باید، میسر نیست، و آنچه در این مقال مورد بحث و مداقه ونقد قرار میگیرد مبتنی بر نسخه حاضر است، که محتملا نساخ متصرف کم دقت در آن تصرفات ناروا روا داشته و آن را ازصورت اصلی خویش کما بیش دور ساختهاند، نه نسختی که از زیر قلم شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسویبیرون آمده بوده است.
عباس اقبال
1) در بیان کیفیت تحول نثر ساده به فنی دلایل دیگری نیز، که شاید هر یک در حد خود مهم و حائز اهمیت باشد،میتوان بر شمرد که در خور حوصله این مختصر نیست. برای اطلاع بیشتر، رک: (تاریخ ادبیات ایران) تألیف دانشمنداستاد آقای دکتر ذبیح الله صفا، ج 2، ص 878 ببعد.
2) عبارت این دو جمله اخیر مستفاد است از وصفی که بهاء الدین محمد بن مؤید بغدادی در (التوسل الی الترسل)ص 11، از نثر خود کرده است.
3) نمونه نظم و نثر فارسی از آثار اساتید متقدم باهتمام و تصحیح حبیب یغمائی، ص 78.
امير حسين يزدگردى |