|
|
عطش (ناگفته هایی از سیر توحیدی کامل عظیم حضرت آیت الله سید علی قاضی طباطبائی)
| پدید آورنده : هيئت تحريريه مؤسسه فرهنگى مطالعاتى شمس الشموس | | ناشر : موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس - تهران | | چاپ سوم، 1383 شمسى | | نوع جلد : گالینگور | | قطع : رقعی | | تعداد صفحه 440 | | نوع چاپ : چاپی | | زبان : فارسی | | وزن : 595 گرم | | رده كنگره : 8ص2ق/3/BP55 | | شابك : 964-93410-6-4 |
|
 |
مقدمه چگونه باید خفاش شب پر، به توصیف آفتاب عالم تاب بنشیند و چگونه قطرهای گل آلود از بحری زمرد بگوید؟
چگونه به وصف ابرمردی بنشینیم که در بزرگی اشت همین بس که آن چه از او نگفتهاند و نتوانند گفت طومارهاست وآن چه گفتهاند سطری است ناتمام.
و چگونه باید سر را بلند کنیم، تا در میان عرش، ستیغ این کوه کتمان را به تماشا بنشینیم؟
پس به ذرهای مینگریم سرگردان، در امتداد نور خورشید که عزم سفر دارد، ملتمسانه به او میگوییم:
(اگر به او رسیدی، به اینجا بازگرد و برایمان از او بگو)
و او به ما مینگرد و آرام پاسخ میدهد:
(آن را که خبر شد خبری باز نیامد...) |
زندگینامه ... و امروز 13 ذی الحجه سال 1285 ه.ق. است. صدای گریه کودک که بلند میشود، لبخند شادی بر لبان نزدیکانشکوفا میشود... و اینک او پا به این دنیا میگذارد تا به نور وجودش، زمینیان، آسمانی شوند و به نفس مسیحایی اشخاکیان، افلاکی.
او را علی نام نهادند، باشد که مهر پیوند و راه علی جوید.
و این راز زمین است باید در هر عصری گوهری از صدف آن بیرون بیاید تا از شرم نفسهای غافلان و دلهای بی خدا،زمین از هم فرو نپاشد.
وقتی آمد، فرشتگان به پابوسش آمدند و عرش خدا خندید و در حلقه عارفان و سرمستان همهمهای به پاشد:
باز آمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
بنگر به خانه تن و بنگر به جان من
از جام عشق او شده این مست و آن خراب
والد گرامی
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسنشیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.
درباره ایشان گفتهاند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازیبه وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار. یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرفمیشوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات میکنند. وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا میشود،میگویند:
(یک ساعتی که شما نصیحت فرمودهاید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند.)
آغاز تحصیلات:
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسی تبریزی ومیرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدر به علم تفسیر علاقه و رغبت خاصی داشت چنان که خود میرزا علیتصریح میکند که تفسیر کشاف را نزد پدر خوانده، هم چنین ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمندمعروف، میرزا محمد تقی تبریزی متخلص به نیر خوانده و از ایشان اشعار بسیاری به عربی و فارسی نقل میکردند.
سید علی در سال 1308 ه.ق. که جوانی 23 ساله بود با آتشی از شوق و عشق زیارت امام العارفین علی (ع) همراه باکاروانی که به نجف مشرف میشد، به این شهر وارد شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.
درجه اجتهاد
پس از اقامت در نجف اشرف، تحصیلات حزوی خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی،شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی و... ادامه دادند و سرانجام کوششهای خستگیناپذیر مرحوم آیت الله قاضیدر راه کسب کمال و دانش، در سن 27 سالگی به ثمر نشست و این جوان بلند همت در عنفوان جوانی به درجه اجتهادرسید.
اساتید عرفان
ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشاناز پدربزرگوارشان میباشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سیداحمد کربلایی به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانیبودند.
درباره ملاحسینقلی همدانی حکایتهای بس شگفت آوری نقل شده، که گویای عظمت، روح بلند و نفوذ معنویایشان میباشد. او با عشق و همت بی نظیر زمان زیادی از عمرش را به تربیت مستعدین سپری کرد تا اینکه توانست300 نفر را تربیت کند که هر یک از آنها یکی از اولیای الهی شدند، مانند شیخ محمد بهاری، مرحوم سید احمدکربلایی، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و...
سلسله اساتید ملاحسینقلی همدانی به حاج سید علی شوشتری و سپس به شخصی به نام ملاقلی جولا میرسد.
شاگردان
آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هردوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام آنها از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب میشوند. و البته فقط نامتعدادی از آنها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی راتا ذروه قله عرفان بالا کشیده و از شرابگوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. به تعدادی از آنها که مبرز و شناختهشده هستند، اشاره میکنیم: آیت الله شیخ محمد تقی آملی، آیت الله سید محمد حسین طباطبایی، آیت الله سیدمحمد حسن طباطبایی، آیت الله محمد تقی بهجت فومنی، حاج سید هاشم حداد و...
پیر را بگزین که بی پیر این سفر
هست بس پر آفت و خوف و خطر
هر که او بی مرشدی در راه شد
او ز غولان گمره و در چاه شد
گر نباشد سایه او بر تو گول
بس تو را سرگشته دارد بانگ غول
ارتحال
و سرانجام میرزا علی قاضی، پس از سالها تدریس معارف عرفانی و تربیت شاگردانی الهی در روز دوشنبه چهارم ماهربیع الاول سال 1366 ه.ق. در نجف اشرف وفات کرد و در وادی السلام نزد پدر خود دفن شد و مدت عمر شریفایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بود.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود |
|
فهرست كتاب :
بخش اولمقدمه فصل اول: زندگی نامه ولادت والد گرامی آغاز تحصیلات درجه اجتهاداساتید عرفان شاگردان ارتحالفصل دوم: فتح بابجانب عشقآداب شرعناز معشوقمحب صادقاستقامت اجر میپرستان دلیل به تأخیر افتادن فتح بابغبار آخر شدآن چه هست، میباید دیدفصل سوم: سیره معنوی عرش الرحمن نمازنماز شب خلوت شراب المؤمنین خلسه مقامات سودای شعله شدن جرعهای در قدح و ما؟ذوب در خورشیدتوحید افعالی فصل چهارم: سیره عرفانی بی نشان یک سؤال؟هم اراده شدن خدا با اراده بنده عرفان و کراماتفانی در اراده خداتقدیر: حکیمانهترین تدبیربا مبحث دعا اشتباه نشودمکتب عرفانی اهل بیت کرامات آقای قاضیاز میان کرامات: انسان سازی بروز کرامات سبب یقینفصل پنجم: سیره تربیتیپرده نشین عرفان و کتمان نهی شاگردان از کراماتعلت بروز کرامت مت باذن الله از وادی السلام میناب لزوم استاد راه مدعیان دروغین استقامت طریقه معرفت نفس: نفی خواطر با ذکراحراق کمک معنوی استاد پس از وفات حکایت هایی از شاگردانفصل ششم: اخلاق خانوادگی تمام زیبایی هااخلاق آسمانیقرآن خواندن مادردلتنگی عصبانیت تصنعی آرامش طمأنینه توصیه به دخترنگهداری از مادر پیربی تابی برای پدرفصل هفتم: اخلاق عارفانه تواضع در آینه شاگردفقر و فخرصلح کلعارف چه میگویداز احوالات آقای قاضیصلح کلفصل نهم: ولایت ولایت مندک در توحیدتولی و تبریمحبت مکنون حریم کبریاییشور شیرین غدیریه فصل دهم: رحلت آتش رخسار گل فصل یازدهم: برای پایان برای شروع، برای پایان بخش دوم: مقدمه فصل اول: سر دلبران در حدیث دیگران سر دلبران در حدیث دیگران فصل دوم: توصیهها رشحات نمازقرآن نماز شب رفع گرفتاری توصیهها فصل سوم:... [ادامه]
|
|