Shopping Card | Check Out


Powered by Persian-Culture.com
She`r-e Mo`aser-e `Arab
Bestsellers | Recently Published | Subjects | Special Order | Publishers Home | Authors Home | Main Page
Search:  (Advanced Search)
Books Prices have been Presented with no price of mail costs - The costs of mail would be determined by the Price in the destination country and buyer should pay the price of that.

 


Book by Doctor Mohammad Reza Shafi'i Kadkani

  •  Foregion Poem 

  •   -  Armaghan-i Badakhshan
      -  Ghafili al-Hob va al-Mowt

  •  Mohammad Reza Shafi`i Kadkani 

  •   -  Daftar-e Roshanaee
      -  ًQalandariyye Dar Tarikh

  •  Mohammad Reza Shafi`i Kadkani 

  •   -  Mosibat Name
      -  Zamine-ye Ijtema-ee Sher-e Farsi

     
    Mashareq al-darrari
    Sa`id ibn Mohammad Forghani


    She`r-e Mo`aser-e `Arab
    Authors : Doctor Mohammad Reza Shafi'i Kadkani
    Publisher : Sokhan - Tehran
    First Printing، 2001 A.D.
    Cover Type : Paperback
    Size : رقعی
    Pages 356
    Printing type : Printed
    Language : فارسی و عربی
    Weight : 385 gr.
    LOC : 7ش7ش/2285 PAJ
    ISBN : 964-372-004-7




     

    آب در ظروف مرتبطه

    از روزی که نخستین ترجمه‏های شعر فرنگی، در صورت فابل‏های لافونتن، وارد زبان فارسی و عربی شده است یک‏قرن می‏گذرد. در این قرن شعر فارسی و عربی تحولات شگرفی به خود دیده است. هر کسی با تاریخ ادبیات این دوزبان اندکی آشنایی داشته باشد، به نیکی می‏داند که در تاریخ حیات فرهنگی ایرانیان و عرب‏ها، هیچ قرنی به اندازه‏قرن بیستم میدان دگرگونیهای سریع و چشم اندازهای رنگارنگ نبوده است.
    در فاصله اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم که ما با ساده‏ترین صورت‏های شعر فرنگی آشنا شدیم تا ربع قرن بیستم‏که شعرهای الیوت و لورکا، ساخت و صورتهای شعر فارسی و عربی را به تمام معنی دگرگون کرد، شعر این دو زبان، ازبنیاد زیرو رو شده است. آنچه دراین جا گفته می‏شود فقط جنبه توصیفی دارد و غرض ارزیابی نیک و بد این تحولات‏نیست.
    در فاصله این یکصد سال، بیش از آنکه بنیادهای عقلانیت فرنگی در حیات ما رسوخ کند، صورت‏های بیان عواطف واحساسات آنها، در شیوه تعبیر هنری ما اثر گذاشته است و در یک کلام می‏توان گفت: تحولات شعر فارسی و عربی، دراین قرن، تابعی است از متغیر ترجمه در این زبانها. حتی ربع آخر قرن بیستم که شعر هر دو زبان دچار آشفتگی و نوعی‏هرج و مرج شده، دلیلی جز این ندارد که دیگر الگوی برجسته‏ای از نوع الیوت و لورکا، در شعر فرنگی باقی نمانده‏است که آثار مثبت خود را در شعر این دو زبان آشکار کند و تحولات معنوی و صوری شعر این دو زبان را به کمال‏بیشتری نزدیک کند. به همین دلیل، شعر مدرن یا پست مدرن این دو زبان در سالهای پایانی قرن بیستم، چنانکه‏خواهیم دید، دچار سردرگمی و هرج و مرج است. نه صورت تازه‏ای را می‏تواند کشف کند و نه از معنای نوی خبرمی‏دهد. بازیچه کودکان کوی است و میدان مکتب‏های خلق الساعه‏ای که در هر دقیقه می‏توان صدها نوعن از آن‏مکاتب را به صورت نظری آفرید و نامی شگفت آور بر آن نهاد و بر صفحه روزنامه درباره آن مصاحبه‏ای ترتیب داد وباز روز از نو، روزی از نو.
    هم ایرانیان و هم عرب‏ها در گرفت صورت‏ها و شیوه‏های تعبیر، موفق‏تر از گرفتن بنیادهای عقلانیت بوده‏اند. به همین‏دلیل فاصله‏ای را که شعر فرنگی در سیصد سال طی کرده است، آنها، خام طمعانه، خواسته‏اند در پنجاه سال پشت سربگذارند. هر کسی الفبای این گونه مسائل را بداند، به نیکی دریافته است که پایه‏های فلسفی و اجتماعی فابل‏های‏لافوتین با مبانی عقلانی و تاریخی شعر الیوت، فاصله بسیار زیادی دارد. به صرف ترجمه کردن و ترجمه را الگوی‏آفرینش قرار دادن، کار به سامان نمی‏رسد. جوامع ایرانی و عربی، هنوز از مراحل تارخی عقلانیتی که رمانتیسم را درادبیات و هنر به وجود آورد، عبور نکرده‏اند، بنابراین دم از پشت مدرن زدن، در حیات فرهنگی آنها بیش از آنکه‏شوخی باشد مایه شرمساری است.
    آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار می‏گیرد. آن‏چه در این صد ساله در شعر عرب اتفاق افتاده است عینا در شعرفارسی نیز روی داده است، با تفاوت‏های مختصری که برخاسته از شرایط متفاوت فرهنگ‏ها و ساختارهای حیات این‏دو قوم است. تأثیر پذیری پروین و بهار و ایرج، با تفاوتهایی، همان تأثیر پذیری نسل شوقی و ایلیا ابو ماضی است وتأثیر پذیری فروغ و شاملو و سپهری، همان تأثیر پذیری‏های نسل خلیل الحاوی و البیانی و ادونیس است. با فریادی که‏محمود درویش بر آورده و در پایان این کتاب خواهید خواند، همه خردمندان و شیفتگان فرهنگ ایرانی نیز هم صدایی‏خواهند داشت که در سالهای پایانی قرن بیستم، این هرج و مرج چیست؟ این اباطیل انبوهی که صفحات روزنامه‏ها راهر روز سیاه می‏کند و توجه هیچ کسی را به خود جلب نمی‏کند، اینها چه ربطی دارد به شعر که جوهر حیات فرهنگی‏اقوام است؟
    می‏بینید که با اندک تفاوتی، تمامی آنچه در شعر عرب در قرن بیستم اتفاق افتاده است، در شعر فارسی نیز نظیری دارد.سخن از موج عمومی و جریان‏های اصلی ساخت و صورت‏های شعری است و نه بحث از این که چه کسی (واو)را،نخستین بار، به اول مصراع برد و چه کسی برای نخستین بار (واو) را در آخر مصراع نشانید. یا چه کسی به تقلید ازطرزی افشار، شاعر ایرانی قرن یازدهم، نخستین بار مصدر (اوییدن )را در نوشته‏اش به کار برده و چه کسی مصدر(توئیدن )را و (شمائیدن )را، همان قضیه (اختراع )دوچرخه برای (بار دوم )، بلکه بار سوم، زیرا دکتر تندرکیا، مخترع‏بار دوم این گونه نو آوری هاست.
    در آن سوی این بحث‏های لوس کودکانه، چشم انداز عمومی شعر فارسی و عربی، در این قرن، یکی است و بسیارطبیعی است که آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار گیرد.
    در مقدمه چاپ اول این کتاب یادآوری کرده بودم که این کتاب حاصل مدت کوتاهی است که در سال 1977 دردانشگاه پرینستون در میان بسیاری مشغله‏های دیگر، صرف وقت کردم و یادداشت‏هایی درباره شعر معاصر عرب، باتکیه بر چهره‏های بعد از جنگ جهانی دوم، فراهم آوردم. آن یادداشت‏های تند و شتابان را، از روی دست نوشته‏های‏آشفته من در سال 1358 آقای دکتر جلالی پندری، به صورت کتابی درآورد که در 1359 آقای دکتر جلالی پندری، به‏صورت کتابی درآورد که در 1359 نشر یافت. اکنون که پس از بیست و چند سال می‏خواهند آن کتاب را تجدید چاپ‏کنند، دوستان چنین مصلحت دیدند که از هر کدام از این شاعران چند نمونه شعر هم ضمیمه شود و شد. بر روی هم،این چاپ نسبت به چاپ قبل امتیازاتی دارد:
    1) آقای دکتر مسعود جعفری، از دانشگاه تربیت معلم تهران، تهذیب سنجیده‏ای از متن به دست داده است که کتاب راچهره دیگری بخشیده است.
    2) ترجمه شعر هایی، از هر کدام از شاعران نیز ضمیمه این چاپ شده است و در پایان، متن عربی آنها نیز برای مقایسه‏آورده شده است. این ترجمه‏ها مربوط به سالهای 1344 - 47 است که من، قلم انداز، در مجله سخن و جهان نو وبعضی نشریات دیگر، به این کار پرداخته بودم. حجم شعرهایی که ترجمه کرده بودم بسیار زیاد است و می‏تواند خودکتاب مستقلی شود. در این جا از هر شاعر به چند شعر بسنده شد. شیوه ترجمه‏ها متفاوت است. گاه موزون است وبسیار آزاد، و گاه نزدیک به اصل. اسلوب عمومی ترجمه، انحرافی دارد از سبک (کاتبین سور اسرافیل) به گفته آن‏بزرگ.
    3) فصلی در باب (همانندی‏های شعر نو فارسی و عربی )در میان یادداشت‏های خودم یافتم که در سال 1346 نوشته‏بودم و بیشتر برای بحثی در سر کلاس درس دکتری ادبیات دانشگاه تهران و جدال با استادم مرحوم دکتر صورتگر که‏سخت شیفته سنت‏های شعری بود. آن فصل را با همه کمبودهایی که از لحاظ منابع داشت ضمیمه این چاپ کردم.
    4) سه بخش از فصول این کتاب، صورت ترجمه دارد: نخست فصل (دگرگونیهای شعر معاصر عرب )که نوشته‏دوست دانشمندم آقای دکتر مصطفی بدوی استاد دانشگاه اکسفورد است. بخش دیگر نوشته نزار قبانی شاعر بزرگ‏عصر ماست، با عنوان (ویژگی‏های شعر امروز عرب )و آخرین فصل کتاب نیز نوشته‏ای است از محمود درویش باعنوان (ما را از شر این شعرها نجات دهید )که نقدی است بر آنچه به عنوان شعر مدرن و پست مدرن در شعر عرب، درربع آخر قرن بیستم، روی داده و شعر را، از تمام وجوه و اجزای طبیعی و جهانی آن تهی کرده است: از معنی و لفظ وتصویر و زیبایی و آرزو و عشق و ایمان و غم و شادی، درست مثل شعرهای رایج در نشریات فارسی همین سال‏ها.
    در سال دوهزار میلادی، که در دانشگاه هاروارد بودم، کتابی درباره شعر معاصر عرب نظرم را گرفت. به بهانه معرفی آن‏کتاب فکری را که از سالها در ذهن داشتم به صورت مقاله‏ای ارائه کردم. اصل مقاله کوتاه است ولی روشی که برای‏رؤیت ژرف‏تر تحولات شعری می‏آموزد می‏تواند به صورت مقالات و کتابهایی گسترش یابد. آن را نیز ضمیمه این‏چاپ کردم.
    6) بار دیگر از تمام دوستانی که در شکل‏گیری این چاپ و چاپ قبلی، مساهمت داشته‏اند سپاسگذارم بویژه آقای دکتریدالله جلالی پندری از دانشگاه یزد و آقای دکتر مسعود جعفری از دانشگاه تربیت معلم تهران و الحمدالله اولا و آخرا.
    تهران، خرداد 1380
    ش.ک.

    Doctor محمدرضا شفيعى كدكنى


     

    مقدمه

    اگر آدم خیلی کمال طلب باشد، در شرایط موجود ایران، موجود بی مصرفی خواهد بود. در کتابخانه دانشگاه‏پرینستون، هر وقت تصمیم به نوشتن فصلی یا مقاله‏ای می‏گیرم - در هر موضوع که باشد - تنوع مآخذ و مراجع و آسانی‏دست یابی به آنها، مرا، در دایره امکانات محدودی که از لحاظ فهم و شعور و معلومات دارم، به وسواس و کمال‏طلبی‏دچار می‏کند. وقتی می‏بینم فلان محقق فرنگی برای نوشتن یک فقره از یک مقاله، تا چه شعاعی حوزه وسواس و دقت‏و کمال‏طلبی خود را توسعه می‏دهد، دلم می‏خواهد یک هزارم آن را رعایت کنم، و آن‏گاه می‏بینم باید در تمام عمرم،فقط یکی دو فقره بیشتر مطلب ننویسم. از سوی دیگر احساس می‏کنم که که ما در فقر عجیبی به سر می‏بریم، از هرجهت. این است که امشب تصمیم گرفتم که در حدود استطاعت و مقدورات خودم چند فصلی درباب شعر معاصرعرب بنویسم و این کاری است که در ایران شروع کرده بودم. آنجا فقدان مآخذ، مجال نوشتن نمی‏داد و اینجا کثرت آن.به هر حال طرحی که در این لحظه در نظر دارم، که باید آن را ظرف یکی دو هفته - حد اکثر - تمام کنم، معرفی مختصری‏است از جریانات شعر عرب، بیشتر بعد از جنگ جهانی دوم، یعنی نسل شاعرانی که الان - در 1977- دور و بر پنجاه‏سالگی هستند و تقریبا مرکز تمام بحث‏ها در قلمرو شعر جدید عرب به حساب می‏آیند.
    با این که من از کودکی با زبان عرب آشنا شده‏ام و حتی قبل از این که فارسی را به درس بخوانم، عربی را به درست‏خوانده‏ام و در تمامی این عمر سی و شش هفت سال، مطالعاتم در زبان عربی، موازی با فارسی بوده است، ولی بایداعتراف کنم - و اعتراف نکردن خامی و پررویی است در اینجا - که داوری من در باب شعر عرب، جز به اعتبار محتوی‏نمی‏تواند ارزشی داشته باشد. شعر، هنر زبان است و فقط اهل زبان - آنها که تمام ابعاد و ساحت‏های کلمه را احساس‏می‏کنند - می‏توانند در باب نیک و بد یک شعر اظهار نظر کنند. یک غیر اهل زبان، هر قدر خوب جوانب تاریخی واجتماعی و زمینه‏های فکری و محتوای یک شعر را بررسی کند، به زمینه‏های علم الجمالی و نکاتی که به ساختمان‏زبان و نظم کلام ارتباط دارد، نمی‏تواند بپردازد رجم به غیب کرده است و بهتر است در این زمینه از خبرگان اهل زبان‏یاری بجوید.
    یادم هست 14 - 13 سال پیش که به ترجمه نمونه هایی از شعر جدید غرب پرداختم و مقداری از آنها در مجله سخن‏نشر شد، یک روز یکی از شعرای جوان هم سن و سال خودم را - که امروز شهرتی قابل ملاحظه دارد - در خیابان دیدم‏و بعد از احوال پرسی مختصری، تجلیل زیادی کرد و از آن ترجمه‏ها و شروع کرد به خواندن یکی از همان شعرها، ازحافظه، و عجیب خوشش آمده بود که ترجمه به نثر را حفظ کرده بود. شعری که او از همه بیشتر پسندیده بود و حفظکرده بود، از آن یکی از هزاران شاعری بود که در کشورهای عربی هر روز طلوع و غروب می‏کنند و شاید اگر دویست یاسیصد شاعر معاصر عرب بخواهیم نام ببریم، گوینده آن شعر حتی یکی از آن سیصد نفر هم نخواهد بود. من برحسب‏تصادف کتاب شعرش را دیده بودم (یعنی حضرت خدیو جم به صورت فال و استخاره چند تا مجموعه از بیروت‏آورده بود که یکی از آنها هم دیوان شعر همان شاعر بود.)و در شعری هم که ترجمه کرده بودم گویا حال و هوای شعرجوری بود که در ترجمه خوب‏تر از دیگران از کار درآمده بود. به هر حال، در نظر آن دوست شاعر من آن قطعه قطعه‏دلپذیری بود، در صورتی که در متن اصلی و برای خواننده اهل و آشنای عرب زبان ممکن است اثری فروتر از متوسطباشد. قصدم از این نکته این بود که بگویم یک شعر درجه اول، در ترجمه هم یک شعر درجه اول نخواهد بود. برای‏مثال باید بگویم که شعر اخوان ثالث در ترجمه ممکن است به خوبی ترجمه شعر مثلا فلان دختر خانمی که تازه‏چیزهایی پریشانی به هم می‏بافد از کار در نیاید. این را من در اینجا (آمریکا) - وقتی شعر معاصر فارسی را تدریس‏می‏کردیم - متوجه شدم. تأکید دیگری بر این که شعر، هنر زبان است و فقط در زبان اصلی است که تمام جلوه‏ها ونمایش‏های خود را دارد. مگر این که شعری، از لحاظ فکر چندان قوی و جهانشمول باشد که مثل کارهای دانته ومولوی در تمام زبانها و برای تمام اعصار، بدیع و نو باشد، در آن صورت جنبه‏های زبانی دیگر چندان مطرح نیست،بلکه فکر است که از مرز زبانها می‏گذرد و البته همه کس می‏داند که شعر جدید فارسی از لحاظ فکر چیزی ندارد که ازمرز زبانها بگذرد، جز در بعضی کارهای فروغ و سپهری که آن هم در زبانهای فرنگی مشابهات بسیار دارد. شاملو که اوج‏سحر و ساحری در نظم کلام است و به اعتبار زبان شعر - که جان شعر است - خواننده را به تعجب وا می‏دارد، درترجمه، هر قدر بکوشند، چیز زیادی بازده ندارد، مگر این که مترجم در زبان ترجمه، خود شاعری باشد به توانایی‏شاملو در فارسی که متأسفانه زبان فارسی از داشتن چنین مترجمانی فعلا محروم است و آن‏هایی که در امریکا یا دیگرکشورها به یادگرفتن فارسی می‏پردازند قصدشان معلوم است و در حدود (حال شما چطور است؟ )و (قیمت نفت )ومسائلی از این قبیل تمام می‏شود. هیچ گاه یک ادیب خلاق و شاعر طراز اول فرانسوی یا انگلیسی، این روزها حوصله‏نمی‏کند فارسی یاد بگیرد. آن وقتی که گوته و روکرت فارسی یاد می‏گرفتند دنیا چیز دیگری بود و شرق مرموز پرده ازکارش بر کنار نیفتاده بود. می‏خواستم بگویم که شعر هنر زبان است و فقط در زبان اصلی است که قابل التذاذ کامل‏است و اگر مترجمی توانا باشد، می‏تواند از شعر درجه سوم یک زبان، شاهکاری بیافزاید. چنانکه مترجم ضعیف و کم‏استعداد می‏تواند شاهکاری را به قطعه‏ای بی روح و تکراری و مبتذل بدل کند، کاری که یکی از مترجمان محترم ومشهور سی سال است می‏کند و شعر تمام عالم را از عهد هومر تا سن ژون پرس به زبان انشای دختران نو بلوغ‏کلاسهای دوره اول دبیرستان بدل می‏کند و بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان را هم بدینگونه به فضیحت کشانده‏است. بگذریم.
    منظورم این بود که بگویم من ترجمه خوبی از آن اثر ضعیف کرده بودم ولی در عوض در همان جا چندین شعر ازشعرای طراز اول را - شاید - مثله و بی روح کرده بودم.
    مقصود این بود که بگویم داوری یک خارجی در باب جوهر یک زبان کار محالی است. و به همین مناسبت است که‏بسیاری از هموطنان عزیز ما که چند صباحی در فرنگ زیسته‏اند و یک زبان فرنگی را خوب یاد گرفته‏اند، وقتی شعر به‏آن زبان می‏گویند نباید اشتباه کرد. مثلا اقبال لاهوری شعرش از شعر هیچ کدام از معاصرانش در ایران کم ندارد، علت‏این است که هر کلمه برای متکلمان آن زبان و آن فرهنگ بار فرهنگی و تاریخی و عاطفی دارد. کلمات در شعر فارسی وترکی و اردو و عربی تقریبا یک نوع بار عاطفی دارند، ولی برای یک شرقی کلمات زبان فرانسه یا آلمانی یا انگلیسی‏چنان حالتی ندارند. این مسأله در ادبیات کلاسیک اسلامی شمول بیشتری دارد. از وقتی که ما را از یکدیگر جدا کردندو هر لحظه دیوارها بلندتر می‏شود، ما نسبت به کلمات یکدیگر بیگانه‏تر می‏شویم. مقایسه کنید فارسی قرن سیزدهم رابا ترکی امروز ترکیه. اشتراک مفهوم و قدرت ارتباطی کلمات اگر در قرن سیزدهم هفتاد درصد بوده است، الآن هفت‏درصد است و تا چند سال دیگر صفر درصد خواهد شد.
    مثل این که من امشب از غرض اصلی دور افتادم، خواستم فقط بگویم که من در این چند فصلی که خواهم نوشت، به‏ندرت حق دارم که از خودم داوری کنم. فقط در حوزه افکار و مضامین شاید بتوانم، اما در باب جان کلام که جوهر زبان‏و روح شعر است، من هیچ نظری از خود نخواهم داشت.
    مشکل عمده‏ای که شخصی مثل من دارد، مشکل انتخاب افراد است. در کشورهای عربی هم حب و بغض‏ها و دسته‏بندی‏های ادبی وجود دارد. نه به اندازه ایران، ولی به هر حال هست. هر کس مقاله‏ای یا کتابی در باب شعر معاصرعرب می‏نویسد، در میان چند تن از مشاهیر، مقداری هم از دوستان و رفقای خود را جا می‏زند. به همین دلیل،می‏شود، و غالبا مستشرقان را عجب فریب می‏دهد، برای امثال بنده هم وجود دارد. من اگر بخواهم عقل و شعورم رإ؛ّّبه دست این جنگ‏ها و مجموعه‏ها بدهم، معرفی ای که از شعر معاصر عرب کرده‏ام از نوع معرفی ای خواهد بود که‏مستشرقان یا بعضی از هموطنان ما از شعر معاصر فارسی کرده‏اند، و اساس آن همان جنگ‏های معلوم الحال خواهدبود. وضع مجلات ادبی هم همین حال را دارد. دسته بندی‏های آرش و سخن را در نظر بگیرید و این که هر کدام نسبت‏به شعرای وابسته به طرف خود، چه نوع سکوت‏ها، بیرحمی‏ها - و حتی از سوی بعضی نشریات، دشنام‏ها - را روامی‏دانستند. در کشورهای عربی هم اوضاع چنین است. اگر در ایران دو یا سه مجله باشد در کشورهای عربی، دست‏کم دویست - سیصد مجله می‏توان یافت که هر کدام نماینده دسته بندی و سلیقه‏ای است.
    من برای این که فریب دسته بندی‏های ادبی رایج در کشورهای عربی را نخورم، از چهار نفر از بزرگترین شعرا و ناقدان‏مسلم و طراز اول عرب که در انگلستان و امریکا با آنها آشنا شدم، جدا جدا در سالهای 1974 و 1975 و 1976خواستار شدم که فقط ده پانزده نفر از شعرایی را که در جریان امروز شعر عرب چهره‏ای مسلم به شمار می‏روند، برای‏من اسم هایشان را بنویسند، و اینها هر کدام روی کاغذی چند تا اسم را دادند. عجیب این که دسته بندی را حتی دراین معرفی گونه‏ها نیز دیدم، ولی در این میان چند شاعر بودند که مورد قبول هر چهار نفر بودند و آنها را قراین دیگر هم‏تأیید می‏کرد که چهره‏های اصلی هستند. من در این معرفی نامه‏ای که قصد دارم بنویسم، بیشتر به توصیف و معرفی‏کردن همان چند تن - که مسلم عندالکل اند - خواهم پرداخت و فقط در مقدمه‏ای که در باب تحول عمومی شعر عرب‏می‏نویسم، از دیگران نام خواهم برد. شعرایی که قصد دارم جداگانه در باب آنها چند کلمه‏ای بنویسم عبارتند از:
    1. ادونیس (سوری )
    2. عبدالوهاب البیانی (عراقی )
    3. بدر شاکر السیاب (عراقی )
    4. خلیل الحاوی (لبنانی)
    5. صلاح عبدالصبور(مصری )
    6. نازک الملائکه (عراقی )
    7. محمود درویش (فلسطینی )
    8. نزار قبانی (سوری، مقیم لبنان )
    9. الفیتوری (سودانی نژاد مقیم مصر)
    چنان که می‏بینید از میان کشورهای متعدد عربی که از خرد و کلان حدود بیست کشور به شمار می‏روند، این برگزیدگان‏منحصر در سوریه و لبنان و عراق و مصر هستند و از دیگر کشورهای عربی کسی را مورد بحث جداگانه قرار نداده‏ام.علتش این است که در کشورهای شمال افریقا، روشنفکران به زبان فرانسه می‏سرایند و می‏نویسند، مثل کاتب یاسین،محمد دیب و ادریس شرایبی که آنها را باید جزء ادبیات آن زبان دانست. در قسمت‏های شرقی هم رشد فرهنگ بسیارضعیف بوده است و شعر در عصر ما جوهر فرهنگ است، و فرهنگ را نباید با تکنولوژی اشتباه کرد. وقتی قومی‏فرهنگ مترقی نداشت، شعر مترقی هم ندارد. آزادی نسبی در این کشورها سبب رشد نسبی فرهنگ شده است وهمین شعرا را به حاصل آورده است. زبان عرب درهمه جا زبان عرب است. استعمار وحدت اعراب را اگر در تمام‏جوانب از میان برداشته، خوشبختانه در زمینه زبان تا کنون نتوانسته است و همین برای اعراب کافی است. این زبان درجاهایی که آزادی نسبی و فرهنگ مترقی‏تری وجود داشته است، این چهره‏ها را پرورش داده است.

    فهرست كتاب :

  • آب در ظروف مرتبطه
  • مقدمه
  • در یک نگاه کلی
  • همانندی‏های شعر نو فارسی و عربی
  • دوره نخستین
  • دوره جدید
  • ویژگی‏های شعری دوره دوم
  • نتیجه بحث
  • دگرگونیهای شعر معاصر عرب
  • کلاسیک‏ها
  • پیشروان رمانتیسم
  • رمانتیک‏ها
  • پیروان واقع گرایی اشتراکی و رمز گرایان
  • ویژگی‏های شعر عرب امروز
  • هندسه شعر در زبان عرب
  • طرح در شعر عربی
  • تراژدی قافیه
  • در جستجوی هماهنگی‏های موسیقای جدید در شعر عرب
  • جناح چپ و زبان شعر
  • محتوای شعر جدید عرب
  • عاشقانه سرایی بی همتا (نزار قبانی )
  • مراجع ویژه درباره زندگی و شعر نزار
  • شعر دریایی
  • یادهای اندلسی
  • می‏ترسم
  • چه خواهی کرد
  • از برگ‏های اسپانیایی
  • بانوی شعر معاصر عرب (نازک الملائکه )
  • انتهای نردبان
  • من کیستم؟
  • در ژرفای روح انسان معاصر (خلیل الحاوی)
  • دریانورد و درویش
  • پل
  • پیشاهنگ بدعت‏ها (بدر شاکر السیاب )
  • تصنیف قدیمی
  • رودخانه و مرگ
  • آواره بغداد (عبدالوهاب البیانی )
  • چشم سگان مرده
  • باغ متروک
  • نامه‏ای عاشقانه برای همسرم
  • دو شعر برای کلمات (ادونیس )
  • از یادها
  • سرود
  • جستجو
  • ستاره‏ها
  • عاشقی از افریقا (محمد الفیتوری )
  • من همچنان می‏سرایم‏
  • صدای افریقا
  • از تجربه درام منظوم (صلاح عبدالصبور)
  • آثار صلاح عبدالصبور
  • از سوگنامه حلاج
  • شاعر مقاومت فلسطین (محمود درویش )
  • بارانکی نرم در خزانی دوردست
  • مزامیر 3
  • صدایی از بیشه
  • معناشناسی نام مجموعه‏ها
  • ما را از شر این شعرها نجات دهید
  • متن عربی شعرها
  • فهرست راهنما
  • مشخصات مراجع


  • Warning: mysql_fetch_assoc() expects parameter 1 to be resource, boolean given in /home/ketabnam/public_html/main2/identity/index.php on line 245

     

    Index of the books by this publisher: Sokhan

    Just write about this book. Please send us your ideas and your recommendation to be Published in book's Crities part.



    Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
    Ketabname Online -- Copyright 2000-2013

    Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

    Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0