|
|
 |
She`r-e Mo`aser-e `Arab
| Authors : Doctor Mohammad Reza Shafi'i Kadkani | | Publisher : Sokhan - Tehran | | First Printing، 2001 A.D. | | Cover Type : Paperback | | Size : رقعی | | Pages 356 | | Printing type : Printed | | Language : فارسی و عربی | | Weight : 385 gr. | | LOC : 7ش7ش/2285 PAJ | | ISBN : 964-372-004-7 |
|
|
More Details (in Persian) ...
|
آب در ظروف مرتبطه از روزی که نخستین ترجمههای شعر فرنگی، در صورت فابلهای لافونتن، وارد زبان فارسی و عربی شده است یکقرن میگذرد. در این قرن شعر فارسی و عربی تحولات شگرفی به خود دیده است. هر کسی با تاریخ ادبیات این دوزبان اندکی آشنایی داشته باشد، به نیکی میداند که در تاریخ حیات فرهنگی ایرانیان و عربها، هیچ قرنی به اندازهقرن بیستم میدان دگرگونیهای سریع و چشم اندازهای رنگارنگ نبوده است.
در فاصله اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم که ما با سادهترین صورتهای شعر فرنگی آشنا شدیم تا ربع قرن بیستمکه شعرهای الیوت و لورکا، ساخت و صورتهای شعر فارسی و عربی را به تمام معنی دگرگون کرد، شعر این دو زبان، ازبنیاد زیرو رو شده است. آنچه دراین جا گفته میشود فقط جنبه توصیفی دارد و غرض ارزیابی نیک و بد این تحولاتنیست.
در فاصله این یکصد سال، بیش از آنکه بنیادهای عقلانیت فرنگی در حیات ما رسوخ کند، صورتهای بیان عواطف واحساسات آنها، در شیوه تعبیر هنری ما اثر گذاشته است و در یک کلام میتوان گفت: تحولات شعر فارسی و عربی، دراین قرن، تابعی است از متغیر ترجمه در این زبانها. حتی ربع آخر قرن بیستم که شعر هر دو زبان دچار آشفتگی و نوعیهرج و مرج شده، دلیلی جز این ندارد که دیگر الگوی برجستهای از نوع الیوت و لورکا، در شعر فرنگی باقی نماندهاست که آثار مثبت خود را در شعر این دو زبان آشکار کند و تحولات معنوی و صوری شعر این دو زبان را به کمالبیشتری نزدیک کند. به همین دلیل، شعر مدرن یا پست مدرن این دو زبان در سالهای پایانی قرن بیستم، چنانکهخواهیم دید، دچار سردرگمی و هرج و مرج است. نه صورت تازهای را میتواند کشف کند و نه از معنای نوی خبرمیدهد. بازیچه کودکان کوی است و میدان مکتبهای خلق الساعهای که در هر دقیقه میتوان صدها نوعن از آنمکاتب را به صورت نظری آفرید و نامی شگفت آور بر آن نهاد و بر صفحه روزنامه درباره آن مصاحبهای ترتیب داد وباز روز از نو، روزی از نو.
هم ایرانیان و هم عربها در گرفت صورتها و شیوههای تعبیر، موفقتر از گرفتن بنیادهای عقلانیت بودهاند. به همیندلیل فاصلهای را که شعر فرنگی در سیصد سال طی کرده است، آنها، خام طمعانه، خواستهاند در پنجاه سال پشت سربگذارند. هر کسی الفبای این گونه مسائل را بداند، به نیکی دریافته است که پایههای فلسفی و اجتماعی فابلهایلافوتین با مبانی عقلانی و تاریخی شعر الیوت، فاصله بسیار زیادی دارد. به صرف ترجمه کردن و ترجمه را الگویآفرینش قرار دادن، کار به سامان نمیرسد. جوامع ایرانی و عربی، هنوز از مراحل تارخی عقلانیتی که رمانتیسم را درادبیات و هنر به وجود آورد، عبور نکردهاند، بنابراین دم از پشت مدرن زدن، در حیات فرهنگی آنها بیش از آنکهشوخی باشد مایه شرمساری است.
آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار میگیرد. آنچه در این صد ساله در شعر عرب اتفاق افتاده است عینا در شعرفارسی نیز روی داده است، با تفاوتهای مختصری که برخاسته از شرایط متفاوت فرهنگها و ساختارهای حیات ایندو قوم است. تأثیر پذیری پروین و بهار و ایرج، با تفاوتهایی، همان تأثیر پذیری نسل شوقی و ایلیا ابو ماضی است وتأثیر پذیری فروغ و شاملو و سپهری، همان تأثیر پذیریهای نسل خلیل الحاوی و البیانی و ادونیس است. با فریادی کهمحمود درویش بر آورده و در پایان این کتاب خواهید خواند، همه خردمندان و شیفتگان فرهنگ ایرانی نیز هم صداییخواهند داشت که در سالهای پایانی قرن بیستم، این هرج و مرج چیست؟ این اباطیل انبوهی که صفحات روزنامهها راهر روز سیاه میکند و توجه هیچ کسی را به خود جلب نمیکند، اینها چه ربطی دارد به شعر که جوهر حیات فرهنگیاقوام است؟
میبینید که با اندک تفاوتی، تمامی آنچه در شعر عرب در قرن بیستم اتفاق افتاده است، در شعر فارسی نیز نظیری دارد.سخن از موج عمومی و جریانهای اصلی ساخت و صورتهای شعری است و نه بحث از این که چه کسی (واو)را،نخستین بار، به اول مصراع برد و چه کسی برای نخستین بار (واو) را در آخر مصراع نشانید. یا چه کسی به تقلید ازطرزی افشار، شاعر ایرانی قرن یازدهم، نخستین بار مصدر (اوییدن )را در نوشتهاش به کار برده و چه کسی مصدر(توئیدن )را و (شمائیدن )را، همان قضیه (اختراع )دوچرخه برای (بار دوم )، بلکه بار سوم، زیرا دکتر تندرکیا، مخترعبار دوم این گونه نو آوری هاست.
در آن سوی این بحثهای لوس کودکانه، چشم انداز عمومی شعر فارسی و عربی، در این قرن، یکی است و بسیارطبیعی است که آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار گیرد.
در مقدمه چاپ اول این کتاب یادآوری کرده بودم که این کتاب حاصل مدت کوتاهی است که در سال 1977 دردانشگاه پرینستون در میان بسیاری مشغلههای دیگر، صرف وقت کردم و یادداشتهایی درباره شعر معاصر عرب، باتکیه بر چهرههای بعد از جنگ جهانی دوم، فراهم آوردم. آن یادداشتهای تند و شتابان را، از روی دست نوشتههایآشفته من در سال 1358 آقای دکتر جلالی پندری، به صورت کتابی درآورد که در 1359 آقای دکتر جلالی پندری، بهصورت کتابی درآورد که در 1359 نشر یافت. اکنون که پس از بیست و چند سال میخواهند آن کتاب را تجدید چاپکنند، دوستان چنین مصلحت دیدند که از هر کدام از این شاعران چند نمونه شعر هم ضمیمه شود و شد. بر روی هم،این چاپ نسبت به چاپ قبل امتیازاتی دارد:
1) آقای دکتر مسعود جعفری، از دانشگاه تربیت معلم تهران، تهذیب سنجیدهای از متن به دست داده است که کتاب راچهره دیگری بخشیده است.
2) ترجمه شعر هایی، از هر کدام از شاعران نیز ضمیمه این چاپ شده است و در پایان، متن عربی آنها نیز برای مقایسهآورده شده است. این ترجمهها مربوط به سالهای 1344 - 47 است که من، قلم انداز، در مجله سخن و جهان نو وبعضی نشریات دیگر، به این کار پرداخته بودم. حجم شعرهایی که ترجمه کرده بودم بسیار زیاد است و میتواند خودکتاب مستقلی شود. در این جا از هر شاعر به چند شعر بسنده شد. شیوه ترجمهها متفاوت است. گاه موزون است وبسیار آزاد، و گاه نزدیک به اصل. اسلوب عمومی ترجمه، انحرافی دارد از سبک (کاتبین سور اسرافیل) به گفته آنبزرگ.
3) فصلی در باب (همانندیهای شعر نو فارسی و عربی )در میان یادداشتهای خودم یافتم که در سال 1346 نوشتهبودم و بیشتر برای بحثی در سر کلاس درس دکتری ادبیات دانشگاه تهران و جدال با استادم مرحوم دکتر صورتگر کهسخت شیفته سنتهای شعری بود. آن فصل را با همه کمبودهایی که از لحاظ منابع داشت ضمیمه این چاپ کردم.
4) سه بخش از فصول این کتاب، صورت ترجمه دارد: نخست فصل (دگرگونیهای شعر معاصر عرب )که نوشتهدوست دانشمندم آقای دکتر مصطفی بدوی استاد دانشگاه اکسفورد است. بخش دیگر نوشته نزار قبانی شاعر بزرگعصر ماست، با عنوان (ویژگیهای شعر امروز عرب )و آخرین فصل کتاب نیز نوشتهای است از محمود درویش باعنوان (ما را از شر این شعرها نجات دهید )که نقدی است بر آنچه به عنوان شعر مدرن و پست مدرن در شعر عرب، درربع آخر قرن بیستم، روی داده و شعر را، از تمام وجوه و اجزای طبیعی و جهانی آن تهی کرده است: از معنی و لفظ وتصویر و زیبایی و آرزو و عشق و ایمان و غم و شادی، درست مثل شعرهای رایج در نشریات فارسی همین سالها.
در سال دوهزار میلادی، که در دانشگاه هاروارد بودم، کتابی درباره شعر معاصر عرب نظرم را گرفت. به بهانه معرفی آنکتاب فکری را که از سالها در ذهن داشتم به صورت مقالهای ارائه کردم. اصل مقاله کوتاه است ولی روشی که برایرؤیت ژرفتر تحولات شعری میآموزد میتواند به صورت مقالات و کتابهایی گسترش یابد. آن را نیز ضمیمه اینچاپ کردم.
6) بار دیگر از تمام دوستانی که در شکلگیری این چاپ و چاپ قبلی، مساهمت داشتهاند سپاسگذارم بویژه آقای دکتریدالله جلالی پندری از دانشگاه یزد و آقای دکتر مسعود جعفری از دانشگاه تربیت معلم تهران و الحمدالله اولا و آخرا.
تهران، خرداد 1380
ش.ک.
Doctor محمدرضا شفيعى كدكنى |
مقدمه اگر آدم خیلی کمال طلب باشد، در شرایط موجود ایران، موجود بی مصرفی خواهد بود. در کتابخانه دانشگاهپرینستون، هر وقت تصمیم به نوشتن فصلی یا مقالهای میگیرم - در هر موضوع که باشد - تنوع مآخذ و مراجع و آسانیدست یابی به آنها، مرا، در دایره امکانات محدودی که از لحاظ فهم و شعور و معلومات دارم، به وسواس و کمالطلبیدچار میکند. وقتی میبینم فلان محقق فرنگی برای نوشتن یک فقره از یک مقاله، تا چه شعاعی حوزه وسواس و دقتو کمالطلبی خود را توسعه میدهد، دلم میخواهد یک هزارم آن را رعایت کنم، و آنگاه میبینم باید در تمام عمرم،فقط یکی دو فقره بیشتر مطلب ننویسم. از سوی دیگر احساس میکنم که که ما در فقر عجیبی به سر میبریم، از هرجهت. این است که امشب تصمیم گرفتم که در حدود استطاعت و مقدورات خودم چند فصلی درباب شعر معاصرعرب بنویسم و این کاری است که در ایران شروع کرده بودم. آنجا فقدان مآخذ، مجال نوشتن نمیداد و اینجا کثرت آن.به هر حال طرحی که در این لحظه در نظر دارم، که باید آن را ظرف یکی دو هفته - حد اکثر - تمام کنم، معرفی مختصریاست از جریانات شعر عرب، بیشتر بعد از جنگ جهانی دوم، یعنی نسل شاعرانی که الان - در 1977- دور و بر پنجاهسالگی هستند و تقریبا مرکز تمام بحثها در قلمرو شعر جدید عرب به حساب میآیند.
با این که من از کودکی با زبان عرب آشنا شدهام و حتی قبل از این که فارسی را به درس بخوانم، عربی را به درستخواندهام و در تمامی این عمر سی و شش هفت سال، مطالعاتم در زبان عربی، موازی با فارسی بوده است، ولی بایداعتراف کنم - و اعتراف نکردن خامی و پررویی است در اینجا - که داوری من در باب شعر عرب، جز به اعتبار محتوینمیتواند ارزشی داشته باشد. شعر، هنر زبان است و فقط اهل زبان - آنها که تمام ابعاد و ساحتهای کلمه را احساسمیکنند - میتوانند در باب نیک و بد یک شعر اظهار نظر کنند. یک غیر اهل زبان، هر قدر خوب جوانب تاریخی واجتماعی و زمینههای فکری و محتوای یک شعر را بررسی کند، به زمینههای علم الجمالی و نکاتی که به ساختمانزبان و نظم کلام ارتباط دارد، نمیتواند بپردازد رجم به غیب کرده است و بهتر است در این زمینه از خبرگان اهل زبانیاری بجوید.
یادم هست 14 - 13 سال پیش که به ترجمه نمونه هایی از شعر جدید غرب پرداختم و مقداری از آنها در مجله سخننشر شد، یک روز یکی از شعرای جوان هم سن و سال خودم را - که امروز شهرتی قابل ملاحظه دارد - در خیابان دیدمو بعد از احوال پرسی مختصری، تجلیل زیادی کرد و از آن ترجمهها و شروع کرد به خواندن یکی از همان شعرها، ازحافظه، و عجیب خوشش آمده بود که ترجمه به نثر را حفظ کرده بود. شعری که او از همه بیشتر پسندیده بود و حفظکرده بود، از آن یکی از هزاران شاعری بود که در کشورهای عربی هر روز طلوع و غروب میکنند و شاید اگر دویست یاسیصد شاعر معاصر عرب بخواهیم نام ببریم، گوینده آن شعر حتی یکی از آن سیصد نفر هم نخواهد بود. من برحسبتصادف کتاب شعرش را دیده بودم (یعنی حضرت خدیو جم به صورت فال و استخاره چند تا مجموعه از بیروتآورده بود که یکی از آنها هم دیوان شعر همان شاعر بود.)و در شعری هم که ترجمه کرده بودم گویا حال و هوای شعرجوری بود که در ترجمه خوبتر از دیگران از کار درآمده بود. به هر حال، در نظر آن دوست شاعر من آن قطعه قطعهدلپذیری بود، در صورتی که در متن اصلی و برای خواننده اهل و آشنای عرب زبان ممکن است اثری فروتر از متوسطباشد. قصدم از این نکته این بود که بگویم یک شعر درجه اول، در ترجمه هم یک شعر درجه اول نخواهد بود. برایمثال باید بگویم که شعر اخوان ثالث در ترجمه ممکن است به خوبی ترجمه شعر مثلا فلان دختر خانمی که تازهچیزهایی پریشانی به هم میبافد از کار در نیاید. این را من در اینجا (آمریکا) - وقتی شعر معاصر فارسی را تدریسمیکردیم - متوجه شدم. تأکید دیگری بر این که شعر، هنر زبان است و فقط در زبان اصلی است که تمام جلوهها ونمایشهای خود را دارد. مگر این که شعری، از لحاظ فکر چندان قوی و جهانشمول باشد که مثل کارهای دانته ومولوی در تمام زبانها و برای تمام اعصار، بدیع و نو باشد، در آن صورت جنبههای زبانی دیگر چندان مطرح نیست،بلکه فکر است که از مرز زبانها میگذرد و البته همه کس میداند که شعر جدید فارسی از لحاظ فکر چیزی ندارد که ازمرز زبانها بگذرد، جز در بعضی کارهای فروغ و سپهری که آن هم در زبانهای فرنگی مشابهات بسیار دارد. شاملو که اوجسحر و ساحری در نظم کلام است و به اعتبار زبان شعر - که جان شعر است - خواننده را به تعجب وا میدارد، درترجمه، هر قدر بکوشند، چیز زیادی بازده ندارد، مگر این که مترجم در زبان ترجمه، خود شاعری باشد به تواناییشاملو در فارسی که متأسفانه زبان فارسی از داشتن چنین مترجمانی فعلا محروم است و آنهایی که در امریکا یا دیگرکشورها به یادگرفتن فارسی میپردازند قصدشان معلوم است و در حدود (حال شما چطور است؟ )و (قیمت نفت )ومسائلی از این قبیل تمام میشود. هیچ گاه یک ادیب خلاق و شاعر طراز اول فرانسوی یا انگلیسی، این روزها حوصلهنمیکند فارسی یاد بگیرد. آن وقتی که گوته و روکرت فارسی یاد میگرفتند دنیا چیز دیگری بود و شرق مرموز پرده ازکارش بر کنار نیفتاده بود. میخواستم بگویم که شعر هنر زبان است و فقط در زبان اصلی است که قابل التذاذ کاملاست و اگر مترجمی توانا باشد، میتواند از شعر درجه سوم یک زبان، شاهکاری بیافزاید. چنانکه مترجم ضعیف و کماستعداد میتواند شاهکاری را به قطعهای بی روح و تکراری و مبتذل بدل کند، کاری که یکی از مترجمان محترم ومشهور سی سال است میکند و شعر تمام عالم را از عهد هومر تا سن ژون پرس به زبان انشای دختران نو بلوغکلاسهای دوره اول دبیرستان بدل میکند و بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان را هم بدینگونه به فضیحت کشاندهاست. بگذریم.
منظورم این بود که بگویم من ترجمه خوبی از آن اثر ضعیف کرده بودم ولی در عوض در همان جا چندین شعر ازشعرای طراز اول را - شاید - مثله و بی روح کرده بودم.
مقصود این بود که بگویم داوری یک خارجی در باب جوهر یک زبان کار محالی است. و به همین مناسبت است کهبسیاری از هموطنان عزیز ما که چند صباحی در فرنگ زیستهاند و یک زبان فرنگی را خوب یاد گرفتهاند، وقتی شعر بهآن زبان میگویند نباید اشتباه کرد. مثلا اقبال لاهوری شعرش از شعر هیچ کدام از معاصرانش در ایران کم ندارد، علتاین است که هر کلمه برای متکلمان آن زبان و آن فرهنگ بار فرهنگی و تاریخی و عاطفی دارد. کلمات در شعر فارسی وترکی و اردو و عربی تقریبا یک نوع بار عاطفی دارند، ولی برای یک شرقی کلمات زبان فرانسه یا آلمانی یا انگلیسیچنان حالتی ندارند. این مسأله در ادبیات کلاسیک اسلامی شمول بیشتری دارد. از وقتی که ما را از یکدیگر جدا کردندو هر لحظه دیوارها بلندتر میشود، ما نسبت به کلمات یکدیگر بیگانهتر میشویم. مقایسه کنید فارسی قرن سیزدهم رابا ترکی امروز ترکیه. اشتراک مفهوم و قدرت ارتباطی کلمات اگر در قرن سیزدهم هفتاد درصد بوده است، الآن هفتدرصد است و تا چند سال دیگر صفر درصد خواهد شد.
مثل این که من امشب از غرض اصلی دور افتادم، خواستم فقط بگویم که من در این چند فصلی که خواهم نوشت، بهندرت حق دارم که از خودم داوری کنم. فقط در حوزه افکار و مضامین شاید بتوانم، اما در باب جان کلام که جوهر زبانو روح شعر است، من هیچ نظری از خود نخواهم داشت.
مشکل عمدهای که شخصی مثل من دارد، مشکل انتخاب افراد است. در کشورهای عربی هم حب و بغضها و دستهبندیهای ادبی وجود دارد. نه به اندازه ایران، ولی به هر حال هست. هر کس مقالهای یا کتابی در باب شعر معاصرعرب مینویسد، در میان چند تن از مشاهیر، مقداری هم از دوستان و رفقای خود را جا میزند. به همین دلیل،میشود، و غالبا مستشرقان را عجب فریب میدهد، برای امثال بنده هم وجود دارد. من اگر بخواهم عقل و شعورم رإ؛ّّبه دست این جنگها و مجموعهها بدهم، معرفی ای که از شعر معاصر عرب کردهام از نوع معرفی ای خواهد بود کهمستشرقان یا بعضی از هموطنان ما از شعر معاصر فارسی کردهاند، و اساس آن همان جنگهای معلوم الحال خواهدبود. وضع مجلات ادبی هم همین حال را دارد. دسته بندیهای آرش و سخن را در نظر بگیرید و این که هر کدام نسبتبه شعرای وابسته به طرف خود، چه نوع سکوتها، بیرحمیها - و حتی از سوی بعضی نشریات، دشنامها - را روامیدانستند. در کشورهای عربی هم اوضاع چنین است. اگر در ایران دو یا سه مجله باشد در کشورهای عربی، دستکم دویست - سیصد مجله میتوان یافت که هر کدام نماینده دسته بندی و سلیقهای است.
من برای این که فریب دسته بندیهای ادبی رایج در کشورهای عربی را نخورم، از چهار نفر از بزرگترین شعرا و ناقدانمسلم و طراز اول عرب که در انگلستان و امریکا با آنها آشنا شدم، جدا جدا در سالهای 1974 و 1975 و 1976خواستار شدم که فقط ده پانزده نفر از شعرایی را که در جریان امروز شعر عرب چهرهای مسلم به شمار میروند، برایمن اسم هایشان را بنویسند، و اینها هر کدام روی کاغذی چند تا اسم را دادند. عجیب این که دسته بندی را حتی دراین معرفی گونهها نیز دیدم، ولی در این میان چند شاعر بودند که مورد قبول هر چهار نفر بودند و آنها را قراین دیگر همتأیید میکرد که چهرههای اصلی هستند. من در این معرفی نامهای که قصد دارم بنویسم، بیشتر به توصیف و معرفیکردن همان چند تن - که مسلم عندالکل اند - خواهم پرداخت و فقط در مقدمهای که در باب تحول عمومی شعر عربمینویسم، از دیگران نام خواهم برد. شعرایی که قصد دارم جداگانه در باب آنها چند کلمهای بنویسم عبارتند از:
1. ادونیس (سوری )
2. عبدالوهاب البیانی (عراقی )
3. بدر شاکر السیاب (عراقی )
4. خلیل الحاوی (لبنانی)
5. صلاح عبدالصبور(مصری )
6. نازک الملائکه (عراقی )
7. محمود درویش (فلسطینی )
8. نزار قبانی (سوری، مقیم لبنان )
9. الفیتوری (سودانی نژاد مقیم مصر)
چنان که میبینید از میان کشورهای متعدد عربی که از خرد و کلان حدود بیست کشور به شمار میروند، این برگزیدگانمنحصر در سوریه و لبنان و عراق و مصر هستند و از دیگر کشورهای عربی کسی را مورد بحث جداگانه قرار ندادهام.علتش این است که در کشورهای شمال افریقا، روشنفکران به زبان فرانسه میسرایند و مینویسند، مثل کاتب یاسین،محمد دیب و ادریس شرایبی که آنها را باید جزء ادبیات آن زبان دانست. در قسمتهای شرقی هم رشد فرهنگ بسیارضعیف بوده است و شعر در عصر ما جوهر فرهنگ است، و فرهنگ را نباید با تکنولوژی اشتباه کرد. وقتی قومیفرهنگ مترقی نداشت، شعر مترقی هم ندارد. آزادی نسبی در این کشورها سبب رشد نسبی فرهنگ شده است وهمین شعرا را به حاصل آورده است. زبان عرب درهمه جا زبان عرب است. استعمار وحدت اعراب را اگر در تمامجوانب از میان برداشته، خوشبختانه در زمینه زبان تا کنون نتوانسته است و همین برای اعراب کافی است. این زبان درجاهایی که آزادی نسبی و فرهنگ مترقیتری وجود داشته است، این چهرهها را پرورش داده است. |
|
فهرست كتاب :
آب در ظروف مرتبطه مقدمه در یک نگاه کلی همانندیهای شعر نو فارسی و عربی دوره نخستین دوره جدید ویژگیهای شعری دوره دوم نتیجه بحث دگرگونیهای شعر معاصر عرب کلاسیکها پیشروان رمانتیسم رمانتیکها پیروان واقع گرایی اشتراکی و رمز گرایان ویژگیهای شعر عرب امروز هندسه شعر در زبان عرب طرح در شعر عربی تراژدی قافیه در جستجوی هماهنگیهای موسیقای جدید در شعر عرب جناح چپ و زبان شعر محتوای شعر جدید عرب عاشقانه سرایی بی همتا (نزار قبانی )مراجع ویژه درباره زندگی و شعر نزارشعر دریایی یادهای اندلسی میترسم چه خواهی کرد از برگهای اسپانیایی بانوی شعر معاصر عرب (نازک الملائکه )انتهای نردبان من کیستم؟ در ژرفای روح انسان معاصر (خلیل الحاوی)دریانورد و درویش پل پیشاهنگ بدعتها (بدر شاکر السیاب )تصنیف قدیمی رودخانه و مرگ آواره بغداد (عبدالوهاب البیانی )چشم سگان مرده باغ متروک نامهای عاشقانه برای همسرم دو شعر برای کلمات (ادونیس )از یادها سرودجستجو ستارهها عاشقی از افریقا (محمد الفیتوری )من همچنان میسرایمصدای افریقااز تجربه درام منظوم (صلاح عبدالصبور)آثار صلاح عبدالصبور از سوگنامه حلاج شاعر مقاومت فلسطین (محمود درویش )بارانکی نرم در خزانی دوردست مزامیر 3صدایی از بیشه معناشناسی نام مجموعهها ما را از شر این شعرها نجات دهید متن عربی شعرها فهرست راهنما مشخصات مراجع
|
|