قبل از هر چیز دیگر افراط در فروتنی دلیل ادعاست گویا این سخن را در کودکی به نام سید جمال اسد آبادی خوانده بودم. هر کسی که گفتهاست و من نمیخواهم چندان فروتنی از خود نشان دهم که دلیل ادعا باشد. حقیقت امر را میگویم: در پرونده قطورشعر معاصر برگ کوچکی سهم من است و به همین دلیل، به گفته نزار قبانی، نمیتوانم قاضی محکمه شعر معاصرباشم. اما اگر مباحث این کتاب، نوعی داوری در باب شعر معاصر باشد این ویژگی را دارد که قاضی در این فرصت وحق را هم داشتهاند که در باب هر کلمه این داوری از او پرس و جو کنند، به بحث داوری پرداخته است.
مباحث این کتاب عین گفتار هایی است که در کلاس درس، من، برای دانشجویان مطرح کردهام و آنها در پایان سال، هرروز، فرصت آن را داشتهاند که در باب هر جزء این گفتارها گوینده را مورد سوال و جواب قرار دهند.
صبغه آموزشی و جنبه تعلیمی این گفتارها سبب شده است که از انشا بافی و نقد روزنامگی در کتاب خبری نیست وگزارههای عاطفی و نقد تاثری در این گفتارها راه نیافته است. اینها عین عباراتی است که بر زبان من جاری شده استکه بر زبان من جاری شده است و دانشجویان روی نوار آوردهاند و بعد خودشان آن را، از نوار، به اصطلاح پیاده کردهاندو از آنجا که عین گفتارهای کلاس درس است، گاه عبارت آن بریده و مقطع مینماید و من نخواستم این ویژگی کار رااصلاح کنم. برای من دشوار نبود که این مطالب را با زبانی شسته و رفته باز نویسی کنم، اما نه حوصله آن را داشتم و نهاین کار را میپسندم.
مخاطبان من در گفتارها دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودهاند، دانشجویانی که با من درسهای متعدد ازقبیل نقد ادبی، عناصر شعر، سبکشناسی، و روش تحقیق در ادبیات را داشتهاند و غالباً با اصطلاحات من در اوردینگارنده آشنایی داشتهاند، و طبعا بسیاری مسائل که ممکن است برای خوانندگان این اوراق، مطرح این گفتارها رابرای غلطگیری مطبعی میخواندم، چیزی که نیاز به توضیح داشته باشد، در آن نیافتم. داوری تنها البته با خوانندگاناست.
آینده اجتماعی و سیاسی مملکت هر چه باشد، یک چیز مسلم است و آن این ما که در پایان یک دوره تاریخیایستادهایم. با سقوط نظام سلطنت هر چه باشد عصر دیگری آغاز شده است. به لحاظ زمان تقویمی نیز ما در پایان یکقرن هجری قمری قرار داریم، قرن چهاردهم قمری به پایان میرسد و تاریخ ادبیات ما استمرار این زمان تقویمی است.پس میتوان تصور که اظهار نظر درباره شعر فارسی تا مقطع زمانی سقوط سلصنت و پایان قرن چهاردهم قمری، امریپذیرفتنی است.
از آنجا که شعر معاصر با تمام تحولاتش، ریشه در شعر مشروطیت دارد، من در گفتگوهایم از آنجا آغاز کردهام و حتیکمی قبل از مشروطیت را نیز مورد بحث قرار دادهام و به عنوان نرم و هنجار تا تحولات را بتوان بر اساس آن نرم بررسیکرد.
گفتارهای این کتاب به ویژه گفتار نخستین که عنوان از مشروطیت تا سقوط سلطنت را به خود گرفته در حقیقت طرحمختصر ولی نسبتا منظمی بوده است از تحولات شعر فارسی در صد سال اخیر تا دانشجویان بر اساس آن بتوانند راه وروش کار را بیاموزند. در فصل دوم همان موضوع را با تفاوت هایی در دیدگاه، مورد بحث قرار دادهام و فصل سومجستجویی است برای کشف معیار ماندن و زوال در ادبیات عصر حاضر با اشاراتی به قدما.
فاصله زمانی به وجود آمدن فصول این کتاب، قریب ده سال است، یعنی آخرین فصل در 1349 و دومی در 1352 واولین در 1358 فراهم شده است و بسیار طبیعی است اگر بعضی از مطالب این فصول به یکدیگر شباهت داشته باشنداما هر در هر کدام از این گفتارها چشم انداز و روش متفاوت بوده است و اگر خوانندهی هر سه گفتار به دقت بخواند،یک موضوع بخواند، یک موضوع را، از چند دید گاه، مورد مطالعه قرار داده است.
روش معملی من، بر یادداشت و کتاب استوار نیست و در تمام دوره معلمی کمتر یادداشت و کتابی با خود به کلاسبردهام. هر چه در ذهنم، همان را، با دانشجویان در میان گذاشتهام و آنها خود یادداشت کردهاند یا روی نوار ضبط.و اینسه گفتار در زمینه شعر معاصر حاصل یادداشتهای آنهاست...
تهران فروردین 1359
ش.ک
آنچه تا کنون خواندید، بخش آغازی مقدمه چاپ نخست بود به تاریخ فروردین 1359 .
از اینجا به بعد ار مقدمه چاپ دوم فرض کنید: نه کسانی که با تجلیل و احترام از ایشان یاد کردهام، با این کتاب و ازرهگذر این گونه کتابها، جاودانه میشوند و نه کسانی که حقا شاعرند و نامشان در این کتاب نیامده است، از تاریخادبیات حذف خواهند شد. از همه دوستانی که در آن بخش محذوف مقدمه چاپ اول باعث باعث رنجش خاطرشریف ایشان شده بودم و نیز کسانی که به علت تنگنای وقت نامشان در میان این حرفهای عجولانه دیده نمیشود وشایسته یاد آوری اند، عذرها میخواهم و العذر عند کرام الناس مقبول .
همراه این کتاب و شاید هم زودتر این کتاب، کتاب دیگری از من در زمینه شعر معاصر نشر خواهد شد که با دقایق وتفاصیل بیشتری به مسائل شعر فارسی در قرن بیستم پرداخته بود. بعضی از دوستان اصرار کردند که این سه گفتار همجزء آن کتاب شود ولی نپذیرفتم .ترجیح دادم که این گفتارها با همین لحن شفاهی، استقلال خود را حفظ کند.
در اینجا سپاسگذاری میکنم از دوستانی که موجودیت و شکلگیری این کتاب رهین زحمات ایشان است: آقای دکتریدالله جلالی پندری از دانشگاه یزد و آقای جلال پویان (خلیفه )از آموزش و پرورش همدان که پاکنویسی و تدوینبخشی از این حرفها به همت ایشان سامان پذیرفته است و در مقدمه چاپ اول به این حق ایشان اعتراف شده بود.آقای دکتر مسعود جعفری، از دانشگاه تربیت معلم تهران در چاپ دوم زحمات بسیاری را پذیرفته و عملاً تهذیبکتاب را عهده دار شده بود ؛ از این هر سه،و دوست دانشمند سپاسها دارم و یاد آوری میکنم که آقای دکتر جعفرینسخهای را که برای خودم نگاه داشته بودم، و در آن غلطگیری و اصلاحات مختصری شده بود، اساس تهذیب دقیق ونکته سنجانه خویش قرار داده است و الحمدلله اولا و اخرا.
تهران، مهر 1380
ش.ک
Doctor محمدرضا شفيعى كدكنى |