|
|
 |
Kashf-ol-Mahjoob
| مقدمه، تصحیح و تعلیق : Doctor Mahmood `Abrdi | | Publisher : Sorush - Tehran | | Fourth Printing، 2008 A.D. | | Cover Type : Hardcover | | Size : foolscap | | Pages 1154 | | Printing type : Printed | | Language : Persian | | Weight : 1800 gr. | | LOC : 5016ک3ه/6/282 BP | | ISBN : 964-376-202-5 |
|
|
More Details (in Persian) ...
|
متن و منابع کشف المحجوب کشف المحجوب نخستین کتابی است که در تصوف و به زبان فارسی نوشته شده است. پیش از آن، چنانکه گفتهایم،مؤلفان بزرگ و معروف صوفیه، مانند ابو نصر سراج طوسی، ابو طالب مکی، ابو بکر کلابادی و ابولقاسم قشیریکتابهایی نوشته بودند. آیا هجویری بر آن بود که با استفاده از کارهای پیشروان خود، طرح جامعی از نظام تصوفعرضه کند و مجموعه عناصری را که برای خواننده خود لازم میدید طرح و شرح کند؟ آنچه امروز از کشفالمحجوب دریافته میشود آن است که:
1) یکی از همشهریان مؤلف، ابو سعید هجویری، سؤالاتی را از وی میپرسد، و لا محاله سؤالات او شامل بعضی ازپرسشهایی است که در آن روز برای طالبان تصوف مطیرح بوده و در کتب فارسی، و احتمالا عربی آن روز پاسخی برایآنها نمییافتهاند.
2) مؤلف در جواب دادن به آن پرسشها، یا نوشتن کشف المحجوب، کتب متعدد و از جمله اللمع و رساله قشیریه راپیش روی داشته است و هر چند در طرح بعضی از مباحث، کار او، به آنها شباهتهایی دارد ولی بسیاری از مطالب او درابواب مختلف کتاب تازه و بی سابقه است .
3) هجویری در چند جای کتاب، بعضی از مطالب، یا دنباله بحق را به جای دیگر آن ازجاع میدهد و در جای دیگرکتاب آنها را نمیبینیم،(1) یعنی به احتمال بسیار، مؤلف در این اندیشه بوده است که مباحق کتاب را با تجدید نظریتکمیل کند و گاهی نیز چنین کرده است. در این باب در جای دیگر هم سخن خواهیم گفت.(2)
اکنون جای آن است که نمایی از ابواب و مباحث کشف المحجوب از نظر خواننده بگذرد تا هم زمینه مقایسهای بادیگر منابع اولیه تصوف که مهمترین آنها را به اجمال معرفی کردیم، فراهم آید و هم بعضی از ارزشهای آن دریافتهشود. کشف المحجوب شامل مطالب زیر است. (3)
مقدمه: در شرح سبب تألیف کتاب و موضوع آن.
در اینجا علاوه بر طرح سؤالات ابو سعید هجویری - کسی ظاهرا هم شهری مؤلف که وی را متعهد کرده است تا با اینکتاب به آنهاپاسخ گوید - مؤلف مجال یافته است که مانند قشیری و بسیاری از مؤلفان دیگر از فتور زمانه و غلبه نااهلانشکوه کند. (4)
باب اثبات علم: تمهید مقدمهای برای آن که علم حقیقت، علمی برتر و مکمل علم شریعت و از آن اهل تصوف است.
در این باب مؤلف میکوشد تا برخلاف بعضی از معاصران که صوفیه را با علم بیگانه میپنداشتند،(5) نشان دهد کهچگونه آنان بر تعلیم و تعلم تأکید دارند. این باب در عین حال سخنان ابو نصر سراج را در مقدمه اللمع و در مقایسهعلم محدث و فقیه و صوفی به یاد میاورد.
باب فقر: فقر و فقرا در قرآن کریم و توجه خاص رسول گرامی )ص) به فقرا، فقر و غنا و تفضیل یکی بر دیگری و آرایمشایخ درباره آن.
پیوند فقر و تصوف چنان است که گاهی مفهومی مترادف یافتهاند. پرداختن به فقر و حقیقت آن و غنایی که در آنجستجو میشود از مباحث دیرینهای است که پیوسته میان نمایندگان زهد و تصوف تداول داشته است.
باب تصوف: بحثی در تصوف، اهل و معنی صوفی، وحدت حقیقی صوفی و صفا و صفوت، و اشارات مشایخ دربارهتصوف و صوفی.
در باره تصوف، سلمی نیز رسالهای نوشته بود،(6) اما هجویری در این باب به اللمع و رساله قشیریه توجه دارد.
باب لبس مرقعه: کوششی در اثبات پیوند میان لباس رسول (ص) و صوف و سخنان آن حضرت درباره جامه صوف،صوف و مرقعه اصحاب و بعضی از زاهدان صدر اسلام و ائمه مذاهب کبودی خرقه، شرط مرقعه داشتن، پوشیدن وپوشانیدن مرقعه.
در اللمع، رساله قشیریه، و حتی در التعرف و آثار شناخته شده سلمی سخنی از مرقعه و خرقه نیست، با این کهپوشیدن جامه صوف، خشن و کبود در میان زاهدان و صوفیان مرسوم بوده است، اما این نشانه آفتپذیر زهد وتصوف رسمی، با ارزش پنداری خاص که ضمنا در میان جماعت مسلمین وجه امتیاز گروهی میشده است، پیوستهراه ورود نااهلان را در جمع اهل حقیقت هموار میداشته و گویا همین معانی ضرورت چنین مباحثی را بر هجویریالزام میکرده است.
باب اختلاف فقر و صفوت: بحث کوتاهی در فقر و صفوت و تقدم و تأخر آن دو بر یکدیگر و وحدت حقیقت آنها.
اختلاف فقر و صفوت، اختلاف دید حقیقتی واحد از دو چشم انداز متفاوت است و احتمالا گاهی در میان معاصرانمؤلف مورد بحث بوده است.
باب الملامة: تخصیص اهل حق به ملامت و سبب آن، وجوه ملامت و ملامتی، خوشی ملامت در عشق و دوستی وآمیختگی ملامت جویی و ریا.
در تاریخ تصوف مالمتیگری نیز، مانند خرقه پوشی، امر نوپدیدی است و ملامتیان شیوهای نو آوردهاند، شیوهای کهبنای آن همه بر پاک دلی و آزادگی و در نتیجه گریز و نفرت از ریا و ریاکاری بوده است و اعتراضی خاموش بر صوفیانرسمی و زاهدان ریایی. این درد و حال هوشمندانه همان است که وقتی در شعر فارسی خراسان نفوذ و ظهور میکند،خرابات و مستی، می و میخانه، رند و لا ابالی، کفر و زنار، مغ و مغبچه و مجموعهای از کلمات حرام و مکروه معنایدیگری، درست برخلاف معنای اولیه خود مییابند، معنایی به صفا و گرمای دل اهل ملامت، قصار و حداد.
اما ملامت هرچه باشد، سخن هجویری از ملامتیه در عین لطف و تازگی، سخن نخستین نیست، چه این ملامت ازخراسان و نیشابور پدیدار آمده بود و بعضی از بزرگان اهل ملامت اصلا نیشابوری بودند: ابو حفص حداد، حمدونقصار، و ابو عثمان حیری و یک نیشابوری متمایل به ملامت و به گفته هجویری (شیخ مبارک)،(7) ابو عبد الرحمنسلمی، پیش از او (رساله الملامتیه) (8) خود را در شرح اصول ملامت نوشته و در حیقت آن شیوه را تبیین و تأیید کردهبود (9) و پیش از او نیز عبدالملک نیشابوری خرگوشی یکی از ابواب کتاب خود را به ذکر ملامتیان و فرق آنان با صوفیهاختصاص داده بود و هجویری نیز در کار خود به آثار گذشتگان، بخصوص سلمی توجه داشت.
گفتنی است که اللمع و التعرف سخنی درباره اهل ملامت ندارند و رساله قشریه نیز، با آن که ترجمه حال ابو فحص وحمدون و ابو عثمان را از طبقات الصوفیه سلمی آورده است، خود بابی در ذکر ملامت و طریق ملامتیان نگشودهاست.(10)
باب فی ذکر ائمتهم:ترجمه حال خلفای چهارگانه، بعضی از اهل بیت (5 تن)، جمعی از اهل صفه، اما اشاره وار، ازتابعین )چهار تن(، از مشایخ صوفیه و ائمه مذاهب (64) (11 تن)، از متأخران (10 تن)، باذکر شماری از معاصران کهمؤلف با بیشتر آنان دیدار داشته است و این کار خاص هجویری است.
کتب دیگر مانند اللمع، التعرف و رساله قشیریه نیز در فصول نخستین و پیش از ورود به متن اصلی، با تفاوتهایی، به ذکراحوال شماری از مقدمان اولیا مو معاریف صوفیه که به نظر مؤلف در علم تصوف سخن گفتهاند، مانند امام علی بن ابیطالب و پنج تن از امامان نخستین شیعه (ع) و گروهی که در این باب کتابی نوشتهاند، و رساله قشیریه ترجمه حالهشتادسه (83) تن از صوفیان. (12) شیوه هجویری، تقریبا،تلفیقی از اللمف و رساله قشیریه است. نو آودده وی که ازبخشهای مغتنم اثر او نیز هست، شرح و تحلیل اقوال مشایخ است و ذکر جمعی از معاصران از بیشتر نواحی جهاناسلام، و نیز شرحی مفصل از حلاج و آرای بزرگان صوفیه درباره او. پرداختن به حلاج و نقد آرا و احوال وی تأییداعتقاد او به اصول، همچنین طرح حلاج دیگری با نام حسن بن منصور، ملحد بغدادی که ما از او در جایی نشانینیافتیم، با آن که به طرزی کاملا محتا طانه انجام گرفته است، خود عدول از شیوه مؤلفان دیگر و نشانهای از پیوندروحانی هجویری و حلاج است.
باب فرق فرقهم: فهرستی از فرقههای دوازده گانه متصوفه تا آن روزگار و شرحی از عمدهترین اصل اعتقادی یا وجهمشخصه هر یک، و در نتیجه بیان فرق فرقههای مختلف، به ترتیب زیر:
1- محاسبیه: منسوب به ابو عبدالله حارث بن اسد محاسبی بغدادی، رضا.
2- قصاریه: منسوب به ابو صالح حمدون بن احمد قصار نیشابوری، ملامت.
3- طیفوریه: منسوب به ابویزید طیفور بن عیسی بسطامی، سکر.
4- جنیدیه: منسوب به ابوالقاسم جنید بن محمد بغدادی، صحو.
5- نوریه: منسوب به ابوالحسین (13) احمدبن محمد نوری بعدادی، ایثار.
6- سهلیه: منسوب به ابو محمد سهل بن عبدالله تستری، مجاهده.
7- حکیمیه: منسوب به ابو عبدالله محمد بن علی حکیم ترمذی، ولایت.
8- خرازیه: منسوب به ابو سعید احمد بن عیسی خراز بغدادی، بقا و فنا.
9- خفیفیه: منسوب به ابو عبدالله محمد بن خفیف شیرازی، غیبت و حضور.
10- سیاریه: منسوب به ابوالعباس قاسم بن قاسم سیاری مروزی، جمع و تفرقه.
11- حلولیه: منسوب به ابو حلمان دمشقی، حلول.
12- حلاجیه: منسوب به ابوالقاسم فارس بن عیسی بغدادی، حلول.
پیش از هجویری حکیم ترمذی، کلابادی، خرگوشی، قشیری و دیگران درباره ولایت، غیبت و حضور، جمع و تفرقه،رضا و جز آنها سخن گفتهاند و از مشایخ صوفیه نیز در تبیین طریقت و توضیح اصول پذیرفته آنها اقوال فراوانی نقلشده است، چنانکه بنیاد سخن اعتقادی آنان و عرضه و ارزیابی بالنسبه همه جانبه آرای مختلف، بی تردید از تازههایکار هجویری و از ارزشهای مسلم کشف المحجوب است.
نیکلسن در مقدمه خود بر ترجمه کشف المحجوب میگوید: به نظر میرسد، تنها یکی از فرقه هایی که هجویری ناممیبرد، یعنی ملامتیه در آثار صوفیه پیش از او، انعکاس داشته است و اشاراتی که در کتب ادوار بعد، مانند تذکرهاولیاء، به فرق دیگر شده است، احتمالا از کار اوست. سؤالی که در اینجا ممکن است، پیش آید این است که آیا اینفرقهها در واقع وجود خارجی داشتهاند، با در نتیجه اشتیاق هجویری به تدوین و تنظیم مکتب تصوف ساختهشدهاند؟ در حال حاضر دلایل کافی بر صحت فرض اخیر نیست و نمیتون تصور کرد که هجویری آنچه را که خود غیرواقعی میدانسته است با عبارات دقیقی گزارش کند، اما به هر حال این احتمال هست که او در بیان تعالیم خاصی که بههر یک از مؤسسان فرق نسبت میدهد، دیدگاه خود را هم گفته و با آن در آمیخته باشد.
کشف الحجاب فی...: بیان ابواب حقایق و معاملات اهل تصوف، یعنی معرفت، توحید، ایمان، طهارت، صلات،زکات، صوم، حج، صحبت، الفاظ و سماع.
اگر خواننده نام و عنوان کتاب را رمزی از محتوا و روزنهای به جهان معنی آن بداند، باید که ماده اصلی قوت القلوب ابوطالب مکی، اللمع ابو نصر سراج طوسی و تذهیب الاسرار خرگوشی با همه تفاوتهایی که با هم دارند، بدان اختصاصیافته است. اما سخن هجویری در اینجا تنها توضیح کیفیت و کمیت ظاهر آداب و ایضاح بعضی ابهامات و بیان تفاوتآرای ارباب مذاهب نیست. بلکه پس از آن همه میکوشد تا پرده را، یا پردهای را، از چهره حقیقت این اصول عقاید واحوال و معاملات دور دارد.
روش کار او چنان است که پس از مقدمهای در شرح هر یک از عناصر بحث به زبان اهل شریعت، آنرا بر وفق ذوق ومشرب اهل سیر و سلوک تأویل میکند. در اینجاست که مس بینیم طهارت از شستن تن به (توبه)، صلات از مجموعهاز اعمال متعارف و معروف به (محبت)، زکات از ترک بخشی از مال به (جود)، صوم از خودداری در ایامی معدود ازمفطرات به (بند کردن جمله حواس و آوردن از مخالفت به موافقت) و حج از دیدار خانه خدا به (مشاهده خدایخانه) تحویل میشود. این تحویل معنایی شگرف که غالبا با طرحی نو نیز عرضه شده است، گرچه گاهی مایه خد را ازسخنان و دریافتههای ابو نصر سراج میگیرد و مانند دیگر موضوعات و بخشهای کتاب با اقوال و حکایت مشایخ تأکیدمیشود و سابقه خود را در تاریخ تصوف تا دیرزمان پیش میبرد، اما همه و همه با نتیجه تأملات شخص هجویری درمیآمیزد و از اذواق و احوال او رنگ میگیرد.
پیوند اجزای کشف المحجوب با اللمع و قشیریه نیز پیداست و از همه پیداتر رابطه باب الفاظ و باب سماع آن است،اما به گونهای دیگر، یعنی مثلا آنجا که هجویری از (محبت) و اصل و حقیقت آن سخن میگوید، تأثیر دساله قشیریه وعبارات آن آشکارا پیداست، اما در این دو باب - الفاظ و سماع که در اللمع، قشیریه و کشف المحجوب مشترک است -مؤلف بر آن است که رای و دریافت خود را ابراز کند، اگر چه بعضی از مواد سخن را هم از دیگران بگیرد. از این دوباب، قوت دریافت و دقت تعبیر و هنر ذهن و زبان است، ظاهرا سماع اهمیت بیشتری یافته است و به عنوان یکی ازمسائل مهم روز، تعیین حد جواز سماع، انواع و مراتب سماع و مستمعان، و به تعبیر هجویری (کشف حجاب سماع)برای مؤلفان صوفیه آن روز، مانند سراج، خرگوشی، سلمی، قشیری، هجویری، ابن قیسرانی (14) و غزالی - امری ناگزیرمینموده است، چنانکه هر یک در آثار خود به شرح و توضیح آن اهتمام ورزیدهاند.
...................( Anotates ).................
1) ر.ک: متن حاضر - 116 )مناجات حضرت محمد باقر(، 129 )موضوع مخلص و مخلص(، 158 )باباخلاص؟(، 174 )فتوت حضرت ابراهیم(، و نیز رک: 316.
2) رک: همین مقدمه، صفحه سی و نه، تاریخ تألیف کشف المحجوب.
3) هجویری خود دوبار به اجمال به فهرست مطالب کتاب اشاره کرده است. رک :متن حاضر - 10 و 42.
4) رک: متن حاضر - 10 و تعلیقات - 623.
5) حسن مودب وقتی وصف مجلس گویی ابوسعید را شنید گفت: )صوفی علم ندارد، مجلس چگونه گوید؟()اسرار62)، و سخن او نمونهای از قضاوت عامه مردم آن روزگار تواند بود.
6) رک: طبقات الصوفیه - 41 )مقدمه مصحح(.
7) رک: متن حاضر - 173.
8) این رساله با مقدمه و تصحیح ابو العلاء عفیفی، به سال 1945 میلادی، در مصر و بار دیگر به طریق افست درتهران در مجموعه آثار سلمی چاپ شده است.
9) جد مادری ابو عبدالرحمن سلمی، ابو عمرو نجید نیز از بزرگان ملامتیه بود.
10) احتمالا قشیری )باب فتوت( را بجای )باب ملامت( آورده است.
11) بجز مالک بن انس، امام مالکیان، که عطار نیز وی را در تذکره اولیا نیاورده است، برخلاف ابو نعیم اصفهانی.
12) ترجمه همه آنها بجز دو تن - داود طائی و ابو عبید بسری - از طبقات سلمی مأخوذ است.
13) در متن حاضر کنیه نوری، )ابوالحسن( آمده است.
14) محمد بن مقدسی، کتابی مستقل به نام )کتاب السماع( تالیف کرده و بخشی از صفوةالتصوف خود را هم به اینموضوع اختصاص داده است. رک: صفوةالتصوف، مقدمه مصحح 25 )کتاب السماع، مسألةالاباحه و الاستباحة( و298 )کتاب المعاشره(
Doctor محمود عابدى |
|
فهرست كتاب :
مقدمه مصححمتن کشف المحجوبمقدمه مؤلفباب اثبات العلمباب الفقرباب التصوفباب لبس المرقعاتباب اختلافهم فی الفقر الصفوهباب الملامةباب فی ذکر ائمتهم من الصحابه و التابعین و متابعیهمباب فی ذکر ائمتهم من اهل البیتباب ذکر اهل الصفةباب فی ذکر ائمتهم من التابعینباب فی ذکر ائمتهم من اتباع التابعینبای فی ذکر ائمتهم من المتاخرینباب فی ذکر رجال الصوفیة من المتاخرین علی الاختصار من اهل البلدانباب فی فرق فرقهم و مذاهبهم و آیاتهم مقاماتهم و حکایاتهمالمحاسبیةالقصاریةالطیفوریهالجنیدیهالنوریةالسهلیهالحکیمیهالخرازیهالخفیفیهالسیاریهالحلولیهکشف الحجاب الاول فی معرفة الله ، تعالیکشف الحجاب الثانی فی التوحیدکشف الحجاب الثالث فی الایمانکشف الحجاب الرابع فی الطهارةکشف الحجاب الخامس فی الصلوةکشف الحجاب السادس فی الزکوةکشف الحجاب السابع فی الصومکشف الحجاب الثامن فی الحجکشف الحجاب التاسع فی الصحبة مع ادابها و احکامهاکشف الحجاب العاشر فی بیان منطقهم و حدود الفاظهم و حقائق معانیهمکشف الحجاب الحادی عشر فی السماع و بیان انواعهتعلیقات و توضیحاتفهرستهانشانه ها و رمزها
|
|