مشارق الدراری این اثر منیف که شاید بهترین اثری است که تا کنون توسط نگارنده این سطور در اختیار اهل معرفت و ارباب حکمت قرار گرفته، شرحی است بر تائیه ابن فارض مصری حموی ، عارف بزرگ قرن هفتم هجری قمری، اثر بی نظیر عارف نامدار ، سعید الدین بن احمد فرغانی (م700 ه.ق).
نام شارح علامه بنا به تصریح خود آن عارف بزرگ، سعید است و استادش شیخ کبیر، صدر ارباب الحق و الیقین ، صدرالدین قونوی رومی (م 673 ه.ق.) در مقدمه یا تقریظی که بر کتاب نوشته، از تلمیذ عظیم خود به شیخ المشایخ سعید الدین فرغانی تعبیر فرموده ، لذا این که برخی از ارباب تراجم و ائمه عرفان از او به سعدالدین تعبیر نموده اندن اصل ندارد.
لذا در کارهایم نقایص فراوان دیده می شود و خود قلباً به این امر اعتراف دارم.
سال 1339 شمسی که حقیر در دانشگاه مشهد به شغل شریف معلمی اشتغال ورزید، مشاهده نمود که اگر به تدریس تنها با وضع موجود در مدارس عالیه ممکلت اکتفا نماید، آنچه را که فرا گرفته است، فراموش خواهد نمود . محیط چیزی که مطالبه نمی کند تحقیق در مباحث علمی است و چه بسا اگر احساس شود که کسی ممکن است از طریق تحمل زحمت توام با استعداد ذاتی، خودی نشان دهد، او را دست به سر نمایند، چون از اول تاسیس مدارس عالیه، در امر تربیت معلم مستعد برای پیشرفت وترقی علمی مسامحه شد، و جماعتی راه به صلاحیت علمی ندارد، برای حفظ خود صلاحیت اخلاقی را هم از دست می دهد، چون نزد این جماعت نه ترجیح مرجوح بر راجح باطل یا قبیح است و نه تقدیم مفضول بر فاضل و جاهل بر عالم، و اینان باید فطرتاً پیروان شیخ اشعری به تمام معنای کلمه محسوب شوند و اصل دعا نیز میدان وسیعی در این قبیل مراکز دارد. برخی که در دوران تحصیل در مراکز علمی صحیح درس خوانده اند، چون محیط بالطبع علم پسند نیست، تدریجاً با کتاب وداع می کنند و بعضی نیز که ذاتاً علم دوست اند، به مطالعات خود ادامه می دهند.
نگارنده با صراحت می گویم اگر روزی بنا شود ما محیط علمی و دانشگاهی صحیحی داشته باشیم، باید محیط را در درجه اول از سلطه اشخاص کم سواد و فاقد معلومات لازم و کافی و در درجه دوم از مردم فاقد حیثیت اخلاقی ، خارج نمود. نالایقان ، مدارس عالیه را به نکبت و فلاکت مبتلا کرده اند.
در حوزه های تعلیماتی قدیم ـ که طلبه و دانشجو برای به دست آوردن مدرک علمی جهت ارتزاق و استخدام در ادارات درس نمی خواند ـ معلم و استاد ناوارد در هیچ فنی از معقول و منقول وجود نداشت. ما زمانی که به طلبگی اشتغال داشتیم، اگر استاد محقق قدری احیاناً کم مطالعه می کرد، عرصه را بر خود تنگ می دید و استاد و معلم جزوه ای وجود نداشت که اگر احیاناً نوشته اش را از او بگیرند، در مخمصه واقع شود.
شاگرد عاشق علم و معرفت، معلم را سر شوق می آورد و او را کار وا می دارد. اساتید بزرگ علوم و فنون از برکت طلاب مستعد و پرکار،ورزیده شده و استعداد خویش را ظاهر ساخته اند و در کثیری از افکار خود تجدید نظر نموده و عالی ترین آثار جاودانی خود را، هنگام تدریس به تدریج به وجود آورده اند و بهترین اثر علمی ، اثری است که در حوزه تدریس مورد تحقیق و انتقاد علمی و نقد فنی قرار گیرد.
بین اثری که در مجلس درس مورد بحث قرار گیرد و اثری که بدون بحث و مذاکره به وجود آید، فرق بسیار است. این شاگرد طالب علم و با استعداد است که معلم مستعد را به کار وا می دارد:
این سخن شیر است ، در پستان جان
بی کشنده خوش نمی گردد روان
اکثر مؤلفان عظیم، همان تلامیذی بوده اند که مطالب درسی را می نوشتند و بعد از نیل به مقام استادی ، آثار خود را در حوزه بحث، مورد تحقیق قرار داده اند.
همان طور که کرارا ً متذکر شده ام ، حقیر از همان دوران طلبگی آرزو داشت برخی از آثار نفیس علمی موروث از اکابر حکما و عرفا را که در دسترس نمی باشد و با قطع و یقین به این که کسی در صدد این کار بر نمی آید، چاپ کند، از خداوند توفیق انجام آن را طلب می نمود و خدا را شکر که به این آرزو دست یافتم، و می دانستم که دعا در صورت مطابقت لسان قال با زبان حال و استعداد، مستجاب می شود.
شرح محقق عارف و متبحر در علوم شریعت و طریقت ، مؤیدالدین جندی بر فصوص ابن عربی، یعنی شرح اول بر فصوص و ماخذ کلیه شروح، و شرح فرغانی بر تائیه ابن فارض ، از جمله این آثار به شمار می روند.
نگارده بیش از سی و پنج رساله و اثر فلسفی و عرفانی از اکابر مدرسان و محققان چهار قرن اخیر در دست تهیه و چاپ و انتشار دارم، که برخی از این آثار علاوه بر چاپ جداگانه ، جزء منتخبات فلسفی نیز منتشر گردیده یا در دست چاپ می باشند.
در این مقدمه تذکر دو مطلب ضروری به نظر می آید: یکی آن که مطالب این قصیده از جمله مباحثی محسوب می شود که مورد اتفاق و توجه محققان از عرفا مانند شیخ سهروردی و شیخ سعدالدین حموی خراسانی و ابن عربی و اتباع او می باشد. بنابراین ایراد این سخن از ابن عربی شرح نموده اند، نه به طریقه ناظم (ابن فارض) ، بی جا و نادرست است.
ابن عربی مؤسس عرفان نظری نیست، بل مکمل آن می باشد و چه بسا بتوان با جرات گفت شخص قونوی ، محقق تر از ابن فارض و مشایخ او در سلوک است و اگر ناظم خود متصدی شرح قصیده می شد،شرح او بهتر از شرح فرغانی نبود و محققان از شارحان قصیده، خود از طرق مختلف سلوک آگاهی لازم را داشته و اگر احیاناً در قصیده فارضیه مطلبی مغایر مشرب آنان دیده می شود، به آن اشارت نموده اند، مثل این که از ظاهر برخی ابیات تمایل ناظم به مسلک ملامتیه فهمیده می شود و فرغانی به آن متفطن گردیده و آن را مخالف مرام محققان از صوفیه دانسته است.
مطلب دیگر آن که چون نگارش فهرست مطالب این کتاب باید بر طبق ابیات و به انضمام تحقیقات شارح علامه انجام می گرفت و این کار هم مستلزم ترجمه همه اشعار بوده و خود رساله ای مفصل می شد، در حالی که این کار را ابن ترکه ـ مؤلف تمهید القواعد ـ انجام داده است ـ چون شرح فارسی آن، خلاصه ای است از شرح فرغانی ـ از نگارش فهرست مستقل خودداری شد.
مطلب اخر که توجه به آن لازم است آن است که ابن فارض در این اثر بنا به مشرب تحقیق و مختار ، معتقد است که جهت ولایت حضرت ختمی نبوت ، قطع نمی شود ولی کامل در هر عصر، قائم مقام نبوت است و وارث این مقام عترت و اهل بیت نبوت می باشد، لذا می گوید:
بعترته استغنت عن الرسل الوری
و اولاده الطاهرین الائمة
در بعضی از نسخ چاپی و خطی تائیه عبارت " و اصحابه و الطاهرین..." آمده است و چون بعضی از نسخه نویسان سنی مشرب بوده اند، اولاده را به اصحابه ، تبدیل کرده اند.
این اثر نفیس بی نظیر را که مشتمل بر عالی ترین مباحث توحید و ولایت است، تقدیم به روح پاک عزیزترین دوست از دست رفته ، استاد مسلم در علوم و معارف اسلامی و مظهر عواطف ربانی ، انسان العین ، کمال قدوه ارباب تحقیق ، حجة الاسلام آیت الله فی الانام ، حاج آقا مصطفی موسوی خمینی قدس الله لطیفه و اجزل تشریفه می دارم.
مشهد ـ 1398 هجری قمری
سید جلال الدین آشتیانی
سید جلال الدين آشتيانى |