مشاهده سبد خريد | اتمام خريد


Powered by Persian-Culture.com
شناسنامه كتاب
پرفروشترين ها | تازه هاى نشر | فهرست موضوعى | سفارش ويژه | معرفى و نقد كتاب | خانه ناشران | خانه نويسندگان | صفحه اصلى
جستجوى:  (جستجوى پيشرفته)
قيمت كتابها، بدون محاسبه هزينه پست ارائه شده است. هزينه ارسال كتاب بر عهده خريدار خواهد بود و پس از تعيين كشور مقصد محاسبه ميشود.

 


فهرست كتابهاى استاد بديع الزمان فروزانفر


فهرست كتابهاى عنايت الله مجيدى

  •  تاريخ ادبيات 

  •   -  زمینه اجتماعی شعر فارسی
      -  ادبیات و سنتهای کلاسیک

  •  بديع الزمان فروزانفر 

  •   -  یادنامه پور داود
      -  از خاطر و خط استاد

  •  عبدالحسين زرينكوب 

  •   -  آشنایی با تاریخ ایران
      -  مقاله های بدیع الزمان فروزانفر

     
    تاریخ ادبیات ایران
    ادوارد براون



    تاریخ ادبیات عرب
    عبدالحسين فرزاد


    تاریخ ادبیات ایران
    (بعد از اسلام تا پایان تیموریان)
    نویسنده : استاد بديع الزمان فروزانفر
    مقدمه توضیحات کوشش : عنايت الله مجيدى
    ناشر : سازمان چاپ و انتشارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى - تهران
    چاپ اول، 1383 شمسى
    نوع جلد : گالینگور
    قطع : وزیری
    تعداد صفحه 636
    نوع چاپ : چاپی
    زبان : فارسی
    وزن : 1045 گرم
    رده كنگره : 2ت45ف/3375 PIR
    شابك : 964-422-475-2




     

    کتاب ارزشمند تاریخ ادبیات ایران تالیف روانشاد فروزانفر که اینک به مشتاقان آثار او عرضه می شود، در حقیقت مواد درس ادبیات اوست در دانشگاه تهران. تحریر این یادداشتها به سال 1307 ش باز می گردد و بخشی از آن، در زمان حیات استاد ، در سلسله انتشارات مؤسسه وعظ و خطابه ، سپس ضمن کتاب مباحثی از تاریخ ادبیات ایران به چاپ رسید. بخش عمده دیگر کتاب ـ یعنی از عهد اسلامی تا روزگار صفاریان و نیز از دوره مغول تا پایان تیموریان ـ پس از وفات او بر پایه یادداشت های مقدماتی استاد تنظیم شده و نخستین بار است که به زیور طبع آراسته می گردد. با توجه به تاریخ تحریر این اثر، باید آن را نخستین کتاب تاریخ ادبیات دانست که به شیوه نوین در ایران تالیف شده است.


     

    پیشگفتار

    موضوع تاریخ ادبیات، از آن نوع که در کتاب سخن و سخنوران و تاریخ ادبیات ایران - که از جانب مؤسسه وعظ وخطابه در سال 1317 انتشار یافت- می‏بینیم،از نخستین موضوعاتی است که استاد فروزانفر از همان دوران نوجوانی وهنگامی که نزد مرحوم ادیب نیشابوری در مشهد تلمذ می‏کرده بدان توجه نشان داده است. این دعوی مبتنی بریادداشت‏ها و دفاتری است در موضوع تاریخ ادبیات، که از او به یادگار مانده است، کتابی بی نام از او به جا مانده که به‏سبک و شیوه سخن و سخنوران تالیف شده و مربوط به سال‏های دانش اندوزی استاد در مشهد بوده است.جنگ‏مندرس دیگری در میان یادداشت‏های همان سال‏ها هست، که منتخبی از اشعار شعرای متقدمین و معاصرین را در بردارد. جز این‏ها، استاد خود زمان تقریر بخشی از این تاریخ ادبیات را بر ما معلوم می‏دارد، آن جا می‏گوید:
    «راجع به میزان شعر رودکی در خطابه‏ای که به سال 1308)شمسی) ایراد کردم و در بحث از تاریخ ادبیات که همان‏سال در دانشسرای عالی(آن وقت دارالعالمین عالی) تقریر نمودم و آن مباحث جزء اتنشارات «مؤسسه وعظ و خطابه»در سال 1317-1316 به طبع رسیده...»
    از این بیان استاد فروزانفر به روشنی بر می‏آید که آن مقدار از تاریخ ادبیات ایران - از سامانیان تا سلجوقیان - که درسال 1317-1316 انتشار یافته، به سال 1308 شمسی تقریر شده است. نکته درخور توجه این که همین مقدار ازتاریخ ادبیات که ذکر آن رفت، برگرفته از دفاتری است، که چنان که گفتیم همه آن‏ها در دوران جوانی و در نخستین‏سالهای ورود استاد به تهران تحریر شده و وی این قسمت را با اصلاح اندک به چاپ رسانیده. روی شماست، بعد ازعهد اسلامی تا پایان تیموریان را در بر می‏گیرد، در حدود هشتاد سال پیش از این، از خامه فروزانفر تراوش کرده است،و اگر در نظر آوریم که غالب دواوین و آثار کسانی که احوال آنان در این اثر مورد بررسی قرار گرفته، در آن ایام به طبع‏نرسیده بود و آن مرحوم ناگزیر بوده است از نسخه‏های دست نوشت استفاده کند، آن گاه به دقت نظر و نوآوری و نبوغ‏و درایت فروزانفر پی خواهیم برد.
    روانشاد دکتر زرین کوب، در ارزش همین مسودهای مقدماتی تاریخ ادبیات و نیز کتاب سخن و سخنوران فروزانفر پی‏خواهیم برد.
    روانشاد دکتر زرین کوب، در ارزش همین مسودهای مقدماتی تاریخ ادبیات و نیز کتاب سخن و سخنوران فروزانفرچنین اظهار نظر می‏کند:
    «قلمرو تحقیق او ادبیات و تصوف بود- خاصه در دوران اسلامی قبل از صفویه. ادب و شعر این ادوار، که مخصوصادر کتاب ناتمام سخن و سخنوران و درس تاریخ ادبیات وعظ و خطابه موضوع این تحقیقات وی بود، با موشکافی ودقت بی سابقه‏ای مورد بررسی وی شد که با آن چه پیش از وی و حتی همزمان با تحقیقات وی در این مسائل انجام‏می‏شد، تفاوت بارز و عمده داشت. هیچ کس از همگنان و شاگردان او نتوانست مثل او در این باب همیشه از یک پاذوق مهذب و منطق درست تلفیق کند. بهترین کار دیگران در این باب همیشه از یک پا می‏لنگید.همین تلفیق بی نظیربین ذوق و عقل، بین احساس لطیف و تعقل قوی بود که مخصوصا نقد او را قدرت و مزیت می‏بخشید».
    اما این سخن نیز درست است که فروزانفر پس از آشنایی با آثار مولانا و کشیده شدن به سوی تحقیقات عرفانی، مجال‏چندانی برای پژوهش و نگارش در مبحث عام تاریخ ادبیات نیافت و هرگز رغبتی به این که بار دیگر به یادداشت‏های‏روزگار جوانی نگاهی بیفکند و مطالبی به آن‏ها بیفزاید و چیزی فراهم آورد که ذوق دشوارپسند او را خرسند سازد و ازدیدگاه خود او در خور انتشار باشد، نشان نداد. در عین حال همین یادداشتهای بازمانده از روزگار دانشجویی استاد نیزغنیمتی ارزشمند است و بی گمان چشمان اهل ادب را روشن خواهد ساخت.
    چنان که دانستیم بخشی از اثری که اینک به محضر ادب دوستان عرضه می‏شود و به دوران سامانیان تا سلجوقیان‏مربوط است، این بخش، نخستین بار در سال 1317 و از جانب مؤسسه وعظ و خطابه در ردیف مواد درسی به چاپ‏رسید.
    چاپ دوم همین بخش را نگارنده با افزودن دو قسمت دیگر، یعنی تاریخ ادبیات ایران در دوره طاهریان و صفاریان،ضمن کتاب مباحثی از تاریخ ادبیات ایران منتشر ساخت.
    از آن تاریخ 28 سال می‏گذرد. در این مدت، همواره آرزو داشتیم به متن اصلی و دست نوشت این یادداشت‏هادسترسی پیدا کنم و آن‏ها یک جا و به صورت کامل به چاپ برسانم.
    به لطف خداوند این آرزو جامه عمل پوشید. در میان کتاب‏ها و اوراق به جا مانده و موجود در منزل نیاوران استاد به‏چند دفتر دست نوشته وی بر خوردم که به همین موضوع تاریخ ادبیات اختصاص داشت. حقیر این دفترها با مقداری‏کتابهای چاپی را- که در آنجا عملاً بدون استفاده باقی مانده بود- و در معرض نابودی قرار داشت در اختیار گرفت. بابه دست آمدن این نسخه‏ها، زمینه ارائه یک متن صحیح و کامل فراهم آمد. مشخصات این دفترها چنین است:
    1. تاریخ ادبیات ایران از ابتدای قرن اول هجری تا سال 51 205 ص.
    2. تاریخ ادبیات ایران در عصر طاهریان تا غزنویان،264ص (تایپ دستی)
    3.تاریخ ادبیات از احوال بهمنیار تا ابوالفضل بیهقی،92ص
    4.تاریخ ادبیات ایران از زکریای رازی تا کمال خجندی،176ص.
    5.تاریخ ادبیات ایران، از حافظ تا هاتفی جامی، 35ص(تایپ دستی است، اصل نوشته به دست نیامد).
    6.شعر و شاعری به سبک سخن و سخنوارن که ناتمام به نظر می‏رسد،84ص.
    نخستین کاری که انجام دادم،استنساخ بخشهای چاپ نشده تاریخ ادبیات بود که البته با دشواری بسیار همراه بود. بعداز آن به برکت همین دفترها، به تصحیح آن بخش از تاریخ ادبیات که مؤسسه وعظ و خطابه به چاپ رسانده بودپرداختم. این قسمت گرچه از جانب آن مؤسسه در ردیف مواد درسی به چاپ رسیده و از این رو ظاهرا می‏بایدتصحیح شده باشد، ولی متاسفانه مشحون از اغلاط فاحش چاپی بود. حروف ریز، روی کاغذ کاهی و کهنگی وفرسودگی نسخه، خواندن آن را دشوارتر می‏کرد.
    بعد از آن و در ضمن غلطگیری این متن، احساس کردم برخی از موارد که استاد به اشاره‏ای از آن‏ها گذشته، حاجت به‏توضیح دارد، بعضی از کتب که بعد از چاپ مقاله ایشان به چاپ رسیده، یا چاپ‏های تازه ازمتون قدیمه هستند، بهتراست که معرفی شوند، علیهذا این موارد را خاطرنشان ساختم.
    بنابراین توضیحات بنده که در پایان کتاب آمده مشتمل بر موارد زیر است:
    یک قسمت، ارجاعاتی است که به کتاب سخن و سخنوران یا به مجموعه مقالات و اشعار استاد فروزانفر، چون این دوکتاب بعد از تالیف تاریخ ادبیات ایران تالیف یافته‏اند، به نظر رسید که در موضوعات واحد و مکرر رجوع به مآخذمذکور جنبه تکمیلی دارد.
    قسمتی دیگر مربوط است به مورادی که در باب موضوعی، استاد خود عقیده خویش را تصحیح کرده، نظیر کوری‏رودکی، این موارد را معین و مقایسه کرده‏ام. قسمتی مربوط است به مواردی که بابه دست آمدن مآخذ جدید، تذکاری‏لازم به نظر می‏رسید، مثل نسبت ترجمان البلاغه به فرخی و رادویانی، نسبت البدء و التاریخ به ابوزید بلخی و مقدسی‏و یا اظهار نظر در باب کمیت اشعاری که از فلان شاعر باقی مانده است و مآخذ تازه اطلاعات تازه‏تری می‏دهند که‏گاهی اطلاعات گذشته رانقض می‏کنند.
    چهارمین بخش توضیحات بر این مجموعه،کتابشناسی است. در این قسمت سعی شده انواع چاپ‏های تازه وترجمه‏های مختلف کتابها، که بعد از تحریر تاریخ ادبیات صورت گرفته، خاطر نشان شود.
    برای یافتن صورت صحیح شعرهای متن تاریخ ادبیات، به متن اصلی و دیوان شاعر مراجعه شد. بدین صورت،متنی‏که اکنون ملاحظه می‏فرمایید فراهم آمد.
    اینک خوشحالم که این متن تاریخ ادبیات ایران را از گوشه فراموشی بیرون کشیده باچهره‏ای شایسته به اهل نظر وعلاقه‏مندان آثار آن استاد عرضه می‏دارم.
    بر خود فرض می‏دانم نخست از استاد فرزانه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی که مشوق من در این کار بوده‏اند و ازمهندس محمد علی مولوی که از راهنمایی‏های ایشان بهره بسیار برده‏ام، از صمیم دل سپاس گزاری نمایم.


    دوازدهم اردیبهشت
    1382

    عنايت الله مجيدى


     

    یاد استاد

    حتی بعد از یک ربع قرن که از افول او می‏گذرد، خاطره‏اش برای نسل ما فروزان، بدیع و فرمند جلوه می‏نماید - و زمان‏را هم مغلوب می‏کند.پس از پنجاه سال آشنایی و دوستی،مروری بر این خاطره تابناک و درخشان،سینه گوینده را ازشادی و غرور لبریز می‏کند، چرا که آنها که این شیخ بزرگ ادب و عرفان عصر اخیر را، بدان گونه که او بود شناخته‏اند،این نکته را از درون جان احساس می‏کنند که تاخیر در اظهار سپاسداشت از برکات وجود او،غفلت ازیک وظیفه‏اخلاقی نسبت به مقام علم و مقام معلم در واقعی‏ترین و والاترین مفهوم کلمه است. این غفلت با تغافل به هر علت که‏باشد، حق ناشناسی نسبت به کسانی است که حقی بر گردن ما دارند و ادامه تاخیر در به جا آوردن آن مایه تشویر وتاسف است. دوست ندارم تصور کنم که نسل جوان‏تر ما ترجیح می‏دهند دینی را که به نسل بلافاصله پیرتر دارد باالتزام خاموشی یا تظاهر به فراموشی ادا کند- هر چند لحظه هایی هست که انسان احساس می‏کند این هم یک شیوه‏حق گزاری است که «مذهب مختار» عصر ضمن نفی پاره‏ای از ارزش‏های اخلاقی آن را بر خود روا می‏دارد و رعایت‏حرمت کسانی را که حقی بر گردن پیشینیان دارند «نوعی مذهب منسوخ» تلقی می‏کند.ها، امروز وقتی نام و یاد بدیع‏الزمان فروزانفر بر زبان می‏گذرد، آخرین اثر والای بی همانند او شرح مثنوی شریف به خاطر می‏آید، که حاصل تمام‏عمر سرشار پربار یک محقق راستین و خلاصه جمیع ذخایر و غنایم یک ذهن کنجکاو تابناک عصر اخیر ایران در زمینه‏همه معارف اسلامی ایران و در عرصه تحقیق و عرفان محسوب است.جای دریغ است که این اثر بی همانند ناتمام‏ماند و جای دریغ بیش‏تر که نسل بعد حس نکرد تمام بودن آن کار عظیم، درهمان ناتمام بودنش و آن جا که او قلم را به‏زمین گذاشت برداشتن آن... بود. سخن او در همان جا که او قلم بر زمین نهاد تمام شد و به خود او تمام شد. ناچار درآن زمینه اگر کار دیگر باید کرد باید کار دیگر کرد.آن شرح مثنوی حاصل سی سال یا بیشتر تحقیق و تامل بود با مجردتفسیر الفاظ و توجیه معانی حاصل نشده بود و فروزانفر با تمام فروزانفری اش در آن جا کرده بود با تقلید سطحی آن،نمی‏توان با آن به چالش برخاست.
    درست است که در تصنیف آن شرح بدیع ممتع، تفسیر الفاظ و معانی هم به بهترین وجه مورد نظر واقع شده است، امانویسنده در آن کار به هیچ وجه به تفسیر معانی و الفاظ اکتفا نمی‏کند،دقایق فکری و لطایف تجربی گسترده و عمیق‏خود را نیز آن جا در جای جای کلام به مناسبت می‏گنجاند. در تقریر احوال اشخاص قصه‏های بحث‏های لطیف‏اخلاقی و روانشناختی عرضه می‏کند و آن چنان مهری از شخصیت خود بر کتاب می‏زند، که اگر هزار شرح دیگر برمثنوی شریف نوشته آید، هیچ یک طالب صاحب ذوق رااز رجوع به این کتاب بی نیاز نمی‏دارد و عطش او را در این‏باب فرو نمی‏نشاند. تحلیل‏های او درخلق و خوی اشخاص قصه‏ها یادآور نکته سنجی‏های غزالی در منجیات ومهلکات احیا و ریشه‏های عمیق آن احوال در ژرفنای نهاد انسانی است، چنان که اقوالی هم که او در تفسیر دقایق‏فلسفی مندرج در مثنوی می‏آورد، حاصل غور و تامل شخصی او در مبانی اقوال حکماست، مجرد نقل آرا و اقوال آنهانیست،ذهن منطق پرور استاد، همه جا در ضمن این تفسیرها و تحلیلی‏ها،ژرف کاوی و نهان بینی خود رانشان می‏دهد.از این رو قیاس این شرح ناتمام یا هر شرح تمام دیگر فقط تفاوت بین نبوغ و تمرین را آشکار می‏کند. شرح مثنوی‏شریف او نه فقط در فهم و حل نکات مبهم و دشوار مثنوی به خواننده اطلاعات سودمند و پربها می‏دهد، بلکه او را درهر باب به تامل وا می‏دارد، به او شیوه فکر کردن می‏آموزد و او را در فضای آفرینش مثنوی مجال حرکت و پروازمی‏دهد.
    البته طلوع فروزانفر در افق فرهنگ عصر اخیر، با نشر تحقیق در زمینه مثنوی مقارن نیفتاد، با انتشار اولین نمونه یک اثرتحقیقی در زمینه تاریخ شعر و شعرا همراه بود - تذکره سخن و سخنوران که در هنگام خود یک حادثه ادبی عصر تلقی‏شد، در این اثر برای اولین بار با ذکر نام ممدوحان و معاصران جامعه عصر شاعران را تصویر می‏کرد و بحث در اخلاق‏و طرز معیشت آن‏ها به محقق فرصت تحقیق در روانشناسی شاعران را فراهم می‏ساخت. در آن ایام، قبل از نشر این‏تذکره تحقیقی و انتقادی، عالی‏ترین اثری که به عنوان تاریخ ادبی تحت عنوان معمول تاریخ شعرا عرضه می‏شد،مجموعه تقریرات درسی میرزا محمد حسین خان ذکاءالملک اول بود که هر چند در جای خود آکنده ازنکات جالب وسرشار از ملاحظات اخلاقی و تربیتی بود، از دیدگاه علمی بر هیچ مبنای متفق علیه مقبولی مبتنی نبود و حداکثر چیزاز مقوله نقد روزنامه‏ای به شمار می‏آمد. کار فروزانفر چیز تازه‏ای بود، بلافاصله بعد از نشر، مورد توجه و تحسین اهل‏نظر واقع شد و کسانی چون محمد قزوینی، محمد علی فروغی،هانری ماسه و مینورسکی جزء اولین کسانی بودند که‏کار او را ستودند و او را در ادامه این کار تشویق کردند. منتخباتی هم که استاد در همان ایام از نمونه‏های گزیده نظم و نثرکلاسیک فارسی نشر کرد، مبنی بر مطالعات عمیق دست اول در مجموعه متون ادبی بود و یادداشت‏های کوتاه جامع‏و محققانه‏ای هم بر آن افزود که آن راراهنمای جالب و ممتعی برای بررسی تاریخ ادبیات ایران می‏کرد- چیزی که‏تقریرات عالمانه او در دروس مؤسسه وعظ و خطابه اولین قدم استوار محققانه را در آن زمینه در ایران آن عصر عرضه‏کرد.تدریس تفسیر قرآن کریم در مدرسه عالی سپه سالار و تدریس منطق و علوم بلاغت در مدرسه حقوق و دردارالمعلمین هم که در آن ایام اوقات او را به خود مشغول می‏داشت، مدخل هایی بود که استاد را به مطالعه مثنوی وکلیات شمس رهنمون شد. و در ذهن نکته یاب او تاثیرهای خجسته و پربار باقی گذاشت.
    آشنایی او با مثنوی خود یک ماجرای روحانی جالب بود، که نقلی دیگر داشت و ثمره‏ای از آن را خود وی با بیانی گرم‏و بسیار مؤثر در مقدمه رساله زندگانی مولانا جلال الدین به شرح بیان کرده است - که حدیث عشق است و آن را بایدهم از زبان خود او شنید. اما این رساله که او در باب زندگانی و آثار مولانا نوشت، از همان آغاز انتشار شهرت و آوازه‏فوق العاده یافت و حتی در هند و ترکیه هم مورد توجه و تحسین بسیار واقع گشت. رساله را مؤلف به عنوان یک پایان‏نامه دکترا به شورای دانشگاه عرضه کرد و حق آن است که بعد از شصت سال که از تصنیف آن می‏گذرد، هنوز چنان‏رساله‏ای با آن اندازه عمق و لطف و دقت در دانشگاه به عنوان رساله دکترا به وجود نیامده است. نقص عمده آن ازدیدگاه نقد امروز آن بود که در تالیف آن مثنوی مولانا بر مبنای چاپ غیر انتقادی علاءالدوله، و کلیات شمس بر مبنای‏نسخه مغشوش چاپ هند مورد استفاده واقع شده بود. در مورد بعضی دیگر از مراجع هم مؤلف ناچار به طبع‏های غیرانتقادی اعتماد کرده بود- هرچند در برخی موارد نیز نسخه‏های خطی و عکسی ترکیه یا اروپا را مبنای مراجعه قرارداده بود. فروزانفر در تالیف این رساله برای اولین بار در ایران غیر از مثنوی شریف و کلیات شمس، سایر آثار مولانا مثل‏فیه ما فیه، مجالس سبعه و مکتوبات مولانا را نیز از نظر گذرانیده بود. وی اولین محققی بود که در چنین کاری از مقالات‏شمس تبریز هم استفاده کرد - قبل ازوی شمس را بعضی محققان درویشی عامی و دوره گرد خوانده بودند و برخی‏حتی وجودی خیالی و آفریده وهم و پندار خود مولانا تصور کرده بودند. در تنظیم این رساله از آن چه نزدیکان،معاصران و مریدان مولانا هم نوشته بودند، استاد فروزانفر چنان که باید استفاده تمام کرده بود: ولدنامه و مقالات‏شمس را مدت‏ها قبل از نشر متون آن‏ها، مناقب افلاکی و رساله سپهسالار را بر اساس نسخ خطی آن‏ها مورد استفاده‏قرار داده بود. حافظه بسیار قوی، احاطه بر ادبیات قرآنی و توغل در حدیث و کلمات مشایخ، مخصوصا آشنایی دیرین‏با دواوین و اشعار فارسی و عربی در وجود او دست به هم داده بود و این جمله، اثر او را در زمینه آن چه امروزمولوی‏شناسی می‏خوانند، یک اثر راهگشا، پیشگام و پیشاهنگ ساخته بود.
    با این حال فروزانفر این اندازه معلومات را که در بین معاصرانش به کلی بی نظیر بود برای دست زدن به تصنیف یک‏شرح علمی بر مثنوی شریف کافی تلقی نکرد، با آن که در لزوم اقدام به این امر خطیر را به تاخیر انداخت - به انتظارپیدا کردن فرصت برای پژوهشی بیش‏تر و پر دامنه‏تر. چندسال بعد تالیف یک خلاصه مثنوی از دو دفتر نخست آن،همراه با تعیلقات علمی پر مایه، نشان داد که استاد کار تحقیق در مثنوی را همچنان پی‏گیری می‏نماید و هر روز بیش ازپیش در این زمینه آمادگی و شایستگی پیدا می‏کند.
    در آن ایام، جای یک شرح مثنوی که بر مبانی علمی و تحقیقی مبتنی باشد، به شدت خالی بود. آن چه در پانوشت‏مثنوی طبع کلاله خاور درج شده بود مبهم،نامربوط و فاقد انسجام منطقی بود. اقدام یک صاحب ذوق متفنن دیگر نیز،که ابیات مثنوی رابه نثر تبدیل کرده بود، در حد یک شرح مثنوی نبود. از شروح قدما بیش‏تر به شرح اسرار رجوع‏می‏شد که مبنای علمی نداشت و بر مجرد حدس و ظن شخصی حاجی شارح و سلیقه خاص او در عرفان و حکومت‏مبتنی بود.
    فروزانفر در جست و جوی یک مبنای علمی برای شرح مثنوی تصحیح انتقادی آثار خود مولانا و آن چه رادر بین منابع‏الهام او شامل معراف بهاء ولد، معراف سید برهان محقق و مقالات شمس تبریز می‏شد در این زمینه بر هر کار دیگرمقدم شمرد. کتاب فیه ما فیه را که مجموعه گفتار مولانا در مجالس خاص بود تصحیح نمود و با تعلیقات جامع وبایسته نشر کرد. معارف برهان محقق را- هر چند ظاهراً بر مبنای یک نسخه خطی ناقص - با تعلیقات محققانه و بامقدمه و فهرست‏های دقیق طبع نمود، معارف بهاء ولد را، که خود مولانا فواید والدش می‏خواند در دو جزء جداگانه باتحقیقات عالمانه منتشر ساخت. مقالات شمس را هم ظاهراً از روی چند نسخه عکسی که در اختیار داشت مقابله کرداما مجال طبع و تصحیح نهایی آن‏ها را نیافت. در مورد مجالس سبعه و مکتوبات مولانا نیز چون آن‏ها را در تقریر وتوضیح مشکلات مثنوی متضمن معلومات تازه‏ای نیافت، نیازی به تصحیح و طبع مجدد آن‏ها ندید.
    در بین سایر مآخذ مولوی‏شناسی، فروزانفر در تصحیح حدیقه سنائی با استاد مدرس رضوی نیز همکاری جدی کرد،اما چون حاصل مقابله نسخ را موجب رافع اشکالات عدیده آن متن نیافت، بر سبیل توافق با مصحح، مسئولیت‏دخالت منظم و مستقیم آن کار را بر عهده نگرفت. درباره عطار هم که یک مأخذ عمده حکایت و اقوال مولانا در مثنوی‏محسوب می‏شد، به نقد و تحلیل قسمتی از مثنویاتش اکتفا کرد و تحقیقات هلموت ریتر را در باب عطار، هر چنددرباره آن‏ها اطلاعات اجمالی اما بالنسبه دقیق حاصل کرد،موجب بی نیازی از یک تحقیق جدید نشمرد. کلیات‏شمس را هم استاد بر مبنای نسخه‏های عکسی و خطی با کمک دوستان و شاگردان خویش تصحیح کرد و هر چندحاصل کار از ابیات و غزل‏های الحاقی پیراسته نشد،متن غزل‏های منقح، و فرهنگ نوادر لغاتش دقیق و ممتع بود وخود آن نیز مرجعی قابل ملاحظه برای تحقیقات مثنوی‏شناسی تلقی شد.
    سایر کارهای هم که فروزانفر قبل از اقدام به تالیف شرح مثنوی بدان دست زد، سنگ بنای این شرح عظیم بود. از این‏جمله کتاب مآخذ قصص و تمثیلات، و کتاب احادیث مثنوی را باید نام برده در کتاب مآخذ قصص و تمثیلات، و کتاب‏احادیث مثنوی را باید نام برده در کتاب مآخذ قصص که شامل ارائه اکثر مآخذ حکایت و تمثیلات مثنوی می‏شد،فروزانفر از حافظه اعجاب‏انگیز و از اطلاعات وسیع بی همانند خود، به نحو احسن و اکمل استفاده کرد. اگر هم درمورد بعضی قصه‏ها و تمثیلات مثنوی ساخته تخیل آفریننده مولانا یا مبتنی بر حکایت عامیانه بوده باشد، که البته‏جست وجوی مآخذ آن‏ها در کتابی مثل مآخذ قصص موردی نداشت.
    احادیث مثنوی هم اکثر مبنی بر اساتید صحاح و مسانید بود،تعدادی از آن‏ها نیز که در اصول و مسانید متداول یافت‏نمی‏شد، از روایات خاص صوفیه اخذ شده بود- واین نکته‏ای بود که استاد به دقت در آن باب بحث و فحص کرده‏بود. این جمله اساس بنیاد شرح مثنوی شریف بود که کارهای جنبی استاد مثل ترجمه رساله حی بن یقظان اثر ابن‏طفیل اندلسی، مناقب اوحدالدین کرمانی، و متن منظومه معروف مصباح الارواح و نظایر آن‏ها نیز هر یک در حدخود،این بنیاد را غنی‏تر، پرمایه‏تر و استوارتر می‏کرد و در بنای آن، نیل به کمال را نوید می‏داد. در مورد موارد مأخوذ ازقرآن کریم چون آن موارد غالبا در حواشی طبع‏های مشهور و متداول مثنوی یادآوری شده بود،استاد تصنیف کتاب‏جداگانه‏ای را در آن باب لازم ندید،اما در یادداشت‏های خود، بلکه در حافظه خود تمام آن گونه موارد را مضبوطداشت. حتی یک ترجمه دقیق خوشاهنگ فارسی از قرآن کریم که به وسیله اوانجام شد و در مدت حیاتش مجال‏انتشار نیافت، توجه خاص او را به تاثیر ادبیات قرآنی در مثنوی شریف نشان می‏دهد.
    مقارن خاتمه طبع کلیات شمس، استاد فروزانفر بعد از سی و چند سال اشتغال به تحقیق و مطالعه علمی در مثنوی، وبررسی آثار وابسته به حلقه یاران و عزیزان مولانا، خود را با تامل و تردید بسیار برای دست زدن به یک شرح تازه برمثنوی شریف آماده یافت. این در هنگامی بود که استاد از کارهای اداری و تعلیمی منظم و موظف برکنار شده بود،خستگی روحی و اوقاتش را درکار تالیف وتحریر این شرح عظیم صرف می‏کرد. کار از حیث کیفیت و کمیت بزرگ‏بود- و ذخیره عمر باقی مانده کوچک واندک.
    با این حال طی همان چند سالی که از فرصت بالنسبه کوتاه عمر برای استاد باقی مانده بود وی با حداکثر سرعت ودقت سه مجلد شرح مثنوی شریف را، که شامل بخش عمده دفتر اول مثنوی بود به پایان آورد. اگر برای اتمام کارمجال نیافت از آن رو بود که طرح کار بر وفق این تناسب روی هم رفته تقریباً بیست و چهار مجلد می‏شد و این در عمل،برای یک تن واحد، خارج از حوصله امکان بود. مع هذا در طی همین سه مجلد ناتمام استاد مؤلف بقدری مبانی افکارو مواجید مولانا رابا دقت و صراحت تقریر کرده بود، که مجرد مطالعه هیمن چند جزء به خوبی می‏تواند طالب مستعدو هشیار را در فهم تمام مثنوی کمک کند.
    خاصه که وی خود در ضمن احادیث مثنوی و کتاب مآخذ قصص و تمثیلات و همچنین ر مقدمه‏ها و تعلیقات سایرآثار خویش،بسیاری از دقایق اقوال مولانا را مطرح بحث کرده بود و ناتمام ماندن این شرح، خواننده آگاه را از فوایدارشاد و هدایت او درباقی مثنوی به کلی محروم نمی‏گذاشت. در مطالعه همین اجزا هم، احاطه شگرف و بی مانندمؤلف بر دقایق رموز عرفان و ادب اسلامی،انسان را به شدت تحت تاثیر قرار می‏دهد و از این که در حق چنان مردی تاکنون از سپاسداشت شایسته‏ای فروگذار شده است، احساس تقصیر و تاسف بر وی دست می‏دهد.
    فروزانفر نه فقط در زمینه مثنوی و مولانا، بلکه درتمام قلمرو فرهنگ اسلامی ایران محققی بی بدیل بود. هنوز با وجودمرور یک ربع قرن از غیبت او، هر چه امروز نزد ما در زمینه عرفان وادب جدی و در خور ارج است میراث اوست و آن‏چه از حوزه تاثیر تعلیم بلاواسطه یا مع الواسطه او خارج است،غالباًاز عمق و لطف و تامل خالی به نظر می‏رسد. حوزه‏کنجکاویش وسیع و عرصه استعدادش تقریبا نامحدود بود. در جوانی،مخصوصا در اوایل ورود به تهران در زمینه شعرو شاعری هم طبع آزمایی کرده بود. پاره‏ای از اشعارش هم در همان ایام شهرت و قبول قابل ملاحظه‏ای یافته بود. اما اوشاعری را پیشه نکرد.زندگی طفیلی گونه ادیب پیشاوری و زندگی پر تزلزل و مخاطره‏آمیز بهار،ظاهراًعامل عمده‏ای‏درانصراف او ازاین کار بود.تدریجا مثل اکثر کسانی که به عنوان عالم نامبردار می‏شوند،اشتغال به شاعری را درون شان‏خویش می‏یافت. از این رو جز به ندرت و جز به الزام ضرورت شعر نگفت و این که به شاعری منسوب شود تا حدی اباداشت. مقاله نویسی راهم در آغاز کار با نقد بر حواشی قزوینی بر چهار مقاله آزمایش کرد،از آن نیز خیلی زود انصراف‏یافت و جز به ندرت یا به ضرورت بدان کار نپرداخت. مقاله نویسی را ظاهرا از مقوله روزنامه نویسی تلقی می‏کرد و آن‏را مناسب شأن اهل علم نمی‏دانست.
    از این رو نسبت به امثال سعید نفیسی،اقبال،یاسمی و صورتگر هم که مقاله نویسی شغل شاغل شان بود، هرگز آن گونه‏که آن‏ها توقع داشتند، به نظر توقیر نمی‏نگریست. بااین حال خودش نویسنده پر مایه‏ای بود و این ویژگی درکتاب‏ها،مقدمه‏ها،و مقالات معدودی که نوشت به نحو چشمگیری قابل تشخیص بود. نثری دقیق،فاخر وگاه شاعرانه‏داشت - سرشار از معنی و نکته و خالی از حشو و سخافت.
    فروزانفر نظریه سیاسی و اجتماعی خاص نداشت. قدرت احتجاج به او امکان می‏داد تا درهر مسئله، هر دو سوی‏قضایا را قابل قبول نشان دهد. اهل منطق بود.اهل بلاغت بود،اما به اخلاق و آداب پای بندی داشت و به سنن و رسوم‏اجتماعی احترام می‏گذاشت. بیش از هر چیز مرد علم بود و درباره او ظاهراً فقط با همین مقیاس می‏توان قضاوت‏عادلانه کرد. بعد از یک ربع قرن که از غیبت او می‏گذرد،اکنون وقت است که درباره او به انصاف بتوان داوری کرد.هنگام آن است که از یک عالم راستین بی همانند عصر اخیر فرهنگ ما،به سزا قدردانی شایسته‏ای به جا آید.


    تهران- فروردین 1375

    دکتر عبدالحسين زرينكوب

    فهرست كتاب :

  • پیشگفتار : عنایت الله مجیدی
  • یاد استاد: دکتر عبدالحسین زرین کوب
  • 1. تاریخ ادبیات ایران از ابتدای قرن اول هجری تا سال 205
  • مقدمه تاریخی
  • حمله عرب، حالت ایران در موقع حمله عرب
  • نهضت ایرانیان بر ضد عرب ، ایرانیان در مدینه
  • دعوت بنی عباس ، نهضت ایرانیان در مدینه
  • دعوت بنی عباس، نهضت ایرانیان بر ضد امویان
  • برامکه
  • تاثیر عرب در ایران
  • تاثیر ایران در عرب
  • وضع ادبیات
  • کلمات عربی ماخوذ از فارسی
  • نفوذ تمدن ایران در عرب
  • انجمن های سری بر ضد عرب
  • اسماعیلیه
  • معتزله
  • طریقه تصوف
  • نقل علوم به زبان عربی و مترجمان آن
  • خاندان نوبخت
  • خاندان آل منجم، بنی موسی بن بنی شاکر
  • فقه و حدیث
  • نحو و صرف
  • شعرا و نویسندگان بزرگ
  • بشار بن برد، ابو نواس
  • عبدالله بن مقفع
  • تاریخ ادبیات ایران در عصر طاهریان
  • مقدمه تاریخی
  • وضع ادبیات
  • تاریخ ادبیات ایران در عصر صفاریان
  • مقدمه تاریخی
  • احوال ادبیات در عصر صفاریان
  • سخن گویان و شعرای عصر صفاریان
  • عباس مروزی
  • ابو حفض حکیم بن احوص سغدی
  • محمد بن البعیث
  • حنظله بادغیسی
  • فیروز مشرقی
  • ابو سلیک گرگانی
  • محمد بن وصیف سجزی
  • نویسندگان ایران در زبان عرب
  • ابو عبدالله محمد بن ابی الحسن اسمعیل بخاری
  • ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر منجم بلخی
  • ابو یوسف یعقوب بن اسحاق معروف به ابن سکیت
  • ابو العمیثل عبدالله بن خیلد
  • ابو العباس احمد بن محمد بن مروان معروف به ابن طیب سرخسی
  • ابو محمد اسحاق بن ابراهیم موصلی ارجانی
  • تاریخ ادبیات ایران در عصر سامانیان
  • مقدمه تاریخی
  • سامانیان
  • آل زیار
  • آل بویه
  • احوال ادبیات، شعر و شعرا
  • رودکی
  • ابو الحسن شهید بن حسین بلخی
  • ابو شکور بلخی
  • دقیقی
  • کسائی
  • خسروی سرخسی
  • نثر ، نثر در عهد سامانیان
  • ترجمه تاریخ طبری
  • ترجمه تفسیر طبری
  • کتاب الابنیه یا الابنیه عن حقائق الادویه
  • کتاب حدود العالم
  • مقدمه شاهنامه ابو منصوری
  • نویسندگان ایران در عرب
  • ابن عمید
  • ابوالقاسم اسکافی
  • شمس المعالی... [ادامه]


  •  

    فهرست كتابهاى منتشرشده توسط انتشارات سازمان چاپ و انتشارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى

    درباره اين كتاب بنويسيد -- لطفا نظر خود را همينجا براى ما ارسال كنيد تا در بخش نقد كتاب منتشر شود.



    Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
    Ketabname Online -- Copyright 2000-2005