ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم هان، با همه بی حوصلگی این راهم حتما باید بگویم که من درین دیوان چند کار و قطعه هزلی بی ملاحظه دهن بی چاک و بست، هزل تا حد رکاکت الفاظ دارم که بعضی هاش بعدا ملایم تر شد (مثلا در قطعه (ای بابا، ای بیچاره، ویسلند خراب آباد است) در مصرع: که نبودند از خطر هم رویگردان، اول بجای خط هم ، بود خر نر که ملایم و اصلاح شد) ولی بیشترش همچنان ماند، من دینگونه کارها شیوه ایرجی و هزل تا حد رکاکت را میآزمایم درین خصوص در حواشی کتاب، جائی که از هزل رکیک ایرج سخن گفته ام توضیحی شده است اما بعد که کتاب چاپ شد و بازخواندم، پشیمان شدم دیدم بهتر بود این آزمایش صورت نمیگرفت من تا بحال آدم مؤدبی بوده ام! و چه و چها ازینرو معذرت میخواهم از شما، آن چند کار را ندیده و نخوانده بگیرید. چون پشیمانی من دیگر سودی ندارد، کاریست گذشته.
و این بار با همه بیحوصلگی نه، که دین پایان سخن با حوصله تمام میخواهم
مهدى اخوان ثالث |