نمونه شعر
میلاد
ناگهان
عشق
آفتاب وار
نقاب بر افکند
و بام و در
به صورت تجلی
در آکند،
شعشعه ی آذرخش وار
فروکاست
و انسان
برخاست.
خلاصه احوال
چیزی به جا نماند
حتا
که نفرینی
بدرقه ی راه ام کند.
با اذان بی هنگام پدر
به جهان آمدم
در دستان ماما چه پلیدک
که قضا را
وضو ساخته بود.
هوا را مصرف کردم
اقیانوس را مصرف کردم
سیاره را مصرف کردم
خدا را مصرف کردم
و لعنت شدن را، بر جای،
چیزی به جای بنماندم.
قناری گفت ... (به هوشنگ گلشیری)
قناری گفت: ـ کره ما
کره ی قفس ها با میله های زرین و چینه دان چینی.
ماهی ی سرخ سفره ی هفت سین اش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور می شود.
کرکس گفت: ـ سیاره ی من
سیاره ی بی هم تائی که در آن
مرگ
مائده می آفریند.
کوسه گفت: ـ زمین
سفره ی برکت خیز اقیانوس ها.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه بر تن داشت
و آستینش از اشک تر بود.
احمد شاملو |