کتابنامه - خرید ریالی از داخل کشور مشاهده سبد خريد | اتمام خريد


Powered by Persian-Culture.com
شناسنامه كتاب
پرفروشترين ها | تازه هاى نشر | فهرست موضوعى | سفارش ويژه | معرفى و نقد كتاب | خانه ناشران | خانه نويسندگان | صفحه اصلى
جستجوى:  (جستجوى پيشرفته)
قيمت كتابها، بدون محاسبه هزينه پست ارائه شده است. هزينه ارسال كتاب بر عهده خريدار خواهد بود و پس از تعيين كشور مقصد محاسبه ميشود.

 


دکتر فتح الله مجتبائى
  • شرح شکن زلف، انتشارات سخن
  •  شعر خارجى 

  •   -  ارمغان بدخشان
      -  قافله الحب و الموت

     
    مشارق الدراری
    سعيد بن محمد فرغانى


    گزیده اشعار رابرت فراست
    شاعر : رابرت فراست
    مترجم : دکتر فتح الله مجتبائى
    ناشر : مرواريد - تهران
    چاپ اول، 1380 شمسى
    نوع جلد : شومیز
    قطع : رقعی
    تعداد صفحه 221
    نوع چاپ : چاپی
    زبان : فارسی و انگلیسی
    وزن : 370 گرم
    رده كنگره : 16آ2ر/3529 PS
    شابك : 964-6026-79-6




     

    رابرت فراست

    رابرت فراست(17) را «آمریکائی‏ترین شاعر آمریکا» می‏دانند، اما نخستین بار در انگلستان به شاعری شناخته شد، و در آنجابود که توانست با فراغت بیشتر به این کار بپردازد.
    اجداد او از اهالی اسکاتلند بودند و در سال 1632 به »نیوانگلند« مهاجرت کرده و در آنجا اقامت گزیده بودند. پدرش‏ویلیام پرسکات فراست،(18)نخست معلم بود و سپس به روزنامه نگاری پرداخت. جریان‏های سیاسی اورا از نیوانگلندبه کالیفرنیا کشید و به همکاری با »بولتین سانفرانسیسکو« که از هواداران »دموکراتها« بود مشغولش داشت. مادرش‏معلم مدرسه بود و شعر می‏گفت، و به اشعار رابرت براونینگ (19)، شاعر انگلیسی، دلبستگی بسیارداشت.پدرش نیزاز ستایشگران شخصیت رابرت لی(20)،سردار معروف آمریکایی بود، و از این روی هنگامی که در ماه مارس 1874دارای فرزند شدند، هردو در نامگذاری او به توافق رسیدند و او را »رابرت لی« نام نهادند.
    رابرت ده ساله بود که پدرش در سی و چند سالگی به بیماری سل درگذشت، و مادرش ناچار او را به »ماساچوست«نزد پدربزرگش برد. رابرت در آنجا پرورش یافت و با درس و کتاب آشنا شد. مادرش معلم مدرسه بود و او را از همان‏روزگار کودکی با اشعار ادگارالن پو وامرسن آشنا ساخت.
    رابرت، در پانزده سالگی، نخستین بار شعر خود را در بولتین مدرسه »لارنس« به چاپ رسانید؛ و نوزده ساله بود که‏مجله‏ای یکی از اشعارش را به پانزده دلارخرید، ولی پدربزرگش او را از شاعری منع می‏کرد و معتقد بود که معیشت‏ازاین راه ممکن نیست. شاعر جوان با پانزده دلاری که از فروش شعر به دست آورده بود، شش قطعه از اشعار خود رادر مجموعه‏ای کوچک به نام تاریک و روشن (21) در دو چلد کوچک چاپ کرد، یکی برای خودش و یکی برای‏نامزدش الینور.
    در سال 1892 از مدرسه لارنس بیرون آمد و به کالج دارموت رفت، و پس از دوماه آنجارا ترک گفت و در مدرسه‏ای به‏معلمی پرداخت. اما این کار را نیز با طبع خود سازگار نیافت و پس از چندی به روزنامه نگاری مشغول شد.
    ازدواج او در همین زمان بود.الینوروایت از دانشجویان مدرسه لارنس، و همدرس او بود. این ازدواج در شاعری‏فراست بی تأثیر نبود؛زیرا تنها کسی که در میان خویشاوندان و آشنایان او به شعر و شاعری توجه داشت،پس ازمادرش، الینور بود. الینور همواره در این راه مشوق او بود و هنرش را می‏ستود.
    دوسال بعد رابرت تصمیم گرفت که باز به تحصیلات دانشگاهی خود ادامه دهد، ودر بیست و دو سالگی به دانشگاه»هاروارد« داخل شد.
    نخست قصد تحصیل فلسفه داشت، لکن پس ازچندی به مطالعه در ادبیات زبانهای کلاسیک-یونانی ولاتین-پرداخت و دوسالی را براین کارگذراند، اما در این کار نیز ثباتی نشان نداد، ودر 1900 هاروارد را ترک گفت. پدربزرگش‏به او امیدی نداشت و از آینده‏اش نگران بود، ولی آخرین یاری خودرا از او دریغ نکرد و کشتزار وسیعی را به وی سپردتا در آنجا به کشاورزی بپردازد و از این راه زندگی کند.
    فراست وضع خود را با زندگی روستائی موافق ساخت و ده سال در آن مزرعه به زراعت روزگار گذراند.این ده سال‏زندگی روستایی و آشنایی نزدیک با طبیعت، مایه اصلی هنر او گردید. وی در پایان این مدت، باز به کار معلمی‏پرداخت و در دانشسرای پلیموت به تدریس مشغول شد. اما عاقبت به عزم سفر اروپا، مزرعه را فروخت و به‏اسکاتلند کوچ کرد ؛ زیرا در این روزگار محیط آمریکا خشک و بی روح بود و شعر در آنجا خریداری نداشت. چند تن ازشاعران و نویسندگان نامدار امریکا، اروپا را اقامتگاه خود ساختند و برخی نیز، چون هنری جیمس و ت.اس.الیوت‏تابعیت انگلستان را پذیرفتند.
    در انگلستان ،مجامع،انجمنها، و مجلات هنری فراوان بود و طبقات درس خوانده از تحولات و نهضتهای هنری و ادبی‏دنیا باخبر بودند. هر جنبشی درآلمان ،فرانسه و یا ایتالیا پدید می‏آمد، در همان زمان در انگلستان منعکس می‏شد، وهرکتابی که در یکی از این کشورها انتشار می‏یافت اصل ویا ترجمه‏های آن در یک زمان به کتابخانه‏های لندن می‏رسید.
    رابرت فراست در انگلستان برای نخستین بار به محافل ادبی راه یافت، و در سال بعد در 1913، اولین کتاب شعر اوبنام خواست کودکانه (22)انتشار یافت. این مجموعه مورد توجه سخن شناسان انگلیس واقع شد و مجله آکادمی درباره‏آن نوشت:»ما اشعار این مجموعه را سطر به سطر،باشگفتی و خرسندی خاصی که به ندرت از خواندن کتابهای شعرجدید دست می‏دهد، خوانده‏ایم.« شگفت آنکه نه تنها منتقدین محافظه کار، بلکه شعرای جوان و نوپردازی که بااصول و موازین شعر قدیم به جنگ برخاسته بودند نیز اشعار این مجموعه را پسندیدند، وعزراپاوند نقدی ستایش‏آمیزبرآن نوشت.
    این موفقیت برای فراست ارزش فراوان داشت، و او را در راهی که پیش گرفته بود استوارترساخت.
    انگلستان در این هنگام عرصه تعارض دیدگاهها و آراء هنری گوناگون شده بود: پیروان شیوه‏های قدیم دلبسته سنتهای‏گذشته بودند؛ جمعی از شاعران می‏کوشیدند که اشکال و ساختارهای شناخته شده را دگرگون کنند و با آوردن‏مضامین نو راه‏های تازه‏ای بگشایند؛ جمعی دیگر به گروه معروف به »منحطان«(23) فرانسوی و طرفداران »هنر برای هنر«پیوسته بودند، وکسان دیگری چون عزرا پوند نیز مکتب ایماژیسم را رواج می‏دادند.
    رابرت فراست از این جریانها دور و بیگانه نبود، و با شاعرانی چون ویلفرد گیبسون(24)و لاسلزآمبر کرامبی(25)ظBضµ BM ° jAkع o¼¼تU j
    M ²k½qس‏oM ki ؛AoM ³ذ An »µAn ²Bژ`¼µ ع‏د¼ص ,S}Aj Ro}Bبط
    روش خود را دنبال می‏کرد. در زمستان 1915 دومین کتاب شعر خودرا، تقریبا با همان خصوصیات و با رنگ محلی‏شدیدتر، به نام شمال بوستون (26) انتشار داد. در اشعار این مجموعه نیز تأثیر دیگران دیده نمی‏شدو اصالت واستقلال کار فراست بیش از پیش نمایان بود. شاید دلش می‏خواست که در آن میان بیشتر »اثرگذار« باشد، نه »اثرپذیر«،
    ویا شاید خود می‏دانست که راهی را که در پیش گرفته است راه اوست و دیگران از آن نرفته‏اند. وی در شعری کنایه‏آمیزبه این نکته اشاره می‏کند:
    درجنگلی زرد دو راه ازهم جدا می‏شدند
    و دریغا، من نمی‏توانستم که یک مسافرباشم‏
    وازهر دو راه سفرکنم .مدتی برجای ایستادم‏
    و تا چشمم می‏دید به آنجائی که
    یکی از آن دو راه در میان بوته زارها می‏پیچید، نگریستم‏

    سپس راه دیگر را در پیش گرفتم که به همان خوبی بود؛
    و شاید سزاوارتر هم می‏بود؛
    زیرا که گیاه بسیار بر آن روئیده بود و می‏بایست پایکوب شود؛
    اگر چه آمد و رفت هر دو را
    به یک اندازه کوفته و فرسوده بود،
    و در آن صبحدم، سبزه‏ای که هیچ گامی آنرا پایمال و سیاه نکرده بود،
    هر دو راه را یکسان دربر می‏گرفت.

    راه اول را برای روز دیگر گذاردم،
    و چون می‏دانستم که هر راهی به راه دیگر می‏پیوندد،
    به بازگشت خویش یین نداشتم .
    سالهای دراز پس از این،روزی
    با حسرت خواهم گفت:

    دو راه در جنگلی ازهم جدا می‏شدند و من-
    و من راهی را برگزیدم که از آن کمتر رفت و آمد شده بود.
    و تفاوتها همه از اینجاست.

    در بهار 1915، پس از آغاز جنگ جهانی اول ،فراست ناچار انگلستان را ترک گفت و به آمریکا بازگشت. لکن این بارشهرتش سراسر آمریکا را فراگرفته بود و به عنوان شاعری بزرگ در محافل و مجامع ادبی شناخته می‏شد. در همین‏مدت کوتاه، هنر نو در آمریکا طرفداران بسیار پیدا کرده بود. شروع کار مجلاتی چون Poetry در 2191، Little ReviwThe در 4191، The New Republic در 1914، و انتشار مجموعه اسپون ریور (27) اثر ادگارلی‏مسترز(28)، واستقبالی که از آن شد، ونیز گسترش سریع ایماژیسم در آمریکا، همه شاهد و مؤید این نکته است.
    فراست درین سه سال بیش از آنکه خود تصور می‏کرد مشهور شده بود، و ناشران آمریکائی نیز هردو کتاب او را ازنوچاپ و منتشر کرده بودند.وی در تابستان 1915 در یکی از نواحی کوهستانی نیوهمشایر مزرعه‏ای خرید و باز به‏کشاورزی مشغول شد، ولی دیگر مجال و فرصت این کار برایش باقی نمانده بود،مجلات وانجمنهای ادبی و هنری پی‏در پی از او درخواست همکاری می‏کردند و روزنامه‏ها در چاپ و نشر اشعارش بر یکدیگر سبقت می‏جستند. درهمین‏اوقات بعضویت انجمن ملی ادبیات و هنر(29)انتخاب شد و دانشگاه هاورارد نیز او را بشاعری جامعه Koppa برگزید. دانشگاههای بزرگ آمریکا او را برای تدریس و سخنرانی دعوت می‏کردند و چندین بار از طرف‏دانشگاهها و مراکز و مؤسسات علمی درجات و نشانهای افتخاری باو داده شد. گراهام مانسون، منتقد معاصرآمریکائی درباره او می‏نویسد که »هنوز دست به در نبرده بود که درهای همه مراکز ادبی آمریکا بروی او گشوده شد.«
    در پائیز 1916 کتاب شعرا و به نام فاصله‏های کوه‏ها(30) انتشار یافت. این کتاب شامل اشعاری است که در دو سال پس ازانتشار کتاب شمال بوستون سروده شده است، و چهارمین کتاب شعراو، که برنده جایزه پولیتزر شناخته شد،در 1923به نام نیوهمشایر(31) انتشار یافت. در ا928 جویباری که به مغرب می‏رود(32)در 1930 مجموعه اشعار،در 1936 افق‏دورتر(33)در 1942 درخت شاهد(34)و بوته بلند(35)،ودرسال 1949 مجموعه کامل اشعاراو منتشر شد.
    رابرت فراست چهاربار به دریافت جایزه پولیتزر توفیق یافت و نشان‏ها و درجات افتخار بسیار کسب کرد. بسیاری ازسخن شناسان اروپاو آمریکا او را بزرگ‏ترین شاعر معاصر آمریکا می‏دانند.
    مارک ون دورن شاعر و منتقد بزرگ معاصر آمریکائی می‏گوید:»مردم آمریکا به او مقامی می‏دهند که به هیچیک ازشعرای امروز داده نشده است«. ویلیام رزبنت او را هم شأن امرسن و پیترویرک وی را »یکی از بزرگترین شعرای معاصرجهان می‏داند«. فراست در مراسم آغاز دوران ریاست جمهوری جان اف.کندی در 1961، حضوریافت و شعرخواند.کندی به اشعار او دلبستگی خاص داشت.در1962 به نمایندگی مخصوص از طرف کندی به اتحاد جماهیرشوروی اعزام شد، وسال بعد در29 ژانویه 1963 در بیمارستان بوستون رخت از جهان بربست.
    چنانکه گفته شد رابرت فراست » آمریکائی‏ترین شاعر آمریکا« است. درشعر او زیبائی‏های نواحی شمال آمریکا وزندگی روستائیان آن، بادقت و صمیمیت بسیار توصیف شده است .در شاعری شیوه‏ای خاص خود دارد.هم در شکل‏و ساختار لفظی و ظاهری، وهم در مضمون و محتوا،راه و روش سنتی شعر انگلیسی و شیوه‏های مرسوم ومعمول رارها کرد،واز تقلید و تصنع به طبیعت زنده و واقعیات زندگی روی آورد. تازگی و طراوت طبیعی،سادگی و نزدیکی به‏زبان و بیان رایج روز،عمق احساس و ادراک ،و تصاویر زنده وگویا از رفتارهاواحوال روحی و اجتماعی مردمی که با اوسروکار دارند،از ویژگیهای شعراوست.
    هنر او را معمولا با شعر وردزورث، شاعر انگلیسی، مقایسه می‏کنند؛ لکن این مقایسه همیشه درست نیست. سرچشمه‏الهام این دو شاعر طبیعت و زندگانی روستائی است. دراشعار فراست ناحیه نیوانگلند، و در اشعار وردزورث لیک‏دیستریکت توصیف و نقاشی شده است. لکن دید و ادراک آنها ازهم جداست. رآلیسم فراست را نباید با ایده‏آلیسم‏وردزورث اشتباه کرد.
    وردزورث دنیا را با چشم عرفان می‏نگرد. در نظراو،طبیعت مظهر جمال مطلق و مربی ذوق و عواطف بشری است،وانسان را بسوی کمال راهبری می‏کند.طبیعتی که در شعر وردزورث منعکس شده است زیباست،و زندگی در دامان‏طبیعت ساده و شیرین و سرشاراز شادی و خرسندی است. در شعر وردزورث ،انسان تماشاگری است که زیبائی‏های‏طبیعت را از دور می‏بیند.
    رابرت فراست همیشه دهقان بوده است، وحتی در انگلستان نیز بزراعت مشغول بود و جز به ندرت مزرعه خود راترک نمی‏گفت.وی با طبیعت و زندگی روستائی آشنائی نزدیک و مستقیم داشت ودر عالم خیال ازآن سخن‏نمی‏گفت.فراست از زندگی روزانه مردم نیوانگلند الهام می‏گرفت،و از امور عادی و معمول شعر می‏ساخت. در شعر اوطبیعت چنانکه هست منعکس شده و زندگی روستائیان با تمام تلخی‏ها و سختی‏های آن به روشنی بازتاب یافته است.برخلاف وردزورث که در جستجوی کمال مطلوب و نایافتنیهاست، فراست به آنچه در پیش نظر دارد می‏نگرد و ازآنچه می‏بیند و می‏شنود سخن می‏گوید.
    در داستانهای منظوم او،روستائیان ناحیه نیوانگلند با زبان خود افکار و خیالات و صفات خود را برما عرضه‏می‏دارند.دراینجا دیگر انسان تماشاگر زیبائی‏های طبیعت نیست.انسان جزء طبیعت، و با طبیعت درهم آمیخته است.وی در این داستانها دشتها و بیشه زارها وطبیعت ناحیه نیوانگلند،واحوال و رفتار و مشکلات مردم آن را به تصویرکشیده است. سرچشمه‏های الهام او تجربه‏های عینی و روزمره زندگی در این فضاست، و موضوعات و مایه‏های‏اصلی داستانهای خود را از اینجا می‏گیرد.در این داستانها هیچ رویداد هیجان‏انگیز و غریب و غیرعادی نیست. ولی‏درعین حال، چهره نگاری، تصویرحالات روحی ،و قوت تأثیرگذاری آنها به اندازه‏ای است که تا مدتی دراز بعد ازخواندن، چهره ها و صحنه‏ها و گفتگوها در ذهن و خیال باقی می‏ماند.»مرگ مزدور«،»دفن در خانه« و »هراس« از این‏نوع است که در عین سادگی و بی پیرایگی ،شدیداً خیال‏انگیز و تأثیرگذاراست.
    امی لوول ،شاعره و سخن شناس معاصر آمریکایی درباره این گونه داستانهای او چنین می‏
    گوید:»مرگ و زندگی آثارهنری بیش از آنکه به مضمون و محتوای آنها مربوط باشد به چگونگی بیان و ارائه آنها بستگی‏دارد- هرچند که این نکته شاید در نظر خوانندگان امروزی غریب و ناپذیرفتنی نماید. زمان تغییر می‏کند و آنچه امروزدر نظر نسلی مهم و معتبر جلوه می‏کند،درنظر نسلی دیگر بی اهمیت می‏شود.لکن زیبائی بیان خاصیتی است‏همیشگی.«
    زندگی روستائی چنان فراست را تحت تأثیر قرار داده است که حتی در بیان عقاید هنری خود نیز به طبیعت توسل‏می‏جوید؛ چنانکه درباره لزوم و اهمیت نبوغ و قریحه ذاتی در ایجاد آثار هنری ،این مثال و تشبیه را می‏آورد:
    »نویسنده خوب مانند کسی است که در مزرعه‏ای هویج از خاک بیرون می‏آورد. هویج هارا یک یک، با دقت و شکیب،از زمین بیرون می‏کشد،تا عاقبت هویجی را می‏تراشد،قسمتهایی از آن را می‏برد،ریشه دو شاخه آن را بشکل دو پای‏آدمی در می‏آورد،و در آخراز آن چیزی شبیه به انسان می‏سازد. صاحب قریحه حقیقی ،هر جزء زندگی را که الهام‏بخش خود یافت سخت نگاه می‏دارد و بدان شکل می‏دهد. ولی کسی که فقط »رآلیست« باشد، نه صاحب قریحه، آن‏هویج را به همان صورت که بوده است رها می‏کند، و کسی که فقط »ایده‏آلیست« باشد،ونه صاحب قریحه،سعی‏داردک ه هویج را بشکل دازگوش درآورد، در صورتی که شکل طبیعی هویج،شکل درازگوش را به خاطر القاء نمی‏کند.
    فراست باز در جای دیگر برای بیان و توضیح عقاید خود مثال دیگری از آنگونه که ذکر شد می‏آورد:
    »رآلیست دو نوع است: یکی آنکه سیب زمینی را باگل وخاک عرضه می‏کند، تا آنرا»واقعی« جلوه دهد. دیگری آنکه‏سیب زمینی پاک و شسته شده را می‏پسندد. من میخواهم که از نوع دوم باشم. بعقیده من وظیفه هنرآنست که زندگی راآراسته و پاکیزه کند و شکل واقعی آن را آشکارسازد.«
    فراست سختیهای زندگی روستائی را خوب می‏شناخت و از تنهائی و دورافتادگی و محدودیتهای آن آگاه بود.ولی بااینهمه ،زندگی روستائی را به شهرنشینی ترجیح می‏داد و سادگی و بی پیرایگی آن را دوست می‏داشت،واز تسلطشرایط جدید و غلبه نظام بازارمداری و ماشین پرستی بر زندگانی روستائی نگران بود.وی طرفدار وضع متعارف وارزشهای ثابت بود،و آشفتگیهای برخاسته ازتحولات سریع اجتماعی و صنعتی با طبیعت آرام و آرامش جوی اوسازگارنبود. اما با اینهمه، به سرنوشت انسان و آینده جوامع بشری خوشبین بود و سیرجامعه را بسوی کمال و بهبودمی‏دید.
    در زیر سطح ساده و بی پیرایه شعراو غالباًنوعی تفکر و ژرف بینی در معنا و حقیقت زندگی ،ودرسرنوشت و سرانجام‏انسان و جهان، به نظر می‏رسد،که گاه با طنز و کنایه همراه است وگاه بصورت تمثیل و یا در ضمن داستان و روایت بیان‏می‏شود. ولی از ویژگیهای هنراوست که همواره به پدیده هاو رویدادهای عادی و معمول ،چه در زندگی و چه‏درطبیعت به چشم یک شاعر می‏نگرد:»چیزهائی را که دوست می‏داریم ،برای آنچه هستند دوستشان می‏داریم.«
    وی از ساده‏ترین و غیر شاعرانه‏ترین چیزها شعر می‏سازد. همه چیز را خوب می‏بیند و به همه چیز عشق می‏ورزد.دریکی از اشعارش چنین می‏گوید:
    »اگر بخواهند که سرگذشت من برسنگ مزارم نوشته شود،
    من خود آن رادر عبارتی کوتاه‏آماده دارم .
    دلم می‏خواهد که بر سنگ مزارم بنویسید
    که نزاع من با دنیا نزاع عاشق بامعشوق بود(36)

    اشعاری که دراین کتاب آمده است از کلیات اشعار رابرت فراست (37)،چاپ 1949،انتخاب و به فارسی ترجمه شده،ومترجم کوشیده است که نمونه‏هائی از انواع مختلف سروده‏های این شاعر را در این مجموعه عرضه کند دراینجا بایداز دوست ارجمند،جناب منوچهر انور،که در چاپ اول این کتاب مندرجات آن را به دقت از نظر گذراند و نکات واصطلاحات سودمندی را یادآور شد سپاسگزاری کنم
    ...................( Anotates ).................
    1) Tilla Durieux: خانم هنرپیشه مشهورآلمانی
    2) Paul Wegener
    3) Heinrich George
    4) Alfred Kerr (8491-7681): نویسنده و منتقد تئاتر- آلمانی.
    5) Herbert Ihering
    6) George Grosz
    7) Ernst Toller(9391-3981): نویسنده آلمانی ،عضوشورای کمونیستی شهر مونیخ که با نمایشنامه‏های‏اکسپرسیونیستی اش معروفیتی یافت.

    8) Walter Mehring
    9) K.Tucholsky(5391-0981): نویسنده آلمانی و منتقد اجتماعی سیاسی .
    01) Bertolt Brecht(6591-0981): درام نویس آلمانی که ابتدا به سوی اکسپرسیونیسم کشیده شد وبعد هم‏سبک ویژه خود را ابداع نمود»تئاتر اپتیک«)حماسی(.
    11) Die Raubr،اثر :یوهان کریستف فریدریش فن شیلر.
    21) Nollendorf
    31) Freie Volksbuhne
    41) Stellvertreter،اثر :رولف هوخهوت .Hochhut
    51) Oppenheimer،اثرKipphart
    61) Ermittlung،اثر:Peter Weiss71) Robert Lee Frost
    81) William Prescott Frost
    91) Robert Brawning
    02) Robert Lee
    12) Twilight
    22) A Boys Will
    32) Decadents
    42) Wilfred Gibson
    25) ° ²
    ¼{, SطBح‏TwA ° RBLY -Lascelles Ambercrombie
    62) North of Boston
    72) Spoon River Anthology82) Edgar Lee Masters
    92) Phi Beta-The National Institute of Arts and Letters
    03) Mountain Intervals
    13) New Hampshire
    23) West-running Brook
    33) A Farther Range
    43) A Witness Tree
    53) Steeple Bush
    63) world.And were an epitaph to be my story Id have a short one ready for my own.I
    would have written of me on my stone: I had a lovers quarrel with the
    73) york,1949.Complete Poems of Robert Frost,Heuny Holt and Company,Ime.New
    فتح الله مجتبائی

    دکتر فتح الله مجتبائى

    فهرست كتاب :

  • راهی که اختیار نکردم‏
  • چراگاه‏
  • عشق و یک پرسش‏
  • باد وگل کنار پنجره‏
  • چشم انداز
  • دسته گل‏
  • اکتبر
  • پروانه من
  • اکراه‏
  • تعمیردیوار
  • مرگ مزدور
  • دفن در خانه‏
  • هراس‏
  • تلفن‏
  • هبوط براون‏
  • آتش ویخ‏
  • در گورستان متروک‏
  • غباربرف‏

  •  

    فهرست كتابهاى منتشرشده توسط انتشارات مرواريد

    درباره اين كتاب بنويسيد -- لطفا نظر خود را همينجا براى ما ارسال كنيد تا در بخش نقد كتاب منتشر شود.



    Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
    Ketabname Online -- Copyright 2000-2013

    Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

    Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0