جامعه شناسی خودمانی
نویسنده : حسن نراقى ناشر : اختران نوبت چاپ : چاپ سوم تاريخ نشر : 1383 شمسى قيمت: 5.22$
مقدمه
اعتراف میکنم روزی که (جامعهشناسی خودمانی )را پاکنویس شده تحویل ناشر دادم، به تنها موردی که فکرنمیکردم این بود که دفعات چاپ کتاب به ارقام دو رقمی برسد... من نه حرفهی اصلیام نویسندگی بود و نهتخصص ام بررسی مسائل اجتماعی،... و نه مهمتر از همه اسرار مگویی را فاش کرده بودم. ولی از کتاب استقبالشد. چرا؟ و سؤال اصلی برای خودم هم همین شد که واقعا چرا؟ تا این که بالاخره تأمل در این پرسش بهپیدایی پاسخی نسبی انجامید که حالا شما به عنوان مقدمه در دست مطالعه دارید. حالا اگر همین پاسخ را همشما نا کافی دیدید همتی بکنید و نظر خودتان را در دو سه سطر برایم بنویسید. بدون شک مدیونتان خواهمشد. و اما پاسخ:
طبق روال همیشگی ام کوتاه میکنم و خلاصه میگویم، به نظرم مهمترین دلیل موفقیت کتاب( سخن دل )بودنپیام بود که لاجرم باید (بردل )مینشست. ببینید، من هم مثل تعداد اندکی از شما عزیزان در طول زندگی ام کمو بیش دروغ هایی گفتهام. حالا کم یا زیادش بماند. مسئولیتش را خودم میپذیرم، اما قطعا میدانم که (قدیس)نیستم. سوای این توضیح صادقانه که ادا کردم، بدانید که در تمامی طول نوشتن (جامعهشناسی خودمانی)تمام کوشش ام را بکار بردم تا کوچکترین انحرافی از باورهایم، حالا چه اجتماعی و چه فکری، نداشته باشم.
پس، اگر حتی نیشی هم در این راه زدهام، اطمینان داشته باشید این نیش را نه از بهر کین و به قصد دل خنکیخودم و یا دلخوشی خوانندهام، بلکه بیشتر با امید به این که این نیش بتواند در حد سوزشی که هر تزریقآمپولی برای بهبود بیمار ایجاد میکند مفید باشد، همین و همین، و نه چیز دیگر. چه اگر من و شما قصداصلاحی داریم، قصد علاجی داریم، باید بیماری و میکروب آن را هدف بگیریم و نه خود بیمار را.
سوای این موضوع، نکتهی بعدی این بود که من در تمامی کتاب مطلب تازهای را نگفته باشد. من فقط تصاویرقطعه قطعه شدهی اجتماعی را درست مثل بازی(پازل) به گونهای پهلوی هم قرار دادم که اصویر کلی بتواندخودش را راحتتر نشان بدهد. کتاب من تنها یک انسجام فکری و یا یک تبلور مکتوب قابل ارائه برایخوانندهام فراهم کرد تا با خود بیندیشد: که ملت عزیز ما علی رغم تجاربی که به ویژه در این یکصد و خردهایسال، با پرداخت هزینهای این چنین سنگین، کسب کرده است چرا امروزهاش چنین است؟ شوخی نیست دوانقلاب بزرگ، دو کودتای سرنوشت ساز، دو جنگ بزرگ بین الملل، نهضت ملی شدن صنعت نفت، هشتسال دفاع و جنگ ویران گر با صدام متجاوز، تجربیات ولو کوتاه دموکراسی، قیامهای احساسی ولی پاک اکثرابی نتیجه، و... این رویدادها از نظر تأثیر گذاری، کم و کوچک نبودند. هر کدام شان میتوانست برای رهیابیملتی کافی باشد. پس چرا این ما، (مای ایرانی )، که به درستی هم مدعی هستیم وقتی شروع به طرح چنینخواست هایی کردیم که لااقل در دنیای دور و برمان آثاری از این صحبتها نبود، امروزه با مشکلاتی دست بهگریبانم که نباید باشیم؟ چرا؟ فکر میکنم خواننده قبل از این که حتی کتاب من چاپ شده باشد خودش، ازمدتها قبل با طرح این گونه سؤالها به نوعی (جامعهشناسی خودمانی )مورد نظر، حالا با هر اسم دیگری،رسیده، و آن را توی ذهنش مجسم کرده و به این نکته پی برده بوده که بالاخره سوای تمامی دلایل به جا و یانابجایی که تا به حال برای عقب ماندگی جامعهشناسی به رخش کشیدهاند، یک کمی هم علت دردش را باید دردرون خود و جامعهاش جستجو کند. و الا اگر به این نقطه نمیرسید که استقبالی نمیکرد.
در جای جای کتابم و شاید هم به تکرار، برای آن عدهی به خصوص و امید وارانه اندک، که مخاطب ام بودند،بسیار ساده و دوستانه عرض کرده بودم، عدهای (حالا به درصدش کاری نداشته باشید) دروغ میگویند، تظاهرمیکنند، تملق میگویند، قهرمان پرستی بی مورد میکنند و بدتر از همه به حقوق دیگران تجاوز میکنند، یعنیدر شعله ور کردن جهنمی که قبل از همه خودشان را میسوزاند کوشش میکنند. من به این نتیجهی قطعیرسیده بودم که اینها دردهای کهنه و مزمن جامعهی ماست که باید درمان شوند و ضمن اعلام مکرر بیادعاییام در مورد درمان، به ذهنم رسیده بود که بگویم برای از بین بردن این چنین دردهایی فقط یک راه یالااقل یکی از مهمترین راه هایی که، میشناسم این است که باید دروغ نگفت و با دروغگویی مبارزه کرد، همینو همین، و به همین راحتی. اگر دروغ نگوییم، تظاهر بی مورد هم از بین میرود، پنهانکاری و دزدی و ارتشا هماز بین میرود، تملق هم از بین میرود .اگر تملق از بین رفت، دیگر این جور توی سرما و گرما کارمند خدایناکرده متملق مجبور نمیشود برای شرکت در ختم مادرزن رئیس ادارهاش که از صمیم قلب میخواهد سر بهتنش نباشد، از وقت زن و بچهی خود بزند و به شکل مسخرهای قیافهی عزادار به خود بگیرد. مسائل اجتماعیبه صورت باور نکردنی به هم وابستهاند. برای حل آنها هرگز و به صورت مشخص نمیشود گفت که از ایننقطه باید شروع کرد. از هر کجا که شروع بشود خوب است. بگذریم. با استقبال از (جامعهشناسی )، ملت، اینهستی بزرگ، که هزاران سال است توانسته به نام ملت کهنسال ایرانی، حالا به هر طریقی که بوده، خودش رازنده نگه دارد( خود این زنده ماندن را دست کم نگیرید )نشان داد که درد را شناخته است. شاهد این مدعا آثارو کتابهای دیگری است که در این چند ساله دربارهی این موضوع منتشر شده و خوشبختانه با استقبال بسیارخوبی هم روبه رو شده و به چاپهای مکرر رسیدهاند مثل: جامعهشناسی نخبه کشی، ما چگونه ما شدیم،خود مداری ایرانیان، نجات، چرا عقب ماندهایم، و... وقتی درد شناخته شد مطمئنا درمانش هم میسر خواهدشد. این بود که به ادامه این نوشتنها و این گونه نوشتنها تشویق شدم. چندین مقاله تحت همین نام در مجلاتو مطبوعات کشور به چاپ رساندم، ام صرفا به دلیل غیر آرشیوی بودن این گونه نشریات در مقایسه با کتاب،ابتدا به فکرم رسید که این مقالهها را بعد از چاپهای سوم و چهارم به کتابم اضافه کنم ولی دیدم این کار به هرحال اجحافی میشود اقتصادی، برای آن دسته از عزیزانی که قبلا آن را تهیه کردهاند. اما وقتی تعداد اینیادداشتها زیادتر شد، از جانب دوستان پیشنهاد شد که برای (جامعهشناسی خودمانی )جلد دومی با همیننام منتشر کنم. این راه را هم نپسندیدم، که معمولا حجم بالای کتاب است که کار را به جلد دوم و سوممیرساند، این کتاب صلابت و هیبتی برای این کار نداشت.
این بودن که به هر رو کتابی را که هم اکنون در دست دارید و با همین نام از مجموعهی مقالات و مصاحبههایقبلا منتشر شده و صد البته با کمی دستکاری منطق با وسواس بیش از اندازهی مدیر نشر اختران به دست چاپسپردم. با آرزوی این که در روزگاری نه چندان دور با آگاهی واقع بینانه و برخاسته از خرد جمعی بتوانیم نسبتبه رفع کاستیهای خود کوشا باشیم. که ایرانی باهوش و خدادادش و فترت جستجوگرش استحقاقی بسیار فراتراز روزگار امروزش دارد. مشروط بر اینکه حداقل نیم نگاهی به گفتهی (امانوئل کانت )فیلسوف خردگرایآلمانی داشته باشد که همواره توصیه میکرد (دلیر باش و متکی به عقل خویش ).
تهران، تابستان 83
مأخذ : جامعه شناسی خودمانی صفحه 7
Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
Ketabname Online -- Copyright 2000-2005