کتابنامه - خرید ریالی از داخل کشور مشاهده سبد خريد | اتمام خريد


Powered by Persian-Culture.com
معرفى و نقد كتاب
پرفروشترين ها | تازه هاى نشر | فهرست موضوعى | سفارش ويژه | معرفى و نقد كتاب | خانه ناشران | خانه نويسندگان | صفحه اصلى
جستجوى:  (جستجوى پيشرفته)
هرگونه نقل مطلب با ذكر منبع آزاد است.

 


 الفهرست
نویسنده : محمد بن اسحاق ابن نديم
ناشر : اساطير-گفتگوى تمدنها
نوبت چاپ : چاپ اول
تاريخ نشر : 1381 شمسى
قيمت: 11.82$

فهرست ابن ندیم



محمدرضا تجدد

درود بر خواننده محترم- البته می‏دانید که دانشمندان و علماء تاریخ بر آنند که کتاب الفهرست ابن ندیم اثری جاویدان‏و چراغ هدایت، و راهنمای علوم باستانی از بآثار و تالیفات و اخلاق و عادات و مذاهب ملل و اقوام عالم بوده. و عمراین کتاب از عمر نوح بیشتر و در این مدت، چون چشمه سلسبیل بهشت دانش و معرفت را آبیاری میکند.
این کتاب آئینه قسمتی از علوم پیشینیان، و سیر تکامل بشر است که نهضتهای علمی، و بالاخص نهضت علمی عالم‏اسلام تا قرن چهارم هجری در آن جلوه گر بوده، و از آن زمان تا امروز و شاید قرنها بعد- کمتر کتابی در تاریخ آداب ملل‏و نحل نوشته شده، و می‏شود که از این کتاب چیزی اقتباس نکرده و یا نکنند.
در گذشته، هزاران سال پیش، علم درخشندگی و تابش برق آسای امروز را نداشت. و همچون چراغی بود کهبر روزنه‏حوادث و انقلابات گذاشته شود، دانشمندان نسبتاانگشت شمار بوده، و کتاب با دست نوشته می‏شد، و شماره واندازه محدودی داشت. وای چه بسا علومی که برای تهاجم و زورآزمائی قدرت طلبان در سینه صاحبانش ،در جنگهاو کشتارها در خاک نهان گردید، وای چه بسا کتابها که بتاراج رفته، و یا شعله آتش را فروزانتر نمود.
شرق میسوخت، و شهر دانش و حکمت غرب نیز دستخوش هرج و مرج و حوادث سهمگین شده، و چراغ علم درآنجا نیز رو به خاموشی گذاشته بود، که درخشندگی ناگهانی آفتاب اسلام دوباره آنرا بتلألؤ در آورده، و از تلألؤش‏نهضتی در اسلام هویدا شد،که نهضت علمی غرب از آن سرچشمه گرفت، و کتاب ابن ندیم فهرستی از آن نهضت‏علمی و ادبی اسلام و تراوشات آن به عالم غوب بوده که بدنیا نشان میدهد اسلام چگونه از غرب چیزهائی گرفته وآنهارا بصورت بهتری در آورد.
ولی باز به ناموس طبیعی ت انماالدنیا دول - سر نیزه به جای قلم به کار افتاد و فن آدمکشی و لشکرکشی، علم و ادب‏را تحت الشعاع خود در آورد، گردباد حوادث سهمگین، و تاخت و تاز چنگیز و چنگیز صفات مقدمات انحطاط را درتمام مراحل حیاتی شرقیان فراهم ساخت، از علوم باستانی ایران که شاید چیزی به جا مانده بود، و همچنین آثار عظیم‏اسلامی از میان رفته و یا خطر نابودی آنرا تهدید میکرد، و باز کتابها یا گلخن حمامها را گرم کرده و یا درکنج کتابخانه، درزیر گرد و غبار پنهان ماند، که مشتاقان علم و دانش- پژوهان از آن خبری نداشته و کمتر کسی از پایه ترقیات قرون‏اولیه‏اسلام با خبر بوده و جز کتابهای دینی ویا افسانه مانندی از هارون الرشید و برمکیان و اشعار شعراء بزرگ عرب‏کتابهائی که پایه نهضت علمی گذشته را کماً و کیفاً نشان دهد در دست مردم دیده نمی‏شد. شاید نام کتاب الفهرست درزبانها برده می‏شد ولی جز معدودی که نسخه‏های خطی و محدود آنرا داشتند کسی از مندرجات آن آگاه نبود.
در قرن سیزدهم هجری، و نوزدهم میلادی اول کسی که قد مردانگی علم کرده، و این شمعدان جواهر نشان را از زیرخاک در آورده، و آنرا جلا داده، ودر طاقنمای کاخ دانش گذاشت،شادروان گوستاوفلو گل دانشمند اطریشی بود که دربحبوحه انحطاط عالم اسلامی نسخه‏های مختلفی از این کتاب جمع، و از روی تمام آنها- بشرحی که در ممیزات چاپ‏فلوگل خواهد آمد- یک نسخه جامی با تعلیقات تهیه و در لییزیک چاپ، و به عالم ادب و فرهنگ دنیا عرضه داشت.
و با اینکه این کتاب اغلاط و پیچیدگی هائی دارد که خواننده را دروادی حیرت و گمراهی میاندازد، ولی باید اعتراف‏کرد که: الفضل للمتقدم.
این دانشمند اطریشی که، یک مرد بیگانه از حیث نژاد، و زبان عرب بود، با نهایت صداقت و امانت و کنجکاوی ودقت، بوظیفه علمی و وجدانی خود عمل نموده و سالها عمر خود را صرف این کار بزرگ باارزش کرد، ولی کسانی که‏بعد از او قدم به این میدان گذاشتند، و خود را عرب و از نژاد عرب می‏دانستند، و در تجدید چاپ این کتاب بهره کلانی‏داشته‏اند، آنها سزاوار همه گونه سرزنش و ملامتند که نخواستند پیش از مبادرت بتجدید چاپ، یکبار به مندرجات آن‏نظری اندازند، ولا اقل پاره از اغلاط و هفوات آنرا تذکر داده و دانش پژوهان را ازاین سر گشتی خواندن کتاب الفهرست‏نجات دهند.
شخصیت ابن ندیم
نام ابن ندیم، و کنیه،ونام پدرش همان است که در همه جای این کتاب دیده می‏شود تنها در کنیه‏اش اختلاف کوچکی‏است که برخی- ابوالفتح- دانستهاند.نژادش صحیحامعلوم نیست، که آیا عرب خالص بوده، و یا بمللی غیر از عرب‏پیوسته میشود، قدر مسلم این است هک از مردم بغداد بوده، و برای منظور خود بخارج بغداد، چون موصل وشهرهای دیگر مسافرتهائی داشته است.
اینکه گویند ابن ندیم از علمای نجوم و از منجمان علوی مصری بوده ظاهراپایه ندارد زیرا کتابش چنین امری، حتی‏مسافرت بمصر، معلوم نمی‏شود، و ممکن نیست کسی چون ابن ندیم در جرگه منجمان خلیفه باشد،و یا در علم نجوم‏تخصصی داشته باشد، و از بیانات و کنجکاویهایش چنین معانی استفاده نگردد، در بغدادئ بکار وراقی و کتابفروشی‏مشغول ،یا نسخه نویسی تالیفات علماء نشسته باشد،بلکه هنرمند، و در سنجش و ارزیابی کتاب توانا، و مؤلفی بوده که‏بشهادت کتاب الفهرست، توانسته است با نهایت درایت و دقت آثار باستانی ملل را جمع آوری نماید. و جز آن نیزکتابی به نام - التشبیهات و الاوصاف - تالیف کند. و این کار در آن دوره و زمان - که وسائل تحقیق، و روابط بین‏المللی، و بدست آوردن مبانی عادات و اخلاق و معلومات سایر ملل بی اندازه دشوار، و محدود بوده، این بغدادی -که شاید جز عربی زبان دیگر نمی‏دانسته- کاری انجام داد که شایسته تکریم و احترام، و اعجاب و تقدیر است، که‏دانشمندان اشتیاق به کنجکاوی آنها را دارند.
اگر ابن ندیم- در زمان خود تنها بوراق و کتابفروش معروف بود، امروز مورخی شناخته می‏شود که تحقیقات، و گفته‏هایش ماخذ و مستند رجال علم و ادب است.
ولی متاسفانه در کتابهای شرح احوال و آثار دانشمندان چیز قابل توجه و استفاده درباره زندگانی، و سال تولد و سایرکارهایش بدست نمی‏آوریم و مورخان در این قسمت چشم پوشی کرده، وشاید از روی تعمد نخواسته‏اند نام او را درصف علماء بزرگ قرار داده باشند. شاهد و مؤید گفتار ما شرحی به قلم یکی از استادان دانشگاه مصر در مقدمه ایست‏که برای چاپ الفهرست در سال 1348 هجری نوشته، و ماشمه از آنرا ذیلا بنظر خوانندگان محترم میرسانیم. استادمزبور که نامش مجهول مانده گوید:
تاریخ دادرس دادگستری نیست، تا هر کسی را به تناسب کارش شهرت دهد و باندازه شایستگی و استحقاقی که داردمکافاتی بخشد. چه بسا اشخاصی را که از تلفیق و به هم بافتن گفته‏های دیگران صفحاتی سیاه کرده‏اند، با القاب بالابلند یاد نموده، و نام آنها را جاودان داشته، و برعکس کسانی را که درحقیقت نابغه زمان خود در علم و عمل بوده‏اند،نادیده انگاشته و نمونه آن، رفتاریست که نسبت بابن ندیم روا داشته است، ابن خلکان نامی از او نبرده، در حالیکه ازکسانی نام برده که در مقایسه با ابن ندیم، بپشیزی ارزش نداشتند، وهمچنین صاحب - وفات الوفیات در استدراکاتیکه‏بر- وفیات الاعیات -نوشته، نامی از ابن ندیم نبرده. و کسانی هم که نامی از او برده‏اند باندازه مجمل و ناقص است، که‏مقصود کسی را در شناختن ابن ندیم ایفا نمینماید، چنانکه یاقوت در کتاب معجم الادباء همینقدر گوید:- محمد بن‏اسحق ندیم،مکنی بابوالفرج،کنیه پدرش ابپ یعقپب، مصنف کتاب الفهرست است،که بسیارخوب و با احاطه کامل،آنرا از کار در آورده، و میرساند که اطلاعات کاملی در فنون علمی داشته ن و از وی نیز چنین کاری بعید نبود، زیرا کارش‏وراقی و کتابفروشی بوده: و در مقدمه کتابش، گفته است که آنرا در سال 377 تالیف کرده، و بجز این فهرست - کتابی‏نیز به نام کتاب التشبیهات دارد. و از شیعیان معتزله بشمار میرود، این است تمام آنچه که یاقوت نوشته، و از این‏ترجمه، و سرگذشت هیچ بدست نمی‏آید که تولد ابن ندیم در چه سال، و در کجا بوده و چگونه زندگانی نموده و چه‏معلوماتی داشته، و در چه زمان وفات یافته است. و همین قدر هم میدانیم که ابن نجار در کتاب -ذیل تاریخ بغداد-می‏گوید: - ابن ندیم کتاب الفهرست را در ماه شعبان 377 تالیف نموده ودر بیستم شعبان 385 وفات یافته است. الخ
مؤید این گفتار نیز این شرحیست که در حاشیه صفحه اول نسخه خطی چستر بیتی مشاهده میشود: مؤلف این کتاب‏محمد ابن ابویعقوب، اسحاق بن محمد بن اسحاق وراق، معروف به ابن ندیم است. که از ابوسعید سیرافی، وابوالفرج اصفهانی، و ابوعبدالله مرزبان، و دیگران روایت نموده، و از خود او کسی روایت نکرده، ووفاتش در روزچهارشنبه بیستم شعبان سال سیصد و هشتاد، در بغداد بوده، و او را بشیعیت متهم میداشتند، و خدا او را عفو نماید.
این نوشته تاریخی ندارد ولی چنانکه در ممیزات نسخه چستربیتی، متن عربی آن را با سایر ممیزات آن نسخه ذکرکرده‏ایم، ظاهرا از احمد پاشا مقریزی و بخط اوست که مالک آن کتاب بوده و در حدود سال 824 هجری و قبل یا بعداز آن نوشته است.
و درکتاب الوافی بالوفیات، نیز وفات او را در سال سیصد و هشتاد ذکر کرده ولی در کتاب معجم المطبوعات العربیه والمعربه در صفحه 268 وفاتش را در سالهای بعد از سیصد و نود آورده که بعقیده اینجانب ناشی از تاریخ وفات ابن‏جنی در 392 است که در کتاب الفهرست آمده است.
مذهب ابن ندیم
شیعه بودن او مسلم است، و از تظاهر باین معنا نیز امتناع، و خودداری نداشته،و در هر جا که نام علی و اولادش بمیان‏آمده، با جملات: - علیه السلام - و علیهم السلام - از آنها یاد نموده، که این کار از مختصات شیعیان است، شاهد این‏معنا نسخه چستربینی است که مسلما از روی نسخه اصلی استنساخ شده، و در نسخه چاپی هر جا که دنبال نام ائمه -رضی الله عنه- یا عنهم- یا کرم الله وجهه - باشد، کار نویسندگانه سنی مذهب است که بعادت دیرینه خود چنین‏می‏نویسند.
و شاید همین اتصاف - یا بگفته مؤلفان سنی مذهب - اتهام - او بشیعه بودن، سبب اغماض و چشم پوشی درباره اوشده باشد.
زمان تولد و وفات ابن ندیم
تاریخ تولد ابن ندیم کاملا معلوم نیست، از خود او چیزی نقل نشده، و کسی هم بطور ثابت اشاره بآن نکرده فقط درکتاب هدیه الاحباب دارد تولدش در جمادی الاخر سال 297 بوده و در سال 375 وفات یافته است که اگر وفاتش رادر سال 380 بدانیم هنگام وفات 83 سال داشته و اگر وفاتش را در سال 385 بدانیم هنگام وفات 88 سال داشته‏است. ولی مستند این گفته روشن و آشکار نیست. تاریخ وفاتش که از ابن نجار نقل شده، روز چهارشنبه بیستم شعبان385 هجری بوده، ولی مقریزی و مؤلف کتاب الوافی بالوفیات آن را در روز چهارشنبه بیستم شعبان 380 دانسته‏اند.وما این را بحقیقت نزدیکتر میدانیم.و احتمال دارد گفته ابن نجار نیز 380 بوده، وصفر، که بعادت عربان خالی نوشته‏میشود، پنج- خوانده شده باشد. و از اوضاع واحوال کتاب استنباط میشود که ابن ندیم خود را در یک وضع و حالی‏مشاهده مینمود- خاصه اگر گفته هدیه الاحباب را درنظر بگیریم - که در عرضه داشتن نتیجه و ثمر تحقیقات چندین‏ساله خود شتاب و عجله پیدا کرده و مؤید این معنا کیفیتی است که در این کتاب توجه خواننده را بخود جلب‏می‏نماید.
اول:- جاهائی را که مؤلف خالی گذاشته بود بهمان کیفیت در کتاب آمده که پاره‏ای از آنها بآسانی ممکن بوده است‏تکمیل گردد.
دوم- تکرار مخل بحسن انسجام عباراتست که در پاره از جاها مشهود بوده،واز نویسنده مانند ابن ندیم که با کتاب ومؤلفان بزرگ سرو کار داشته بعید بنظر میایدن مثلا در فصل مربوط بمذهب مانی، در سه صفحه در حدود-41- جا-قال مانی- و-و-قال- تکرار شده و در-بودا- ونیزسایرتحقیقاتی که داشته همین تکرار مشهود، و میتوان گفت که این‏کلمات در آغاز یادداشتهائی بوده که بهمان پیکره بصورت کتاب در آمده است.
سوم:- در پایان مقاله اول دارد:
هذا آخر ما صنفناه من المقاله الاولی من کتاب الفهرست الی یوم السبت مستهل شعبان سنة سبع و سبعین و ثلماثه
و در پایان مقاله دوم نیز دارد:
هذا آخر ما صنفناه من مقالة النحویین و اللغوین الی یوم
السبت مستهل شعبان سنة سبع و سبعین و ثلثماته
که تمام شدن این دو مقاله در یک روز از ماه و سال میرساند که این کتاب در دست عده نویسندگانی بوده که بکار تمام‏کردن و پاکنویسی این کتاب مشغول، و شاید خود ابن ندیم هم نظارت بر آنها نداشته است. و براساس این قرائن‏استحسانی، ماوفات او رادر 380 که مقریزی نوشته یعنی سه سال پس از تالیف الفهرست صحیحتر میدانیم.
اما تردید برخی نویسندگان در تاریخ تصنیف ،و وفات ابن ندیم بمناسبت ذکر وفات مرزبانی در سال 378، و وفات ابن‏جنی در سال 292، و وفات ابن نباته - نصر بن نباته - بعد از سال 400 قابل توجه و ترتیب اثر نیست، زیرا از نسخه‏چستربیتی معلوم شد که این قسمتها الحاقی بوده، و از تراوشات قلم ابن ندیم در سال 377 راهب نجرانی را درقسطنطنیه ملاقات، و سرگذشت مسافرتش را بچین شنیده است و از این رو، درباره زمان تالیف الفهرست - و تاریخ‏وفات ابن ندیم دچار تردید گردیده، و در مقدمه که برای چاپ نوشته، این مطلب را تذکر داده است. و حال آنکه‏دارالروم همان محله نصرانیان بغداد بوده و ابن ندیم در کلیسای آن محله بدیدار راهب نجرانی رفته است.
سبک نگارش ابن ندیم
از مقدمه کتاب الفهرست، شیوه و سبک نگارش ابن ندیم نمایان، و معلوم میدارد تا چه حد پایه اقتصاد در بیان مطلب،
و استعمال کلمه داشته است. سبک نوشتن او، همان سبک سخنگوئی و محاوره معمولی است، و جمله معترضه - که‏گاهی بدرازا کشیده خالی از تاثیر در سلاست و روانی عبارت نیست،در نوشتجاتش زیاد دیده می‏شود، و شاید درمختصر نویسی و رعایت اقتصاد در جملات تعمد داشته، تا بتواند یک کتابخانه را در یک کتاب کوچکی جای دهد که‏سهل التناول و قابل حمل و نقل، و رفیق طریق باشد و این کاررا هم با بهترین صورتی انجام داده است.
از شرحیکه در آخر مقاله چهرام آورده، چنین فهمیده میشود که کتاب خود را در دو جزو- یعنی دو جلد- ترتیب داده‏بود، که جزو اول چهارمقاله، و جزو دوم، بقیه کتاب بوده است.

مأخذ : الفهرست صفحه17



Goods and services provided by Persian-Culture (CA, United States). Sold by 2CheckOut.com Inc. (Ohio, USA).
Ketabname Online -- Copyright 2000-2013

Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0